FATEMEH.H
امتیاز واکنش
377

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • میگما سلام...
    فاطمه نکنه مردی؟ خیلی وخته نیسی نگرانت شدم....
    البته نگرانت نشدمااااااا ولی دیدم یه بز جاش خالیه اومدم ببینم هنو زنده ای...
    خانوم رئیس جمهور اگه وقت کردی یه سر به ماهم بزن...
    مرسی اه.✋
    FATEMEH.H
    FATEMEH.H
    سلام سحر ببخشید مادر بزرگم فوت کرده وقت ندارم‌
    эдндя
    эдндя
    خرجیا:اوه,واقعا متاسفم...نمی خواستم ناراحتت کنم...
    خودمون:خدا بیامرزدش مادربزرگ خوبی بود...زن خوبی بود...
    (شرمنده نمیدونم میگن زن خوبی بود یا مثلا فامیل اون)
    سلام لطفا به عکس هفتم رای بدید ممنون
    با سلام دوست عزیز
    ممنون میشم سری به دل نوشته های من بزنی .
    هرچند غمگین اما زیبان، پشیمون نمی شید.
    نبوده کسی که بخونه و نپسنده امیدوارم شما اولین نفر نباشید.
    لطفا نخونده لایک نزنید
    خوشحال میشم سر بزنی

    ممنون میشم یه سر بزنید و با نگاه ارزشمندتون دنبال کنید :paratrooper-girl:
    نگاه زیبایت و نظر درخشانت خط بطلان می‌کشد بر روی تمام ناامیدی‌ها و یأس‌ها، پس نگاه مهربانت را منعطف قلمم گردان. ❤
    سلام خلاصه‌تون رو تغییر بدبد. ژانری به نام کلکلی وجود نداره.
    در حال تایپ - رمان جآیدن جونز|نرگس کاربرانجمن یک رمان

    ورولف و لآیکن دو دبیرستان براي پرورش موجوداتي هستند که قصد دآرند گرگینه هآوخون آشآم هآیی قوی بسآزند.
    دو مکان و دو گونه‌ي متفاوت که روزگاري ارباب تاریکي و ضد یکدیگر بودند، حال در صلح نسبي، زندگي می‌کنند.
    اما این صلح همیشه پابرجا نخواهد ماند. کسي در این میان است که مي‌خواهد آرامش را تبدیل به ناآرامي‌ کند
  • بارگذاری
  • بارگذاری
  • بارگذاری
بالا