nazi812
امتیاز واکنش
381

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • سلام ممنون میشم رمانم رو بخونی و نظرت رو در موردش بگی
    او عین سایه است، سایه‌ای که همیشه و هر زمان همراهم است، اما سایه‌ی خودم نیست...!
    سلام
    خطوط رمانتون رو لطفا کوتاه تر کنید.
    با سیستم ۲۰ خط و گوشی۴۰
    حروف و کلمات رو نکشید من هر پست رو براتون ویرایش میکنم اما شما متاسفم همون اشتباهات رو دوباره تکرار میکنید.
    موفق باشید
    این دیگه چیه؟:unlucky::unlucky:
    لینک یک رمانه!
    در مورد چیه؟
    یک فرشته!
    (هرکس سر نزنه حسوده)
    ممنون میشم سر بزنید لایک کنید و اگه وقت دارید و خوشتون اومد بخونید.
    سپاس فراوان
    سلام
    خوشحال می‎شم یک سر به پروفایلِ من بزنید و اگه از شعرِارسال شده خوشتون اومد لایک کنید
    ناخودآگاه وارد می شود
    درست زمانی که فکرش را نمی کنی
    جانت را به تسخیر می گیرد
    و تو زندانی او می شوی
    زنجیرش دوریست
    حصارش اشک است
    و شلاقش دلتنگیست
    توجهی نمی کند که چه کسی هستی
    چه موجودی هستی و چه هدفی داری
    او هرگز برای ورود اجازه نمی گیرد
    عشق همان جنون بی انتهاست...

    تسخیر عشق|کار گروهی کاربران انجمن یک رمان
  • بارگذاری
  • بارگذاری
  • بارگذاری
بالا