تمرین نویسندگی تمرین نویسندگی کاربران (دوره‌ی اول) | انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع "AZIN"
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 23
  • بازدیدها 1,135
  • Tagged users هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

"AZIN"

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
تاریخ ثبت‌نام
11/8/17
ارسالی‌ها
2,147
پسندها
6,591
امتیازها
28,973
مدال‌ها
21
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
IMG_20210711_011516_921.jpg

عرض سلام و وقت بخیر به کاربران عزیز انجمن یک رمان. همانطور که مستحضر بودید، توضیحات کامل دررابطه با تمرین نویسندگی در فراخوان دوره‌ای تمرین نویسندگی شرح داده شد و تعدادی از کاربران و نویسندگان برای پیشرفت سطح قلم و نگارش خود اعلام آمادگی کردند.


قرار بر این شد که یک پست کوتاه معرفی (شامل نام، ژانر و خلاصه‌ی کلی‌ای از محتوای متن خو‌د) به‌همراه یک پست با حداکثر ۴۰ خط سیستم (۱۰۰ خط گوشی) و حداقل ۲۰ خط سیستم (۶۰ خط گوشی) ارسال کنید. هردو قسمت متن خود را به‌صورت یک‌جا و در [COLOR=rgb(217...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

"AZIN"

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
تاریخ ثبت‌نام
11/8/17
ارسالی‌ها
2,147
پسندها
6,591
امتیازها
28,973
مدال‌ها
21

ήίάž

کاربر نیمه فعال
تاریخ ثبت‌نام
23/8/19
ارسالی‌ها
654
پسندها
5,927
امتیازها
21,973
مدال‌ها
14
منتقد و ویراستار: AREZOO TAVAKOLI Arezoo.Tavakoli

نام: نفر پنجم
ژانر: جنایی، معمایی
خلاصه:
قتل تاجر معروف دهکده را در شوک فرو میبرد. سه نفر از افرادی که در گذشته در. این دهکده زندگی‌میکردند، با شنیدن خبر شوکه کننده ای از دوست قدیمی خود، در ارتباط با قتل تاجر، وحشت زده به دهکده باز میگردند... .


لبش را گزید و چند قدم عقب رفت تا بهتر ببیند. قلمو را در دهانش گذاشت و به بوم زل زد، نمی‌توانست بفهمد ایرادش کجاست، اما می‌دانست که به حتم مشکلی در نقاشی هست. با خستگی آهی کشید و به دخترکی که مدل نقاشی‌اش شده بود اشاره‌ای کرد و او را در آغوش کشید. لبخند کوچکی به رویش زد، نوازش های...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

نارســیـس بانو✿

رفیق انجمن
تاریخ ثبت‌نام
26/3/21
ارسالی‌ها
348
پسندها
1,924
امتیازها
11,933
مدال‌ها
9
منتقد و ویراستار: RAHA~A Raha.Amini

[یادگاران مشتعل]
ژانر: تاریخی
خلاصه: این داستانک بر گرفته از تنها داستان به‌جا مانده از بانو پرین، دانشمند و نویسنده‌ی آریایی می‌باشد.

بوی درهم آمیخته‌ی گل‌های رُز، نرگس و شمعدانی به مشامش می‌رسید.
به راستی شمیم عطر‌آگین‌شان، نداوت ویژه‌ای به پرین می‌بخشید... .
لبخندزنان به طرف گلدان شمعدانی سپید قدمی برداشت.
صدای تق تق قدم‌هایش در گرداگرد کتاب‌خانه، به ایضاح قابل شنیدن بود.
دستش را جلو برد و گلدان سفالی معطر را در دست گرفت؛ به آرامی برگ گل‌هایش را آرام لم*س کرد و آنان را بویید.
برای پرین بوی خاطره‌انگیزی داشتند! چرا که او از همان ابتدای کودکیش تعشق زیادی نسبت...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

Lili.Da

کاربر ویژه
تاریخ ثبت‌نام
31/7/20
ارسالی‌ها
1,233
پسندها
25,304
امتیازها
47,071
مدال‌ها
18
منتقد و ویراستار: NIGHT LIGHT Khazaan

نام رمان: نگونسار
نام نویسنده: الی
ژانر: فانتزی
خلاصه:
لیان و لیانا در پیک‌نیک به سر می‌بردند؛ که از جعبه خوراکی خودشان وارد ریورز تایم می‌شوند. اما همه چیز زمانی ترسناک می‌شود که میفهمند زمان در آن دنیای عجیب در دور تند است؛ باید قبل انکه چون نوزادی کوچک به خاک سپرده شوند؛ به دنیای خود بازگردند.

رنگین کمان در آسمان دیده می‌شد و خبر از بارش باران می‌داد. شهر لیور فورد را سکوت در بر گرفته بود.
مردم در تنب‌های شماره گذاری شده خودشان در خواب یودند. اخر هیچ‌کس از روز‌های رنگین‌کمانی خوشش نمی‌آمد. برایشان دلگیر بود. تنها هارپر به...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

Melina Whirlwind

کاربر ویژه
تاریخ ثبت‌نام
2/6/20
ارسالی‌ها
1,275
پسندها
15,385
امتیازها
38,073
مدال‌ها
21
منتقد و ویراستار: Shiva.Panah SHIVA PANAH

*بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم*

نام: هالسیون
ژانر: اجتمایی، طنز، رئال‌جادویی
خلاصه: الینا فاستر، دختر دانشجویی که زندگی مبتذل و کلیشه‌ای را می‌گذراند، پس از خوش‌گذرانی‌ای که شب گذشته با دوستانش داشت، تحولی غیرقابل باور برایش رخ می‌دهد؛ و در صبح‌هنگام، با نوزادی در تخت‌خوابش روبه‌رو می‌شود!
(هالسیون: به معنای ایام خوش گذشته
در آینده میخوام این داستان رو بنویسم، پس لطفاً کپی نکنید.)


با دستان لرزان و چروکیده‌اش صحفه‌ی دیگری را ورق زد. کلمات جلوی دیدگانش تار جلوه می‌داد و با وجود آنکه عینک زده بود، نمی‌توانست درست کلمات را بخواند. عینک را جابه‌جا می‌کند و وقتی می‌بیند...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

الهه یخی

کاربر فعال
تاریخ ثبت‌نام
2/2/21
ارسالی‌ها
765
پسندها
13,835
امتیازها
31,973
مدال‌ها
15
منتقد و ویراستار: ZARY MOSLEH Zari.Mosleh

به‌نام خدا
نام: قتلگاه بانو
ژانر: فانتزی، عاشقانه
خلاصه: بانو دختر ناشناسیه که عددهه‌ای از مردم رو به طرز وحشیانه‌ای می‌کشه و چهره‌اش رو فقط مقتولین دیدن. شاهزاده آرسین برای دست‌گیری زنی که اصلاً صورتش رو تا به حال ندیده دست به کار می‌شه و در این بین پرده از رازی بر می‌داره که تو گذشته‌های دور ریشه داره.


اهورا
مادرم با خشم نگاهم می‌کنه. چشم‌های سردش هیچ حسی به جز ترس رو بهم القا نمی‌کرد. موهای صاف و بلند مشکیش رو پشت تاج اسکلتی منزجر کننده‌اش جمع کرده بود.
مقابلش سر پا ایستاده بودم و اون با ناخن‌های بلندش دسته‌ی تخت سیاهی که روش جلوس کرده بود رو می‌فشرد. از اون...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

پفک نمکی

رو به پیشرفت
تاریخ ثبت‌نام
19/4/21
ارسالی‌ها
225
پسندها
2,818
امتیازها
13,713
مدال‌ها
9
ویراستار: RAHELE KHALEGHI Rahele.khaleghi
منتقد: FATEMEH PANAHY Niyosha22
نام: قانون من
ژانر: عاشقانه
خلاصه: از یک جایی به بعد، قانونی برات خودت می‌گذاری و سرسخت پایبند آن می‌شوی، اما یک روز این قانون شکسته خواهد؛ شاید آن روز، روزی باشد که دوباره عاشق می‌شوی! مردی که به خاطرش تمام قانون‌ها و خط قرمزهایت را زیرپا می‌گذاری. زمانی که چشمانت را می‌بندی و عطر تلخش را با تمام وجود، استشمام می کنی! آیا شکننده این قانون، می تواند دوباره اعتماد از دست رفته‌ات را به تو باز گرداند؟


اسپرسو رو ریختم تو لیوان و نشستم جلوی تلویزیون، یهو مبل شروع به لرزیدن کرد یه نگاه به بغلم کردم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

E.raven

کاربر سایت
تاریخ ثبت‌نام
22/1/21
ارسالی‌ها
92
پسندها
586
امتیازها
2,713
مدال‌ها
5
ویراستار: CHISTA.S *chista*
منتقد: NAFISEH KAREVAN Nafiseh.Karevan

نام رمان: استخوان‌های دل خون
نویسنده: e.raven کاربر انجمن یک رمان
ژانر:#علمی_تخیلی #معمایی
خلاصه: به نظر می‌رسید پرونده گم شدن رایا مکنزی، پرونده‌ای مشابه با دیگر پرونده‌های کودکان فراری و یا گمشده باشد که بعد از مدتی حل می‌شود؛ اما زمانی که چت رومی به نام چت روم جهنم در لپ تاپ دخترک پیدا می‌شود، فیلیکس وِین درمیابد که معما چیزی بیش از یک فرار ساده است؛ اما هرچه بیشتر در بطن ماجرا می‌رود، خود را بیشتر در بازیی میابد که حتی بازیکن‌هایش را هم نمی‌شناسد و این تازه آغاز داستانی‌ست که هیچ قهرمانی درونش...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

DELNAZ_N (TARANEH)

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
25/3/21
ارسالی‌ها
1,503
پسندها
9,714
امتیازها
28,673
مدال‌ها
15
ویراستار: ZAHRA MODABER Zahra.Modaber
منتقد: YEKTA ONSORI "yekta∞musicbaz"

نام رمان: مخاطب
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
نویسنده: دلناز نیازی
خلاصه:

حس بدیِ وقتی از طرف نزدیک‌ترین فرد زندگیت پس زده بشی. حالا فکرش رو بکن اون فرد، پدرت باشه!
دلارا ملقب به دِلی، اهل شیراز به زور باباش مجبور به ازدواج با یک پیرمرد ۶۰ ساله میشه؛ اما سر سفره عقد به جای بله فرار می‌کنه و میره ترمینال که بره تهران.
اما همه چیز به همین سادگی نیست... . تو قصه ما کلاغه به خونش نمی‌رسه! شما فکر می‌کنید چه سرنوشتی در انتظار دلی می‌تونه باشه؟...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا