A
امتیاز واکنش
31

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • ممنون میشم بخونی
    سلام عزیزِجـان
    خـوب هستید؟ روال زندگی بر وفق مراد هست؟!
    ممنونم از مطالعه رمان خیلی خوشحال میشم اگر نظری دارید من رو در جریان بزارید تا رمانم رو به بهترین نحو ادامه بدم...
    A
    Aida Tallaee
    -سوم اینکه توی بعضی از قسمت های رمان سعی کردی از نکته ی ادبی حذف ب قرینه ی لفظی استفاده کنی منتها جای درستی رو انتخاب نکردی
    مثل"برتخت نشسته بود و منتظر" درحالی ک در گذشته مرسوم بوده ک فعل دوم ب قرینه حذف شه نه فعل اول درستش این میشد" درحالی ک بر تخت نشسته و منتظر بود"
    -چهارم اینکه ب نظرم بهتر بود بخش های مختلف رمانت باهم هماهنگ میشدن
    منظورم اینه ک الان مثل اینه ک تو رمان رو تیکه تیکه مثل داستان کوتاه کردی و بهم چسبوندی
    مثلا اون قسمتی ک ملکه کشته شد و اتفاقاتی ک طی کشتن ملکه اتفاق افتاد رو زود توضیح دادی و ازشون گذشتی
    انگار یه پارت داستان رو اونجا تموم کردی و برداشتی ک خواننده ی رمانت میباید داشت رو تو بهش تحمیل کردی
    درواقع داستانت شروع نشده تموم شده هستش چون چیزی رو مجهول برای خواننده ات نمیزاری ک تا آخر رمان روندش رو دنبال کنه
    A
    Aida Tallaee
    -درنهایتم اینک یکسری حرف ها مناسب یکسری موقعیت ها نبودن مثل این قسمت" ملکه گفت دلرحم و چندش هستید"
    درکل اینک موضوع خوبی رو برای نوشتن انتخاب کردی و شرمنده بابت متنی ک برات نوشتم و بعضی جاها فعلم مفرد و بعضی جمع شده
    درکل همه ی نویسنده ها لایق تقدیر هستن
    قلمت سبز و پایدار
    mahsa_arbabi
    mahsa_arbabi
    ممنونم چه بادقت خوندید
    ســلام
    خوبید ان‌شاالله؟
    خواستم دوباره بابت مطالعه رمانم ازتون تشکر کنم.
    خسته نباشید بآنو*.*
    بالاخره تمومش کردید...
    البته باید بگم خودم که دارم رمان رو مطالعه میکنم یه کوچولو اشکالات منطقی داره که دارم رفعشون میکنم ها.

    از اینا که فاکتور بگیریم... میشه نظرتون رو بدونم؟
    افسانه نوروزی
    افسانه نوروزی
    چه خوب که نظرتون رو رک و راست گفتید:)
    اول از همه بابت این مسئله ممنونم ازتون.
    شاید حرف‌هاتون تاخدودی درست باشه.
    بنده در اسرع وقت باید یک ویرایش اساسی بکنمش.
    البته بعد از نقد شورا.
    من تمام تلاشم رو می‌کنم که از این به بعد رفتارهای گلسا سنجیده‌تر باشه!
    هر چند نباید فراموش کنیم احساسات تو سنین پایین‌تر بیشتر می‌تونه روی عملکرد افراد تاثیر بذاره.
    یه سوال!
    این ناسنجیدگی آیا تو بقیه‌ی شخصیت‌عای رمان دیده شدع از دیدگاه شما؟
    ممنون میشم نظرتون رو بدونم.
    خیلی کمکم می‌کنه این نظرات منطقی ودرست.
    ممنون از وقتی که بابت مطالعه نوشته‌هام گذاشتید.
    لطف کردید :rose:
    A
    Aida Tallaee
    باعرض سلام و تهنیت بابت حلول این ماه مبارک
    شرمنده ک مدتی معتل موندید چون نیاز میدیدم ک مقدار بیشتری از رمان رو مطالعه کنم تا نظرمو صحیح تر بیان کنم
    فک میکنم روند بهتر و متناسب تر شده وفقط با رفتار تیام ب مشکل برخوردم
    ب نظرم یک دکتر حاذق و تحصیل کرده طرز بیان و برخوردش متناسب با چیزی ک درواقع هست نیست
    مثل رفتاری ک با نقش اصلی رمان تو قبرستان داشت
    ب نظرم بچگانه بود یه مقدار
    البته سوء برداشت نشه قصدم اهانت ب شخص نویسنده نیست
    درکل روند و پیشرفت رمان خوب رو ب صعود هستش
    با امید موفقیت های روز افزون برای شما
    افسانه نوروزی
    افسانه نوروزی
    سلام.
    خوبید؟
    ممنون.
    حلول ماه پر برکت ربیع‌الاول بر شما هم مبارک باشه آیدای عزیز.
    ممنون بابت حسن نظر شما.
    چشم.
    این رمان نسخه‌ی بدون ویرایشه، در آینده‌ای نزدیک باید از ابتدا بخونمش و تمام ایراداتش رو برطرف کنم.
    یکی از موارد اصلاحی بررسی همین رفتارهای خام و بعضا نادرست شخصیت‌های داستان هستش.
    ممنون که با نظرات سازنده‌تون از سطح کیفی نوشته‌هام مطلعم می‌کنید بانویِ عزیز.
    خیلی خوشحال میشم اگر جای دیگه‌ای از رمانم هم این حس بهتون دست داد، بهم بگید.
    متشکرم :rose:
    خوشحال میشم اگه دوست داشتی بخونی و نظرت رو بهم بگی
    البت اگه دوست داشتی
    روز خوش
    ممنون بابت لایک‌ها *.*
    نظرتون چیه؟!
    A
    Aida Tallaee
    اره عزیزم ب نظرم رمانت ازلحاظ ادبی کتاب پریه و دلنشینه
    البته نمیدونم این نقد درست باشه یانه ولی یه وقتایی بیش ازحدادبی میشه و ب نظرم برای نقد درست و بجا از رمانت باید مقدار بیشتری از کتابوبخونم
    افسانه نوروزی
    افسانه نوروزی
    خیلی ممنون.
    :rose: :smilingsmiley:
    بله همین‌طوره که شما عرض می‌کنید. صرفا با خوندن چند پارت نمیشه در مورد یک رمان نظر داد.
    روز خوش
    در حال تایپ - رمان جآیدن جونز|نرگس کاربرانجمن یک رمان

    ورولف و لآیکن دو دبیرستان براي پرورش موجوداتي هستند که قصد دآرند گرگینه هآوخون آشآم هآیی قوی بسآزند.
    دو مکان و دو گونه‌ي متفاوت که روزگاري ارباب تاریکي و ضد یکدیگر بودند، حال در صلح نسبي، زندگي می‌کنند.
    اما این صلح همیشه پابرجا نخواهد ماند. کسي در این میان است که مي‌خواهد آرامش را تبدیل به ناآرامي‌ کند
    سلام
    گاهی وقت ها زندگی متفاوته، پر از فراز و نشیب ، پستی و بلندی . اینجا نقش اصلیمون یک دختره .
    رمانم عاشقانه هست اما تکراری نیست . ضعیف هست اما کلیشه ای نیست. می خوام ببرمت یک دنیای دیگه . تک تک صحنه هاش و با وجودت حس می کنی مطمئن باش .
    در حال تایپ - رمان جا به جا| ayda2283 کاربر انجمن یک رمان
    صدا های اطرافم و گنگ میشنیدم. سرم تیر می کشید و پلکام سنگین بود. بار اخر سعی کردم و کمی چشمام رو باز کردم، اما چندثانیه بیشتر نتونستم و دوباره روی هم افتادن و خواب و رویا من رو در اغوش کشید. سرمو با دستم فشار دادم تا ذره ای از دردش کم بشه. گیج و منگ نشستم و چند بار پلک زدم تا دیدم درست بشه اما...
    forum.1roman.ir

    لطفا نخونده لایک نزن اما از لایک زدن پشیمون نمیشی .
  • بارگذاری
  • بارگذاری
  • بارگذاری

تعداد بازدید از پروفایل

38

آخرین بازدیدکنندگان

بالا