• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان تاس و خون | فاطمه.ل کاربر انجمن یک رمان

Dean

کاربر سایت
تاریخ ثبت‌نام
13/11/20
ارسالی‌ها
78
پسندها
561
امتیازها
2,678
مدال‌ها
5
  • نویسنده موضوع
  • #1
به نام خدا
کد رمان: 5134
ناظر: F_N F_N

نام رمان: تاس و خون
نویسنده: فاطمه.ل
ژانر: #جنایی #معمایی
خلاصه:
مأموری که به تازگی شغلش را به دست آورده، سرنخ‌های قتلی که در یک نامه، از شخصی ناشناس به دستش رسیده را دنبال می‌کند و به فردی مرموز که در حرفه‌ی خودش بی‌نظیر است می‌رسد و... .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

Dalraeda-

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
تاریخ ثبت‌نام
26/9/20
ارسالی‌ها
2,210
پسندها
31,708
امتیازها
64,873
مدال‌ها
29
سن
16

«به نام داعیه‌ی سر متن‌ها»
IMG_20220209_123807_458.jpg
نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!

قوانین جامع تایپ رمان

نحوه قرار دادن رمان در انجمن برای مطالعه کاربران

آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.
چگونه رمان خود را در انجمن قرار دهیم؟

و برای پرسش سوالات و اشکالات خود در رابطه با رمان به...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Dean

کاربر سایت
تاریخ ثبت‌نام
13/11/20
ارسالی‌ها
78
پسندها
561
امتیازها
2,678
مدال‌ها
5
  • نویسنده موضوع
  • #3
شهر نیویورک همیشه خودش را جمع و جور می‌کرد؛ حتی در مواقعی که یک قتل اتفاق می‌افتاد؛ مثلاً روزی که در میدان تایمز جسد فردی را به راحتی روی زمین انداخته و رفته بودند. آن روز نود و نه درصد مردم از ترس بر خودشان می‌لرزیدند. اما باز هم، یک هفته بعد این اتفاق به فراموشی سپرده شد؛ درست مانند یک لیوان آب خوردن!
حتی قتل‌های بعدی هم که پشت‌سرش با همان جزئیات و مشخصات اتفاق افتاد و همه دریافتند که یک قاتل سریالی در بینشان است، بعد از روزهای اول و وحشت مردم، مانند همان اولی از یادشان رفت.
این خاصیت نیویورک بود!
اما مأمور تیلمن* کسی نبود که فراموش کند؛ از همان روز اول و قتل اول سرنخ‌ها را دنبال کرد و بعد به قتل‌های بعدی رسید! اما انگار قاتل «یا قاتلان» مانند روحی بودند که هیچ‌کس در آن میدان در حال...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

Dean

کاربر سایت
تاریخ ثبت‌نام
13/11/20
ارسالی‌ها
78
پسندها
561
امتیازها
2,678
مدال‌ها
5
  • نویسنده موضوع
  • #4
اشاره جیلین را که از دور دید، از جایش برخواست. صندلی چوبی با صدای بدی بر زمین برخورد کرد. اهمیت به آن نداد و قدم‌هایش را تندتر کرد. به او که رسید، مردمک‌هایش را چرخاند تا اثری از رئیس یا جولیان پیدا کند.
- رئیس و جولیان اومدن.
انگشت اشاره دستش را به سمتی نشانه گرفت و ادامه داد:
- رئیس اون‌جاست. جولیانم درست بغل دستشه.
سباستین مسیر گفته شده‌ی او را دنبال کرد و به رئیس رسید. مردی با موهای جوگندمی و لباس‌هایی نسبتاً فاخر.
کنارش هم مرد دیگری نشسته بود که صورتش مشخص نبود؛ تنها لباس‌هایش که به یک کت بلند تیره ختم ختم می‌شد و موهایش که مشکی بود. سری به علامت تشکر برای جیلین تکان داد که جواب او تنها لبخندی محو بود. راهش را به طرف آن‌ها کج کرد.رئیس بلند می‌خندید و با یک مرد خوش و بش می‌کرد. در...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 7)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 1, کاربر: 0, مهمان: 1)

بالا