Donald کاربر انجمن سطح 12 تاریخ ثبتنام 29/12/20 ارسالیها 203 پسندها 5,909 امتیازها 21,263 مدالها 11 14/1/21 #11 تو خونه راه میری ،اون انگشت کوچیکه پات دنباله مانع میگرده که خودشو بکوبه،یعنی عزرائیل که پیشکش ،بهشتم میبینم. و هر روزم تکرار میشه امضا : Donald
تو خونه راه میری ،اون انگشت کوچیکه پات دنباله مانع میگرده که خودشو بکوبه،یعنی عزرائیل که پیشکش ،بهشتم میبینم. و هر روزم تکرار میشه
W-XixI منتقد آزمایشی سطح 25 تاریخ ثبتنام 19/11/20 ارسالیها 518 پسندها 15,881 امتیازها 36,273 مدالها 25 21/1/21 #12 دل کندن از معشوق خویش پتومو میگم امضا : W-XixI
SARA_H پرسنل مدیریت مدیر تالار ترجمه سطح 34 تاریخ ثبتنام 4/11/20 ارسالیها 727 پسندها 33,001 امتیازها 58,173 مدالها 29 سن 20 21/1/21 مدیر #13 MahSa°m3 گفت بدترین اتفاق روزمره؟ شلوار رو برعکس کنی تا بخوای بپوشی ببینی برگردوندی به حالت قبل ینی اشتباهی برعکسش کردی-_- چایی بریزی یادت بره بخوری ندونی لباس چی بپوشی کلیک کنید تا باز شود... مشقت رو ننویسی
MahSa°m3 گفت بدترین اتفاق روزمره؟ شلوار رو برعکس کنی تا بخوای بپوشی ببینی برگردوندی به حالت قبل ینی اشتباهی برعکسش کردی-_- چایی بریزی یادت بره بخوری ندونی لباس چی بپوشی کلیک کنید تا باز شود... مشقت رو ننویسی
RAHIH کاربر نیمه فعال سطح 24 تاریخ ثبتنام 26/11/20 ارسالیها 585 پسندها 16,042 امتیازها 36,473 مدالها 17 سن 18 24/1/21 #14 یک روز کامل تو مدرسه با مقنعه برعکس باشی بعد تازه زنگ آخر بفهمی و درستش کنی:/ امضا : RAHIH