مشاعره مشاعره با اشعار وحشی بافقی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع m.donya
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 75
  • بازدیدها بازدیدها 4,034
  • کاربران تگ شده هیچ

عابر پیاده

نو ورود
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
16/6/23
ارسالی‌ها
48
پسندها
246
امتیازها
1,023
مدال‌ها
3
  • #11
در مانده‌ام به درد دل بی علاج خویش
و ز بد مزاجی دل کودک مزاج خویش
مهر خزانه یافت دل و جان و هر چه بود
جوید هنوز ازین ده ویران خراج خویش
شد دل‌آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت

با دل پر گله از ناخوشی خوی تو رفت
 
امضا : عابر پیاده

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,430
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #12
شد دل‌آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت

با دل پر گله از ناخوشی خوی تو رفت
ترسم جنون غالب شود طغیان کند سودای تو
طوقم به گردن برنهد عشق جنون فرمای تو
می‌آیی و می‌افکند چا کم به جیب عافیت
شاخ گلی دامن کشان یعنی قد رعنای تو
 
امضا : m.sina

عابر پیاده

نو ورود
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
16/6/23
ارسالی‌ها
48
پسندها
246
امتیازها
1,023
مدال‌ها
3
  • #13
ترسم جنون غالب شود طغیان کند سودای تو
طوقم به گردن برنهد عشق جنون فرمای تو
می‌آیی و می‌افکند چا کم به جیب عافیت
شاخ گلی دامن کشان یعنی قد رعنای تو
وحشی سبب دوری و این قسم سخن‌ها

آن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم
 
امضا : عابر پیاده

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,430
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #14
وحشی سبب دوری و این قسم سخن‌ها

آن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم
مریض عشق اگر سد بود علاج یکیست
مرض یکی و طبیعت یکی، مزاج یکیست
تمام در طلب وصل و وصل می‌طلبیم
اگر یکیم و اگر سد که احتیاج یکیست
 
امضا : m.sina

عابر پیاده

نو ورود
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
16/6/23
ارسالی‌ها
48
پسندها
246
امتیازها
1,023
مدال‌ها
3
  • #15
مریض عشق اگر سد بود علاج یکیست
مرض یکی و طبیعت یکی، مزاج یکیست
تمام در طلب وصل و وصل می‌طلبیم
اگر یکیم و اگر سد که احتیاج یکیست
تا کی ز مصیبت غمت یاد کنم

آهسته ز فرقت تو فریاد کنم

وقت است که دست از دهن بردارم

از دست غمت هزار بیداد کنم
 
امضا : عابر پیاده

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,430
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #16
تا کی ز مصیبت غمت یاد کنم

آهسته ز فرقت تو فریاد کنم

وقت است که دست از دهن بردارم

از دست غمت هزار بیداد کنم
مژدهٔ وصل توام ساخته بیتاب امشب
نیست از شادی دیدار مرا خواب امشب

گریه بس کرده‌ام ای جغد نشین فارغ بال
که خطر نیست در این خانه ز سیلاب امشب
 
امضا : m.sina

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,808
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #17
مژدهٔ وصل توام ساخته بیتاب امشب
نیست از شادی دیدار مرا خواب امشب

گریه بس کرده‌ام ای جغد نشین فارغ بال
که خطر نیست در این خانه ز سیلاب امشب
بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود

من بر این هستم و البته چنین خواهد بود
 
امضا : مَهوا

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,430
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #18
بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود

من بر این هستم و البته چنین خواهد بود
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم

رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم
 
امضا : m.sina
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] M I R A S

FakhTeh

مدیر بازنشسته
سطح
40
 
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,655
امتیازها
74,371
مدال‌ها
36
  • #19
من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را
به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را

نه دستی داشتم بر سر، نه پایی داشتم در گل
به دست خویش کردم اینچنین بی دست و پا خود را
 
امضا : FakhTeh

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,430
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #20
من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را
به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را

نه دستی داشتم بر سر، نه پایی داشتم در گل
به دست خویش کردم اینچنین بی دست و پا خود را
این بس که تماشایی بستان تو باشم
مرغ سر دیوار گلستان تو باشم

کافیست همین بهره‌ام از مائدهٔ وصل
کز دور مگس ران سر خوان تو باشم
 
امضا : m.sina
عقب
بالا