Nafas.Hadian
امتیاز واکنش
262

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • سلام خوب هستید؟
    شما قبلا رمان من‌رو مطالعه میکردید
    ولی الان نه!
    میشه دلیلشو بدونم؟
    رمان یا قلم من مشکلی داره؟
    در حال تایپ - رمان جآیدن جونز|نرگس کاربرانجمن یک رمان

    ورولف و لآیکن دو دبیرستان براي پرورش موجوداتي هستند که قصد دآرند گرگینه هآوخون آشآم هآیی قوی بسآزند.
    دو مکان و دو گونه‌ي متفاوت که روزگاري ارباب تاریکي و ضد یکدیگر بودند، حال در صلح نسبي، زندگي می‌کنند.
    اما این صلح همیشه پابرجا نخواهد ماند. کسي در این میان است که مي‌خواهد آرامش را تبدیل به ناآرامي‌ کند
    سلام
    گاهی وقت ها زندگی متفاوته، پر از فراز و نشیب ، پستی و بلندی . اینجا نقش اصلیمون یک دختره .
    رمانم عاشقانه هست اما تکراری نیست . ضعیف هست اما کلیشه ای نیست. می خوام ببرمت یک دنیای دیگه . تک تک صحنه هاش و با وجودت حس می کنی مطمئن باش .
    در حال تایپ - رمان جا به جا| ayda2283 کاربر انجمن یک رمان
    صدا های اطرافم و گنگ میشنیدم. سرم تیر می کشید و پلکام سنگین بود. بار اخر سعی کردم و کمی چشمام رو باز کردم، اما چندثانیه بیشتر نتونستم و دوباره روی هم افتادن و خواب و رویا من رو در اغوش کشید. سرمو با دستم فشار دادم تا ذره ای از دردش کم بشه. گیج و منگ نشستم و چند بار پلک زدم تا دیدم درست بشه اما...
    forum.1roman.ir

    لطفا نخونده لایک نزن اما از لایک زدن پشیمون نمیشی .
    سلام عزیز ممنون می شم از رمانم دیدن کنی یا لایک کنی :)
    Nafas.Hadian
    Nafas.Hadian
    سلام عزیزم چشم گلم تو هم رمان من رو بخونی ممنون میشم

    سلام
    اگه رمان خنده هاشو عشقه رو خوندین و خوشتون اومده مممنون میشم تو نظرسنجی بهش رای بدید
    روز خوش
    Nafas.Hadian
    Nafas.Hadian
    سلام!
    چشم عزیز دلم
    شب بخیر
    وقتی دیده به جهان گشودم اشک ریختم!
    وقتی بزرگ تر شدم زمین خوردم و اشک ریختم!
    وقتی نوجوان بودم درد می کشیدم و اشک می ریختم!
    اما حال که انسانی بالغم برای گذشته و عاشقانه هایم اشک می ریزم!

    ممنون میشم رمانم‌رو مطالعه کنید!
  • بارگذاری
  • بارگذاری
  • بارگذاری
بالا