عشق

  1. anna19

    گفتمان‌آزاد گفتمان آزاد رمان گنجینه بزرگ | آنا کاربر انجمن یک رمان

    سلام دوستان. ممنون که نگاهتان را به رمان من دوختید. این موضوعی که انتخاب کردم کمی سخت است پس هرکی این دوتا پارت رو خوند ایرادی چیزی ک نظری داره به من بگه لطفا. لینک رمان :https://forum.1roman.ir/posts/904583/
  2. Fateme078

    گفتمان‌آزاد گفتمان آزاد رمان دل‌آشوب | Fateme078 نویسنده انجمن یک رمان

    « بسمه حق » سلام، با توجه به سیر رمان دل‌آشوب اگر پیشنهاد یا نقد یا ... دارید در این تاپیک اعلام کنید. پ.ن: نام قبلی رمان تنگی‌نفس بود که به‌ علت تکراری بودن تغییر کرد. https://forum.1roman.ir/posts/660007/
  3. روناهی

    دلنوشته دلنوشتهٔ ویران دل است|روناهی بازگیر کاربر انجمن یک رمان

    نام اثر: ویران دل است نام نویسنده:روناهی بازگیر مقدمه: تو می روی و می روی و می روی... و بگذار پوزخند آخر را من نصیبت کنم!! به خیالت رفتی و مرا با روح مرده و قلب تکه تکه شده ام جا گذاشته ای... اما بازی آخر را باختی! چون نفهمیدی آن قدر خودم را به تو کوک زده ام که رفتنت هست و نیست مرا می برد...
  4. مهدیه احمدی

    گفتمان‌آزاد گفتمان آزاد رمان هورزاد| مهدیه احمدی نویسنده برتر انجمن یک رمان

    سلام دوستان امیدوارم کسانی که رمانم رو مطالعه کردند در این تاپیک مرا همراهی کنند و ایرادات رمانم را بگن تا من ویرایش کنم و حتی خوبی آن را هم بگن تا من برای ادامه انرژی بگیرم. ممنون ازتون
  5. BANAFSHEH

    متون و دلنوشته‌ها تـآږیـخ‌تـآږیکۍ

    جنگ، عشق، تنهایی... قصه‌هامان همیشه دلگیرند شعرها را کسی نمی‌خواند توی بطن تمام قافیه‌ها نفرت و بغض و آه می‌افتد ساکتی مثل شهر بعد از جنگ ساکتم مثل مرد بعد از مرگ تا گلوله جواب پرسش‌هاست موجی از خون به‌راه می‌افتد با سرانجام تلخ باید ساخت قصد محتوم سرنوشت این است زیر سرمای هر زمستانی برگ سبز...
  6. iamftmh

    کامل شده دلنوشته علوم عشق|Unbreakable کاربر انجمن یک رمان

    |به نام خالق عشق| نام دلنوشته: علوم عشق نام نویسنده: فاطمه عبدالهی (Unbreakable) تگ: محبوب ویراستار: پریسا زارعی مقدمه: پیوند علم و عشق چه زیباست، اگر مخاطب خاصش تو باشی!
  7. Niloo. J

    دلنوشته‌ی حسِِ جدید | نیلو .ج کاربر انجمن یک رمان

    به نام او نام دلنوشته: حسِ جدید نام نویسنده: نیلو .ج تگ: منتخب مقدمه: ایستاده‌ام ، قلبم تند تند می‌زند، می‌نشینم قلبم تند تند می‌زند. میخوابم قلبم تندتر میزند. تمام رگهای بدنم را حس‌میکنم ، تمام‌حرکت‌ خونهای درون رگهایم را هم حس میکنم. بدنم می لرزد، دستم می لرزد ، بی جهت لبخند میزنم. این حس...
  8. NAST.G_M

    متروکه عاشق که باشی...!

    رفته بودم اسایشگاه ببینمش ... نزدیک 6 ماه بود که ندیده بودمش... وارد راهرو که شدم صدای جیغ و گریه شنیدم... نزدیکتر که شدم خودش بود ... توی این 6 ماه خیلی شکسته تر شده بود .... صدای جیغ و گریش خیلی بلند بود ... هنوز متوجه من نشده بود ... دختر : ولم کنین من خوبم ... ولم کنید لعنتیا ازش نمیگذرم...
  9. NAST.G_M

    دلنوشته عشق تو زندگی من| ArcherG_M و (ARAD.Zr) کاربران انجمن یک رمان.

    نام دلنوشته: زندگی، عشق نویسندگان: @(ARAD.Zr) و @Archer.G_M مقدمه: تاریک است! خیلی تاریک است! جایی را نمی‌بینم، عشق این بلا را بر سر من آورد...آره عشق زندگی من رو نابود کرد… عشق تو…!
  10. MobinAm

    از دستم در رفت______...

    می خواستم ... کمی فقط کمی دوستت داشته باشم از دستم در رفت . . . عاشقت شدم❤️ #احمد-شاملو
  11. M.hadi

    شاعرانه مجموعه اشعار رهگذر ذهن |M.HADI کاربر انجمن یک رمان

    به نام خدا نام مجموعه شعر:مجموعه اشعار رهگذر ذهن شاعر: M.hadi من همان مرغک بی بال و پرم و تو آن مرغ که دادی یادم همه مرغان به درازای دمی یا به اندازه ی حتی نفسی میتوانند که عاشق باشند و در این عرصه به پهنای جهان شور مجنون به دل و همچو شقایق باشند عشق را دانه بکارند به دل و از آن سرو، درختی...
  12. I'MAN

    رها شده دلنوشته مآه من|iMaN کاربر انجمن یک رمآن

    به نآم آفرینندهِ عشق ..................................................................................... دلنوشته: مآه من نويسنده: @l.iMāN.l ..................................................................................... مقدمه: مآه برای زمین و...
  13. Behind696

    کامل شده دلنوشته درد های من یکی دوتا نیست | Majid_J_H_Mirzaei کاربر انجمن یک رمان

    نام دلنوشته: درد های من یکی دوتا نیست نام نویسنده: مجید میرزایی ویراستار: Parnya مقدمه: هر چیزی باید اول استفادش رو یاد داد اما همه چیز رو ما می‌دونیم! ما همه چیز رو بلدیم! ما بلدیم عاشق بشیم! ما بلدیم عاشقی کنیم! ولی... ما بلدیم؟!
  14. ⸙Amir_Adabi

    کامل شده دلنوشته مرده جان | amir_adabi کاربر انجمن یک رمان

    ...به نام خالق جانان... مُــــرْدِهْ جٰــــآنْْ امیر ادبی مقدمه: زندگی مانند چرخ و فلک است. گاه مارا به اوج خوشبختی میرساند و گاه مارا به پست ترین قسمتش میبرد. با این کار، مدام به ما گوشزد میکند که: هر بالا رفتنی، پایین آمدنی هم دارد این قانون زندگی است...
بالا