از حموم با این حوله کلاه دار ها اومدم بیرون گفتم آب پرتقال نداریم؟ بابام یه نگاهی به حولهام انداخت گفت تا شما یه دست گُلف بزنی الساعه آماده میکنم ارباب
تبلیغ مایع ظرفشویی نشون میداد طرف گفت من به عنوان یه آشپز حرفهای وقت ندارم دو ساعت بذارم ظرفام خیس بخوره. مادر بزرگم گفت تو اگه آشپز بودی ته ماهیتابهات اینطوری نمیسوخت 😏😂
زمان دبیرستان یه رفیق داشتم تا از خونه قهر میکرد سریع با پول و مسافرت خارجی راضیش میکردن برگرده خونه...
بعد من یه بار قهر کردم و رفتم خونه مادربزرگم یکی دو شبم نرفتم خونه
مامانم زنگ زد گفت هنوزم فرصت داری برگردی فعلا بابات متوجه نبودت نشده! 😐😂😂