• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

رمان نهنگ‌ها به ساحل می روند | مبینا قریشی نویسنده انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ستین؛
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 3
  • بازدیدها بازدیدها 2,138
  • کاربران تگ شده هیچ

ستین؛

نویسنده انجمن
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
16/1/21
ارسالی‌ها
1,063
پسندها
24,852
امتیازها
46,073
مدال‌ها
31
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام رمان:
نهنگ‌ها به ساحل می روند
نام نویسنده:
مبینا قریشی
ژانر رمان:
#درام #عاشقانه
کد: ۴۵۴۰
ناظر: @•mahgol•

خلاصه:

سرو گمان می‌کرد آن شب شوم، نقطه‌ی پایان همه‌چیز است؛ اما نامه‌هایی که از نامزدِ مُرده‌اش می‌رسند، این پایان را به آغاز یک "بازی طراحی شده" تبدیل می‌کنند. هر نامه، زخمی قدیمی را دوباره باز می‌کند و او را به حقیقتی نزدیک‌تر می‌سازد که سال‌ها در سکوت دفن شده بود. در جهانی که خاطره‌ها و آدم‌ها قابل اعتماد نیستند گذشته آرام‌آرام از زیر خاک بیرون می‌زند. اکنون سرو باید میان باورهای فروپاشیده، گناهانی که دست از سرش برنمی‌دارد و حضوری تازه که بی‌صدا وارد زندگی‌اش شده، راهی برای نجات خود پیدا کند؛ پیش از آنکه آخرین نامه، آن...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : ستین؛

Raha~A

طراح انجمن
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
24/10/19
ارسالی‌ها
1,825
پسندها
47,485
امتیازها
63,073
مدال‌ها
58
  • #2
505049_c738d7ad2d7f75ce6730dfd90533a998.jpg
نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمدگویی و سپاس از انتخاب انجمن یک رمان برای منتشر کردن رمان خود؛
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
" قوانین جامع تایپ رمان "

آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.
" چگونه رمان خود را در انجمن قرار دهیم؟ "

و برای پرسش سؤالات و اشکالات خود در رابطه با رمان، به لینک زیر مراجعه فرمایید.
" تاپیک جامع مسائل کاربران در رابطه با رمان‌نویسی "

برای انتخاب ژانرِ مناسبِ رمان خود به تاپیک...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

ستین؛

نویسنده انجمن
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
16/1/21
ارسالی‌ها
1,063
پسندها
24,852
امتیازها
46,073
مدال‌ها
31
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #3
پیشگفتار:
نهنگ‌ها به ساحل می‌روند داستانی بود که چند سال پیش با یه ایده خام شروعش کردم و بعد نصفه موند؛ اما چون خیلی دوستش داشتم تصمیم گرفتم دوباره با یه اسم جدید و داستانی که خیلی جاهاش تغییر کرده، شروعش کنم.
ولی قبل از همه چیز لازم دونستم اول یه توضیحی درباره‌ی عنوان بدم و بعد نوع نثر و زاویه دید.
عنوان "نهنگ‌ها به ساحل می‌روند" برمی‌گرده به یه پدیده توی طبیعت که توی اون جانورانی مثل نهنگ‌ها و دلفین‌ها به صورت گروهی به سمت ساحل شنا می‌کنند و بعد از اون به علت کم‌آبی بدن، فشار وزن خودشون یا خفگی بعد از جزر و مد می‌میرند.
و نکته جالب اینجاست که این اقدامشون که به "خودکشی دسته جمعی نهنگ‌ها" مشهوره، عمدیه. به این صورت که اگه به زور به دریا برشون گردونند باز هم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : ستین؛

ستین؛

نویسنده انجمن
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
16/1/21
ارسالی‌ها
1,063
پسندها
24,852
امتیازها
46,073
مدال‌ها
31
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #4
مقدمه:

بارها گفته بودم که اگر این "من" در قالب یک انسان نبود، حتماً نهنگ می‌شد. یک روز کاملاً ناگهانی به سمت ساحل شنا می‌کرد و با هر دلیل و تلاش دیگری طرف آب نمی‌آمد. برای آخرین بار از تاریکی عمقِ تنهای دریا دور میشد و نور خورشید را به تن سرو همیشه سبز می‌دید، حتی اگر به قیمت تمام شدنش، تمام میشد.
نهنگی که همیشه از غرق شدن در آب می‌ترسید اما در هوا غرق می‌شد.
من روزی را خواهم دید که در نهایت، نهنگ‌ها از دست‌هایم خون بالا خواهند آورد.
و این افکار سیاه تا لحظه مرگ مرا رها نخواهند کرد... .
 
آخرین ویرایش
امضا : ستین؛

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 0)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا