اسم رمان « ویژه کارگاه»

hani.nt

طراح + مدیر آزمایشی تالار ادبیات
عضو کادر مدیریت
طراح
عضویت
7/22/18
ارسال ها
437
امتیاز
21,413
سن
20
محل سکونت
شــمــال :)
داستانی که حول زندگی یک مرد است. مردی که حرفه اش ادامه ی سرنوشتش را متحول می کند. این مرد یکی از جراحان مغز و اعصاب در امریکا هست. همه چیز از بازگشت این مرد جراح به وطنش ایران اغاز میشود. اشنایی با پرونده دختری بیمار! ایا اشنایی با این پرونده می تواند زندگی یکنواخت این جراح را تغییر دهد؟
باید دید چگونه این اشنایی باعث میشود زندگی این مرد به دست تغییراتی بزرگ بیوفتد!
 

سیده پریا حسینی

ناظر رمان + نویسنده انجمن
عضو کادر مدیریت
ناظر رمان
عضویت
11/19/17
ارسال ها
760
امتیاز
25,273
سن
17
محل سکونت
BLACK SKY
داستانی که حول زندگی یک مرد است. مردی که حرفه اش ادامه ی سرنوشتش را متحول می کند. این مرد یکی از جراحان مغز و اعصاب در امریکا هست. همه چیز از بازگشت این مرد جراح به وطنش ایران اغاز میشود. اشنایی با پرونده دختری بیمار! ایا اشنایی با این پرونده می تواند زندگی یکنواخت این جراح را تغییر دهد؟
باید دید چگونه این اشنایی باعث میشود زندگی این مرد به دست تغییراتی بزرگ بیوفتد!
اسم پیشنهادی من:
جراحیِ سرنوشت ساز
 

دیکتاتور

کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال
عضویت
1/12/19
ارسال ها
238
امتیاز
16,413
سن
15
محل سکونت
جنگل در پیش گرگها
داستانی که حول زندگی یک مرد است. مردی که حرفه اش ادامه ی سرنوشتش را متحول می کند. این مرد یکی از جراحان مغز و اعصاب در امریکا هست. همه چیز از بازگشت این مرد جراح به وطنش ایران اغاز میشود. اشنایی با پرونده دختری بیمار! ایا اشنایی با این پرونده می تواند زندگی یکنواخت این جراح را تغییر دهد؟
باید دید چگونه این اشنایی باعث میشود زندگی این مرد به دست تغییراتی بزرگ بیوفتد!
بیماری عشق


ایده:
پسری از نسل باد که فقط خرابی را یاد گرفته است...
دختری از نسل آتش در قصر خود خفته است...
پسر قصه سعی در ویران کردن دارد، اما چشمانش به دختری می افتد که در استوانه خلأ گیر افتاده و اسیر پدر ظالمش شده است...دختر را میرباید و او را همانند خود ویرانگر میکند...اما دختر قصه نمیتواند تا اینکه متوجه تغییرات پسر میشود...
 

سیده پریا حسینی

ناظر رمان + نویسنده انجمن
عضو کادر مدیریت
ناظر رمان
عضویت
11/19/17
ارسال ها
760
امتیاز
25,273
سن
17
محل سکونت
BLACK SKY
بیماری عشق


ایده:
پسری از نسل باد که فقط خرابی را یاد گرفته است...
دختری از نسل آتش در قصر خود خفته است...
پسر قصه سعی در ویران کردن دارد، اما چشمانش به دختری می افتد که در استوانه خلأ گیر افتاده و اسیر پدر ظالمش شده است...دختر را میرباید و او را همانند خود ویرانگر میکند...اما دختر قصه نمیتواند تا اینکه متوجه تغییرات پسر میشود...
اسم پیشنهادی من:
آتش خفته در باد
 

بالا