• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان سی‌ روز تا زوال | آوات آریا کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع Avat
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 11
  • بازدیدها 619
  • Tagged users هیچ

Avat

تازه وارد
تاریخ ثبت‌نام
14/4/22
ارسالی‌ها
27
پسندها
251
امتیازها
990
مدال‌ها
2
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام عزیزای دلم، واقعا بابت همراهیتون و حمایتتون از رمان ممنونم.
ان شاءالله کم کم سرعت پارت گذاری و هیجان داستان بیشتر می‌شه.
معنی اسم تکین:پهلوان، دلاور

تکین

نگاهم را از نگاه غریب دخترک می‌گیرم و می‌گویم:
- فعلا به طور موقت به تو یه اتاق داده می‌شه، تا زمانی که کمی اوضاع بهتر بشه و مردم آروم بشن؛ بعد تو رو می‌فرستم به یکی از کلبه‌های مخفی تو جنگل.
میان حرفم می‌پرد:
- شوخی می‌کنید؟ زندگی تو جنگل؟ جنگلی که شک ندارم هزار تا موجود درنده مثل همون گرگ خاکستری داشته باشه؟
ابروانم گره می‌خورند و شک ندارم که به زودی از برق خشم چشمانم خواهد ترسید؛ زمان کوتاهی نمی‌گذرد که چشمانش با ترس به زمین دوخته می‌شود و زمزمه می‌کند:
- ببخشید.
دخترک...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

Avat

تازه وارد
تاریخ ثبت‌نام
14/4/22
ارسالی‌ها
27
پسندها
251
امتیازها
990
مدال‌ها
2
و دندان‌های چون مرواریدشان را با لبخند بزرگی نشانم می‌دهند.
نگاهم را به دوقلوهای روبرویم می‌دوزم، برق شیطنت هماهنگ در چشمانشان متعجبم می‌کند. پسری که قد بلندتری دارد جلو می‌آید و با لبخند دستم را می‌گیرد:
- معرفی می‌کنم، آراز هستم خوشتیپ.ترین شاهزاده سی‌دشت.
دیگری آراز را کنار می‌زند و با چشمکی خود را معرفی می‌کند:
- البته که جذاب‌ترین شاهزاده سی‌دشت بنده هستم یعنی ایوار.
نگاهم را به موهای مشکی لخت و چتری‌های روی پیشانی‌اشان می‌دوزم. با خود فکر می‌کنم اگر ستاره این دوقلوهای جذاب که فوق‌العاده شبیه بازیگران کره‌ای هستند را می‌دید چه می‌کرد؛ همین فکر باعث لبخندم می‌شود و آراز با دیدن چال گونه‌ام با ذوق انگشتش را درون آن فرو می‌کند:
- وای ایوار ببین چقدر بامزه‌‌ست، من همیشه عاشق چال گونه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Sanam_S

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 2)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

بالا