minoo_f
امتیاز واکنش
894

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره


  • بی شعور کجا در رفتی؟!
    می دونی دهنم سرویس شد اونهمه سینی جا به جا کردم؟
    الـاغ -_-
    از زیر کار در رفتی دیگه؟
    اگه به کاکاوند نگفتم تو رو از پنج تن جدا کنه
    خاعکـ
    minoo_f
    minoo_f
    وایی خدااااا
    اه تعف خاسم بگم
    از امشب وامیسم باهم برگردیم
    منم از این مکالمه هاع ببینم ول خوع ط دیگ نیسی
    ینی تعف
    همین الان باید میرفتی نفله /:
    بدبخت عاقاتون گشنش بودع چراع بش نمیرسی؟؟​
    MaeDew #xk
    MaeDew #xk
    دیگه من دیشب اعصاب نداشتم
    میخواستم تنها برگردم
    ولی سه‌تفنگدار و فاطمه و بهار نگهم داستند و دلداریم دادند. بعدشم شخصاً کاکاوند گعت من به در گفتم دیوار بشنوه. تو اصلاً با بقیه قابل قیاس نیستی. باتو نبودم و ازین حرفا
    منم تا تهش وایستادم
    به قهرمان ِ عوضی ِ راپورت‌چی هم با نگار رفتیم حرف زدیم.
    بعدش ساعت ۱۱ و نیم اومدم بیرون ک امیررضا می‌خواست لهم کنه •_•

    minoo_f
    minoo_f
    عاخی...​

    وای فقط مردم از خنده!
    داشتم با امیررضا صحبت می کردم. بعد یهو بحث رو کشوندم سمت زینب رمضانی
    اونم گفت بسیجی های قبلی، یکیشون رل زینب بوده! هنوزم داره میاد بسیج
    گفتم شوهـرش می دونه کـِ رل داشته؟!
    گفت نه بابا! مگه خره؟ پسره تحصیل کرده، آدم حسابی
    اگه می دونست کـِ اینو نمی گرفت
    بعدش باز بحث رو کشوندم سمت مداح ها و یونس
    گفتم این حیران واقعاً صدا نداره
    با چه اعتماد به نفسی میاد می خونه؟
    امیررضا: با این اعتماد به نفس کـِ داماد رمضانیه. هر چند کـِ خود رمضانی هم هیچی نیست! روایت هایی میاره کـِ آدم خنده ش میگیره. مثلـاً اون رو اومده بود می گفت امام علی همیشه نون و نمکـ می خوردند توی کل عمرشون. یکی نیست بگه حاجی تو خودت بیا برو نون و نمکـ بخور ببین زنده می مونی؟ توی کل عمرشون اگه نون و نمکـ می خوردند کـِ شهید نمی شدند؛ به علت فشار خون رحلت می کردند!
    MaeDew #xk
    MaeDew #xk

    باش :/
    minoo_f
    minoo_f
    ماعی نمیدونی چیشد
    دوشب پیش رفدم تو مرکز خیریه نشستم اون اخرش
    با زن حیران و زینب و کاکائو
    بعد عاقاتون با عاقا حیران اومدن تو
    بعد اومد جای زنا منو دید تعجب کرد ولی سریع حواسشو جمع کرد
    ب کاکائو گف تروخداع عاقای حیران رو راضی کنین من امشب تو مسجد نوحه بخونم
    بالاخره راضی شدن جات خالی
    انقد قشنگ میخوند بچم
    خلاصه کـ ی نیم ساعتی اونجا صداشو خوب شنیدم کـ داشت با حیران حرف میزد
    بعد هم کـ ی نیم ساعت موقع نوحه شنیدم
    کاش بودی !!​
    • Sad
    Reactions MaeDew #xk
    MaeDew #xk
    MaeDew #xk
    حیف نیستم...حیف
    اوضاع خوبی توی عاشورا تاسوعا نداشتم
    حال اطرافیانم خیلی بد بود
    داشتم روانی می شدم...
    سلام

    خوشحال میشم اگه دوست داشتی بخونی و نظرت رو بهم بگی
    البت اگه دوست داشتی
    روز خوش
    سلام
    من ناظر جدید رمانتون هستم
    برای شروع دیالوگ باید از - استفاده کنید نه _ و +
    تمامی علامت‌های نگارشی باید به کلمه قبل چسبیده و از کلمه بعد فاصله داشته باشند
    ممنون میشم در نظرسنجی شرکت کنید ◠‿◠♡
  • بارگذاری
  • بارگذاری
  • بارگذاری
بالا