[ به نام ایزد منان ]
عنوان دلنوشته: سکوتِ خیس
نویسنده: سایه خیز
مقدمه:
او سکوت میکرد... لبخند میزد.
حتی در میان شوخیهای مردم، صدر جدول بود.
همه او را غافل از زمانه میدانستند.
عالمی، آرزو داشت جای او باشد.
ولی هیچکس از شبانگاهش خبر نداشت.
از بالشتی که تا صبح، به باران ابر بهاری چشمانش،...