HELIA
امتیاز واکنش
557

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره


  • «آخ مليكا گريه نكن. جون هر كي دوست داري گريه نكن. همه چي رو برات توضيح مي دم. ديروز بعد از اينكه تورو رسوندم خونه، تو راه برگشت الينا نامي زنگ زد و گفت...»
    پريدم وسط حرفش؛ كاري كه اون روز ها خوب بلد شده بودم. اخمام رو توی هم بردم و با صدايي كه بيشتر شبيه جيغ بود گفتم:
    «بسته بسته اينقدر دروغ تحويل من نده، من همه چي رو مي دونم. اصلا مي‌دوني چيه؟ الان که فکر می کنم می بینم پیمان خیلی بهتر از توئه. تو لیاقت منو نداری آرشا. حالم ازت بهم مي خوره، از زندگيم برو بيرون، ديگه دوستت ندارم بهتره توام ديگه دوستم نداشته باشي»
    #رمان_محکوم_به_حبس_ابد
    #علیرضا_شاه_محمدی

    لینک رمان
    ممنون میشم بهم رای بدید
    سلام خوشحال میشم یه سر به رمانم بزنی و بخونی و حتما نظرتو بگی و اگه خوشت اومد لایکش کنی.

    سلام عزیزم شطو پطوری؟ ^^
    امروز آمده‌ام یه رمان شنگول و پنگول معرفی کنم.
    اصلا باقلوا :naughty2:

    نخونی پشیمون میشیااااا از من گفتن بود {=
    ✍

    خوجحال خواهم شد ^^
  • بارگذاری
  • بارگذاری
  • بارگذاری

آخرین بازدیدکنندگان

بالا