نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.
  • تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

دلنوشته مجموعه دلنوشته‌های" شهر قلبم" | صبا طهرانی کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع Sabatt
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 29
  • بازدیدها 196
  • Tagged users هیچ

Sabatt

کاربر نیمه فعال
سطح
9
 
ارسالی‌ها
563
پسندها
1,611
امتیازها
10,973
مدال‌ها
10
دنیا یک زندگی دیگر به من بدهکار است.
اما من دیگر زندگی نمی‌خواهم.
چون این روند لعنتی را باز باید ادامه بدهم.
من نمی‌خوام زندگی بعدی دیگری هم در کار باشد.
همین بس است
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Samaneh85

Sabatt

کاربر نیمه فعال
سطح
9
 
ارسالی‌ها
563
پسندها
1,611
امتیازها
10,973
مدال‌ها
10
برای دخترم

می‌خواهم بدانی حرف‌هایم از روی دل لعنتی‌ام نیست. تجربه مرا به اینجا رساند.
نگذار تجربه‌هایت این چنین شود.
از آغاز ‌کودکی تورا به قفس‌ها نمی‌برم.
پرواز کن دخترک کوچولو.
خیابان‌ها برایت دلگیر می‌شود.
آدم‌ها تورا گاهی ناامید و گاهی می‌شکنند.
تسلیم نشو، ادامه بده.
مواظب قلبت باش.
تنها چیزی که می‌توانم قبل مرگم بهت هدیه دهم.
آزادیست.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Samaneh85

Sabatt

کاربر نیمه فعال
سطح
9
 
ارسالی‌ها
563
پسندها
1,611
امتیازها
10,973
مدال‌ها
10
نگاهم در این شهر می‌چرخد.
شهر قلبم تاریک شده بود.
شهر قلبم متروکه‌ای بود که تنها و سرگردان به دنبال نور امیدی می‌گشتم.
منی که از بیرون فردی قدرتمند بودم
از درون ضعیف‌ترین آدمم.
اما...
نه فریادی می‌زنم
و نه کمک می‌خواهم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Samaneh85

Sabatt

کاربر نیمه فعال
سطح
9
 
ارسالی‌ها
563
پسندها
1,611
امتیازها
10,973
مدال‌ها
10
***
پرنده‌ای که فکر پرواز به سرش زد.
اما بال نداشت.
غمگین است جای خالی چیزی را حس کنی.
مانند جای خالی قلبم
 

Sabatt

کاربر نیمه فعال
سطح
9
 
ارسالی‌ها
563
پسندها
1,611
امتیازها
10,973
مدال‌ها
10
از خدا می‌خواهم که امشب خواب تو را ببینم
چون آنقدر دلتنگ دیدن و شنیدن صدای خنده هات هستم که چاره ای جز دست به دامن شدن خدا ندارم
 
آخرین ویرایش

Sabatt

کاربر نیمه فعال
سطح
9
 
ارسالی‌ها
563
پسندها
1,611
امتیازها
10,973
مدال‌ها
10
در ساحل قلبم به یاد اولین قرارمان کتاب می‌خوانمم کتاب جدایی را می‌خوانم که با دست های خودت نوشتی! به یاد روزی می‌خوانم که عطر موهایت دل و ایمان را از من گرفت می‌خوانم و با هر جمله گویی جانم می‌رود
 

Sabatt

کاربر نیمه فعال
سطح
9
 
ارسالی‌ها
563
پسندها
1,611
امتیازها
10,973
مدال‌ها
10
اشک تو چشمام خشک شد،
بس که فرصت اینو پیدا نکردم آرام شم.
تعجبی هم ندارد، کسی نبود آرامم کنه.
 

Sabatt

کاربر نیمه فعال
سطح
9
 
ارسالی‌ها
563
پسندها
1,611
امتیازها
10,973
مدال‌ها
10
هرچه بیشتر می‌گذره تازه به این می‌رسم که مامان چرا بهم می‌گفت نباید عاشق شد‌.
او خودش عاشق بود و می‌دانست من هم به دام عشق می‌افتم.
اما می‌خواست جلوی فردی دیگر رو بگیرد که شاید بتواند او را نجات بدهد.
نه مادر
این دفعه نتوانستی. چون من در این اقیانوس غرق شدم
 

Sabatt

کاربر نیمه فعال
سطح
9
 
ارسالی‌ها
563
پسندها
1,611
امتیازها
10,973
مدال‌ها
10
لحظه‌های مرگم نزدیک می‌شود.
همان که روزی آرزویش را داشتم
یادته؟
همان که با اینکه دوستش داشتم رهایش کردم تا یک روزی مثل امروز به سراغم بیاید.
مرا در آتش بگذارید. خاکسترم را به بذر تبدیل کنید و از آن بذر یک درخت بکارید.
از چوب آن درخت ساز بتراشید.
بنوازید
این آهنگ را بنوازید
آهنگ مرگ
 

Sabatt

کاربر نیمه فعال
سطح
9
 
ارسالی‌ها
563
پسندها
1,611
امتیازها
10,973
مدال‌ها
10
با اندوهی از جنس قلب،
با خسته ای از جنس مغز،
با سکوتی از جنس زبان،
با تاریکی‌ای از جنس چشم،
با خلائی از جنس گوش،
و با روحی از جنس ناامیدی، به خواب خواهم رفت.
فردای متروکه‌ام، انتظار دیروزِ آبادم را می‌کشد.
 
بالا