A
امتیاز واکنش
63

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • سلام دوست عزیز
    به بهونه مسابقه اومدم تبلیغ رمانم
    اگه به تازگی از خوندن عاشقانه های تکراری و رمان های کلیشه ای خسته شدید سری به این لینک بزنید .
    در حال تایپ - رمان جا به جا| ayda2283 کاربر انجمن یک رمان
    صدا های اطرافم و گنگ میشنیدم. سرم تیر می کشید و پلکام سنگین بود. بار اخر سعی کردم و کمی چشمام رو باز کردم، اما چندثانیه بیشتر نتونستم و دوباره روی هم افتادن و خواب و رویا من رو در اغوش کشید. سرمو با دستم فشار دادم تا ذره ای از دردش کم بشه. گیج و منگ نشستم و چند بار پلک زدم تا دیدم درست بشه اما...
    forum.1roman.ir
    وقتی رمان و خوندید و اگه پسندیدید ممنون میشم توی این لینک بهم رای بدید .
    نظرسنجی چالش رمان های انجمن.(۱)
    لطفا قبل خوندن نه رای بده نه لایک کن .
    عزیزم لایک های بدون مطالعه بی ارزشه و تنها خواسته نویسنده مطالعه رمانشه . لطفا با لایک هات به نویسنده احساست از خوندن رمانش و هدیه بده نه لایک هایی از سر اجبار .
    سلام عزیزم خوبی؟ :batting_eyelashes:
    خوشحال میشم یه سر به رمانم بزنیو نظرتو بگی:praying:
    هنوزم انتظارو انتظار است هنوزم دل به "ســیــنـــه" بی قرار است
    هنوزم خواب میبینم به شبها همان مردی که بر اسبی سوار است
    همان مردی که جمعه آید روزی … و این پایان خوب انتظار است

    عیدت مبارک
    • Like
    Reactions M_D
    • Like
    Reactions M_D
    فرستادی برام؟!
    تو تل میدی؟!
    تو ایمیل میدی؟!
    یا آپلود میکنی؟!
    M
    M_D
    قیافشو
    داشت حرف میزد مادر شوهرت
    محمدرضا دستش شکسته بود بعد یه هفته رفت کوه دوروز موند برگشت گچ دستش نبود
    مامانش پرسید گچت کو؟ گفت حوصلم سر رفت با اره و انبردست بریدمش انداختم دور
    یعنی دهنم وا نمیشد دیگه
    A
    • Like
    Reactions M_D
    M
    M_D
    پسره وحشی
    بعد مینشست رو من میگفت میخوام امتحانت کنم
    یکی نیست بگه زلیل شده شونصد کیلویی پاشو
    سلام

    خوشال می شم اگه


    سری


    دستی

    پایی

    چیزی بزنی

    با کفشم بیای قبولع

    سلام
    خوشحال میشم رمانمو بخونیو نظراتتو در موردش بگی
  • بارگذاری
  • بارگذاری
  • بارگذاری
بالا