کد رمان: ۵۸۴۷
ناظر: @Sydney
خلاصه: وقتی بحث غرور و تکبر باشد، فرق ندارد فرشته نور باشی یا زاده تاریکی، ریشه تمام کینهها از همینجا میروید. حال دختری از جنس طبیعت، بیآنکه بخواهد، میان دو آتش ایستاده؛ آتشی که هر دو روزگاری عاشق بودند.
کد رمان: 5584
ناظر: @Sydney
سطح: ویژه، رتبه اول فانتزی
خلاصه:
من کشته شدم... بهدست تنها دوستی که توی زندگیم داشتم...کسی که با تمام وجودم بهش اعتماد داشتم. به همین خاطر هم اون رو به تخت سلطنت نشوندم. ولی اون بدون هیچ رحمی من رو کشت.
چون من عاشق زنی شدم که پادشاه اون رو زندانی کرده بود و...