idorsa
امتیاز واکنش
624

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • سلام :gigtgle:
    ممنون میشم نگاهی به رمان من بندازی و نظرت رو بگی:rose:
    در حال تایپ - رمان جآیدن جونز|نرگس کاربرانجمن یک رمان

    ورولف و لآیکن دو دبیرستان براي پرورش موجوداتي هستند که قصد دآرند گرگینه هآوخون آشآم هآیی قوی بسآزند.
    دو مکان و دو گونه‌ي متفاوت که روزگاري ارباب تاریکي و ضد یکدیگر بودند، حال در صلح نسبي، زندگي می‌کنند.
    اما این صلح همیشه پابرجا نخواهد ماند. کسي در این میان است که مي‌خواهد آرامش را تبدیل به ناآرامي‌ کند
    ممنون میشم رمانمو بخونید و نظرتونو بهم بگید

    سلام دوست عزیز، من اومدم با یه رمان جذاب :laughingsmiley:

    «آخ مليكا گريه نكن. جون هر كي دوست داري گريه نكن. همه چي رو برات توضيح مي دم. ديروز بعد از اينكه تورو رسوندم خونه، تو راه برگشت الينا نامي زنگ زد و گفت...»
    پريدم وسط حرفش؛ كاري كه اون روز ها خوب بلد شده بودم. اخمام رو توی هم بردم و با صدايي كه بيشتر شبيه جيغ بود گفتم:
    «بسته بسته اينقدر دروغ تحويل من نده، من همه چي رو مي دونم. اصلا مي‌دوني چيه؟ الان که فکر می کنم می بینم پیمان خیلی بهتر از توئه. تو لیاقت منو نداری آرشا. حالم ازت بهم مي خوره، از زندگيم برو بيرون، ديگه دوستت ندارم بهتره توام ديگه دوستم نداشته باشي»
    #رمان_محکوم_به_حبس_ابد
    #علیرضا_شاه_محمدی

    لینک رمان
    سلام جانا!
    با خوندن رمان خوشحالم می‌کنی❤


  • بارگذاری
  • بارگذاری
  • بارگذاری

آخرین بازدیدکنندگان

بالا