شعر مجموعه اشعار دامان رنج | تاوان کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Daniel
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 15
  • بازدیدها بازدیدها 886
  • کاربران تگ شده هیچ

Daniel

پرسنل مدیریت
مدیر تالار طبیعت
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,693
پسندها
16,230
امتیازها
49,173
مدال‌ها
60
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #11
بفهمید که شدم عاشق، فریبم داد و دل فرسود
امان از او که قلبم را فقط هجران و درد افزود
دلی مملو بود از عشقش ولیکن او نخواست این را
جفا سر داد و بعد از او نه چشم خوابید نه دل آسود​
 
امضا : Daniel

Daniel

پرسنل مدیریت
مدیر تالار طبیعت
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,693
پسندها
16,230
امتیازها
49,173
مدال‌ها
60
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #12
دلا گم گشته‌ام فانی در آشوب تمنایی
سرابی پهناور اما نگاه م**س.ت دریایی
من و هجران و تنهایی با این آغوش سودایی
به رسم عشق چنین واهی شدم شهره‌ی رسوایی​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Daniel

Daniel

پرسنل مدیریت
مدیر تالار طبیعت
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,693
پسندها
16,230
امتیازها
49,173
مدال‌ها
60
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #13
عشق خود را مرحبا مهمان قلبم ساخته‌ای
این چنین زیبا مرا رسوای عالم ساخته‌ای
تو خودت دردی بی‌درمانی، بگو اما چه طور
درد بی‌درمان من، درمان دردم گشته‌ای​
 
امضا : Daniel

Daniel

پرسنل مدیریت
مدیر تالار طبیعت
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,693
پسندها
16,230
امتیازها
49,173
مدال‌ها
60
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #14
نمی‌رود یاد تو از این دل بی‌قرار من
نمی‌شود سلسله‌ی عشقِ تو پاک، نگار من
عشق دلم را دیده‌ای، جان به لبم رسانده‌ای
عشق تو مانده است درین سینه به یادگار من​
 
آخرین ویرایش
امضا : Daniel

Daniel

پرسنل مدیریت
مدیر تالار طبیعت
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,693
پسندها
16,230
امتیازها
49,173
مدال‌ها
60
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #15
درین درگاه بدان آنان که درمانند، درد دارند
همان چشمان که می‌بینی چو می‌خندند، می‌بارند
غبار غم درین دل‌ها عجین گشته به درد اما
اگر از حالشان پرسی دروغ گویند، فریب‌کارند​
 
امضا : Daniel

Daniel

پرسنل مدیریت
مدیر تالار طبیعت
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,693
پسندها
16,230
امتیازها
49,173
مدال‌ها
60
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #16
نگاهم قفل او، دل شد خریدار
به سینه مُهر و عشقش شد پدیدار
تکان گیسویش طوفان به پا کرد
در این طوفان بسی جان شد گرفتار​
 
امضا : Daniel
عقب
بالا