نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

مجموعه دلنوشته‌ها‌ی "بداهه‌های دل" | نرگس برزن کاربر انجمن یک رمان

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

نرگس برزن

گوینده انجمن
سطح
11
 
ارسالی‌ها
269
پسندها
3,226
امتیازها
16,513
مدال‌ها
10
  • نویسنده موضوع
  • #1
بداهه های دل.jpg
به نام او که جان می‌دهد تمام خلق را
نام مجموعه: بداهه‌های دل
نام نویسنده: نرگس برزن
نام ویراستار: werwolf
تگ: محبوب
مقدمه:
بداهه‌ها همان‌هایی هستند که بی‌ هیچ اندیشه قبلی بر زبانِ قلم‌مان جاری می‌شوند...؛
همان‌هایی که کلمات‌شان راحت‌تر بر جان دل نقش می‌بندند و دل را با خود یار می‌کنند...،
همان‌هایی هستند که از اعماق جان بر می‌آیند و ناگفته‌هایمان را در لحظه‌ای ثبت می‌کنند.
پ.ن: هر چه در این جا می‌نویسم بداهه‌های دل هستند، گر چه متفاوت از هم هستند.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

G.ASADI

مدیر بازنشسته
سطح
38
 
ارسالی‌ها
1,274
پسندها
40,719
امتیازها
60,573
مدال‌ها
24
•| بسم رب القلم |•

آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند...

614507_55d8129b2b3bd338171f79aeb97b64bc.jpg


نویسنده‌ی عزیز، بی‌نهایت خرسندیم که دلنوشته‌های زیبایتان را در انجمن «یک رمان» به اشتراک می‌گذارید.
خواهشمندیم پیش از پست‌گذاری و شروع دلنوشته‌، قوانین بخش «دلنوشته‌های کاربران» را به خوبی مطالعه بفرمایید.

"قوانین بخش دلنوشته‌ی کاربران"

پس از گذشت حداقل ۲۰ پست از دل‌نوشته، می‌توانید در تاپیک زیر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

نرگس برزن

گوینده انجمن
سطح
11
 
ارسالی‌ها
269
پسندها
3,226
امتیازها
16,513
مدال‌ها
10
  • نویسنده موضوع
  • #3
***
«دوست داشتن»

به هزار زبان زنده دنیا هم که بخواهی برایت دوست داشتن را معنی می‌کنم،
تا بالاخره بفهمی که تا چه حد در قلب من جایگاه بالایی داری.
من از تو نمی‌پرسم که به من بگو به چه زبانی بگویم دوستت دارم؟
من خودم به همه زبان‌ها عشق تو را فریاد می‌زنم تا حسم را درک کنی.
من خودم دوست داشتن را در تک تک سلول‌های تنت هجی می‌کنم،
تا سرا پای وجودت پر از عطر دوست داشتنم شود.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

نرگس برزن

گوینده انجمن
سطح
11
 
ارسالی‌ها
269
پسندها
3,226
امتیازها
16,513
مدال‌ها
10
  • نویسنده موضوع
  • #4
***
«پیر»

قلب من تو را می‌خواهد؛ اما ای دریغ که دل تو پیر زمانه‌ی بی‌رحم شده ‌است و دل من پیر توِ بی‌رحم... .
افسوس که دل‌های پیر دیگر عاشق نمی‌شوند، دیگر جوان نمی‌شوند و دیگر به ساز دل هیچ معشوقی خود را نمی‌آرایند...
اما گاهی معجزه تنها راه چاره برای ادامه دادن است. چه بگویم که در این روزگار مخوف حتی معجزه‌ها هم پیر شدند انگار.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

نرگس برزن

گوینده انجمن
سطح
11
 
ارسالی‌ها
269
پسندها
3,226
امتیازها
16,513
مدال‌ها
10
  • نویسنده موضوع
  • #5
***
«پروانه»

دوست دارم پروانه شوم، و از این پیله‌ی تنگ دنیا خودم را رهایی بخشم...
با گل‌ها راز دل گویم و از شهد شیرین لب‌های‌شان سیراب شوم...
بال‌های خوش نقش و نگارم را باز کنم و همگان از دیدنشان لبخند بزنند...
گاهی از کنار پنجره افسرده‌حالی رد شوم و ذوق کورشده‌اش را جرقه‌ای شوم...
پروانه‌ها نشان دهنده زیبایی و شور زندگی‌اند، گاهی عجیب دلم می‌خواهد پروانه‌ باشم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

نرگس برزن

گوینده انجمن
سطح
11
 
ارسالی‌ها
269
پسندها
3,226
امتیازها
16,513
مدال‌ها
10
  • نویسنده موضوع
  • #6
***
«زن بودن»

برای هر زنی بی‌رحم‌ترین روزها می‌تواند روزهایی باشد که می‌خواهد دل خود را از مردی جدا کند، و آن را در آغوش آسودگی بسپارد.
آن وقت تمام دنیا دست به دست هم می‌دهند تا تمام خاطرات ریز و درشت را در جلوی چشمانش رژه‌وار یاد آور شوند...
باید زن بود تا فهمید نداشتن عطر مرد مورد علاقه‌ات چقدر سخت است، باید زن باشی تا بدانی... .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

نرگس برزن

گوینده انجمن
سطح
11
 
ارسالی‌ها
269
پسندها
3,226
امتیازها
16,513
مدال‌ها
10
  • نویسنده موضوع
  • #7
***
«ناله»

بگذار یک امشب را با ناله از دل بنویسم، بگذار صدای گریه‌هایم در زوزه‌ی باد گم شود و قلمم تا می‌تواند بر قلب سپید کاغذ اشک بریزد.
این گونه من و همدم تنهایی‌هایم هر دو باهم اندکی سبک‌تر می‌شویم.‌
کاغذ‌ها خسته شده‌اند و ناله سر می‌دهند،
آن‌قدر که فریادشان قلب آسمان را می‌لرزاند. آسمان هم با صدای بلند شروع به گریه می‌کند، و از صدای ناله آسمان خیلی‌ها در شب‌های تنهایی‌شان خوف می‌کنند.
آسمان وقتی تو گریه می‌کنی، چند نفر در فراق محبوب‌شان با تو هم‌آوا می‌شوند؟
چند نفر گریه تو را اشک شوق می‌دانند و لبخند‌زنان دست در دست جانِ‌جانان‌شان قدم می‌زنند؟
به گمانم تعداد ما که با تو هم‌آوا می‌شویم بیشتر باشد.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

نرگس برزن

گوینده انجمن
سطح
11
 
ارسالی‌ها
269
پسندها
3,226
امتیازها
16,513
مدال‌ها
10
  • نویسنده موضوع
  • #8
***
«منجی عالم»

آقا جان می‌دانم که با واژه‌ی انتظار بد تا کرده‌ایم؛ امّا این روزها به شدت محتاج روی تو هستیم.
مگر می‌شود به مظلومیت هزار ساله‌ی تو فکر کرد و ناراحت نشد؟
مگر می‌شود اشک‌های تو برای گناهان‌مان را ببینیم و سرافکنده نباشیم؟
خدایا از تو خواهش می‌کنم گناهان من را که گره‌ی کور ظهور شده‌اند را ببخش تا دنیا از قدم‌های منجی عالم سبز شود.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

نرگس برزن

گوینده انجمن
سطح
11
 
ارسالی‌ها
269
پسندها
3,226
امتیازها
16,513
مدال‌ها
10
  • نویسنده موضوع
  • #9
***
«پاییز»

راه رفتن روی برگ‌های خشک شده‌ی خزان و صدای شکننده خش‌خش‌کنان‌شان را چقدر دوست دارم.
من به آن می‌گویم صدای زندگی، زندگی که در هر مرحله روی ریل‌هایی از جنس‌های متفاوت می‌گذرد.
برگ‌ها رنگ طلایی خورشید و گداخته‌ی آتش را در خود ترکیب کرده‌اند،
انگار اوج نقاشی و هنرشان را نشان می‌دهند. فصل‌ هنرهاست، فصل زیبایی و فصل عاشقی. می‌‌توانم پاییز را بغل کنم و با تمام وجود از لحظه لحظه‌اش لذت ببرم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

نرگس برزن

گوینده انجمن
سطح
11
 
ارسالی‌ها
269
پسندها
3,226
امتیازها
16,513
مدال‌ها
10
***
کاش می‌فهمیدی که‌ غم من،
تنها محدود به غروب‌های جمعه نیست.
من بی تو هر ثانیه‌ام غروب‌های جمعه است.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا