...Hanieh..
امتیاز واکنش
405

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره


  • اسپمـ آزاد؟:/
    سلام دوست عزیز :rose: :rose:
    من رمانی می نویسم که سعی در متفاوت بودنش دارم:) تو داستان من نه دختر لجباز و پولداریه نه پسر مغرور و پولدار. من سعی دارم یک بار هم که شده زندگی یکی از بچه های بهزیستی به رخ بکشم . تا این افراد جامعه که به شدت مورد بی مهری مردم قرار می گیرن و به چشم بیارم هر چند کوتاه.
    ممنون می شم بخونی :)


    خلاصه

    من دختری از نسل بهترین بانوان ایرانم، رگ و ریشه آماندا* و آرتیمیس* در من نهفته است. من ملکه شرقی در بین درنده خویان روسی گم شده‌ام، پسران روسی چون گرگ‌هایی در جامه گوسفندان در کمین روح و جسم من نشسته‌اند تا در اولین فرصت وجود پاک مرا بدرند. ولی من رام میکنم این گرگ‌های وحشی را و قلاده می‌بندم بر گردنهایشان و در برابر دخترانی که از رگ و ریشه تائیس* هستند و مردان را در راه شهوت می‌اندازند و آن‌ها را چون عروسکی وادار به گناه می‌کنند با اقتدار قد علم می‌کنم. زمانی خواهد رسید که گرگ‌ها پارس می‌کنند و نام ملکه شرقی را چون بردگان در روی سینه‌های خود حک می‌کنند.

    *آماندا: مادر کوروش کبیر
    *آرتیمیس: بانو باکره و پاک در زمان کوروش که به تیر انداز شرقی هم معروف بوده.
    *تائیس: زنی که با نیرنگ و وسوسه اسکندر رو وادار کرد تا تخت جمشید را به آتش بکشد.
    در حال تایپ - رمان جآیدن جونز|نرگس کاربرانجمن یک رمان

    ورولف و لآیکن دو دبیرستان براي پرورش موجوداتي هستند که قصد دآرند گرگینه هآوخون آشآم هآیی قوی بسآزند.
    دو مکان و دو گونه‌ي متفاوت که روزگاري ارباب تاریکي و ضد یکدیگر بودند، حال در صلح نسبي، زندگي می‌کنند.
    اما این صلح همیشه پابرجا نخواهد ماند. کسي در این میان است که مي‌خواهد آرامش را تبدیل به ناآرامي‌ کند
    سلام ممنون میشم اگه رمان "من خیالی" رو لایق رای دادن دونستین بهش رای بدین :parting:
  • بارگذاری
  • بارگذاری
  • بارگذاری

آخرین بازدیدکنندگان

بالا