کد رمان: 5798
ناظر رمان: @•mahgol•
خلاصه: هرگز جنگ خونابه به پایان نرسید، نه با توطئهها، نه با کشف حقایق. آنگاه که حقایق برملا میشود قاتل به محل قتلگاه باز میگردد. سکوتش نشانهی فریاد و بغض همچو تیغی در گلویش است. آیسن همچو کوهی استوار در برابر ظلمها مقاومت میکند تا جایی که دشمنانش را...
عنوان شعر: برخیزاب شب
شاعر: زری
ژانر: تراژدی
قالب: سپید
مقدمه: گذشت از ما
آدمها! شما خوش باشید.
خسته از این سیگارهای بهمن
خسته از این شبهایی که میروم به گذشته
خسته از این افکارها، از این خیالها
آنقدر خستهام که بیا کُلت در دست تو
بزن، شاید ترکم کنند این درد و غمها
فرق کردم با اونی که قبلاً...