Miyadi-4zl
امتیاز واکنش
1,510

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها دادن مدال درباره

  • @نگار 1373
    سلام نگار جان
    فکر کنم پروفایلتونو بستین:a050:
    حالا به‌غیر از اینم هرچی گشتم نتونستم اون حایی که خودم نوشته بودم رو پیدا کنم.
    چی بگم؟؟ آها! آقا این چه وضعشه؟!؟! آخه چرا انقدر خوب می‌نویسین؟ @mila.f
    هم خیلی خنده‌دار نوشتن! انگار تو بندبند جمله‌ها و متنا یه چیز جدید می‌سازین! عصر جدید کم بود حالا دیگه کلا می‌فهمم یه چیزی اون‌ورتر از بی‌استعدادم:)
    منم رمانای خزو دوست ندارم خب! نمی‌دونمم خز می‌نویسم یا نه! ولی شما خودتونم می‌بینید که الان جوری شده که رمانای خیــــلی خوب و بامفهوم خواننده‌ی زیادی نداره و همه که نه؛ ولی بیش‌ترینه دنبال همون رمانای خزن که آخرشم هیچ درسی ازشون نمی‌شه گرفت جز این‌که فکرکنی چه زندگیای بی‌مفهومی!
    راستی تازگیا رماناتونو دیدم؛ یکیش هرگز به احساسم شلیک نکنه! من فکر کردم اولین رمانتون این گروه خشنه!
    این رمان حتما لطفا بخونیدااا! بابای

    سلام کاربر گرامی!
    میشه رمانم رو لایک کنی و بخونی؟ :hanghead:
    حالا آرتروز انگشت که نمیگیری یه لایک بکنی؟ :131:
    میگیری؟:22:

    شما رو به مطالعه ی دومین رمانم که برای چاپ هست دعوت میکنم❤دوست دارم قبل از چاپش توسط نقدای شما ویرایش بشه که مطمئنم به بهتر شدنش کمک میشه:)
    • Love
    Reactions Miyadi-4zl
    Miyadi-4zl
    Miyadi-4zl
    سلام عزیزم
    حالت چطوره؟
    ممنون برا دنبال جانا
    چشم حتما می خونم چون برای چاپم هست



    من اگر روزی شود نقاش این دنیا شوم
    این جهان را عاری از هر غصه و غم می‌کشم
    بهر دل‌ها مهربانی، بی‌قراری، یک‌دلی
    هر دلی را در کنار شاخه‌ای گل می‌کشم
    اندر این دنیا کسی بر کس ندارد برتری
    من غنی را با فقیر یک‌جا و یک‌سان می‌کشم
    زشت و زیبا خالق و پروردگار ما یکی‌ست
    زشت و زیبا پیش هم، اما انسان می‌کشم
    عشق‌هایی که در آن بوی خ**یا*نت می‌دهند
    تا ابد محکوم دل تنگی به زندان می‌کشم
    هرکجا قلبی شکست ما بی‌تفاوت بوده‌ایم
    آری آری! بهر دل‌های شکسته نیز درمان می‌کشم
    من در این دنیا تمام مردمش را بی‌درنگ

    با تنی سالم، ل**ب خندان، خرامان می‌کشم
    سلام کاربر عزیز!
    وقتتون بخیر! نامردی اگه پیامو تا آخر نخونی! می‌خوام اول از دردهای تازه بگم براتون و بعد یه خواهش بکنم. این روزا تو انجمن یک رمان انقدر تبلیغ ها زیاد شده که وقتی ما می‌خوایم رمانمون رو معرفی کنیم، همه بی اعتنا رد میشن و گاهی پیام رو پاک می‌کنن. بعضی وقتا هم الکی می‌نویسن وقت ندارم. کسی نیست که خیلی رک و راست بگه از رمانت خوشم نمیاد که بخونمش. همه بهانه میارن و الکی میگن حتما! هفتاد درصدشون هم اصلا به خودشون زحمت نمیدن یه سری به اون رمان بزنن و حداقل یک جمله بخونن.
    Heart beats fast
    Colours and promises
    ?How to be brave
    ?How can I love when I'm afraid to fall
    ,But watching you stand alone
    .All of my doubt suddenly goes away somehow
    One step closer


    I have died every day waiting for you
    .Darling, don't be afraid
    I have loved you for a thousand years
    I'll love you for a thousand more


    Time stands still
    Beauty in all she is
    I will be brave
    I will not let anything take away
    What's standing in front of me
    Every breath
    Every hour has come to this
    One step closer
    Miyadi-4zl
    Miyadi-4zl
    I have died every day waiting for you
    .Darling, don't be afraid
    I have loved you for a thousand years
    I'll love you for a thousand more

    And all along I believed I would find you
    Time has brought your heart to me
    I have loved you for a thousand years
    I'll love you for a thousand more
    One step closer
    One step closer

    I have died every day waiting for you
    .Darling, don't be afraid
    I have loved you for a thousand years
    I'll love you for a thousand more

    And all along I believed I would find you
    Time has brought your heart to me
    I have loved you for a thousand years

    I'll love you for a thousand more


    گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم
    گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم
    گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در
    گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم
    گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا
    گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم
    گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام
    گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم
    گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
    گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
    گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
    گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
    گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو

    گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
  • بارگذاری
  • بارگذاری
  • بارگذاری
  • بارگذاری
بالا