یوسف مصری فتاده در چه ماستتلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی؟
نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی
همگان به جست و جوی خانه میگردندتنهایی شیک تره !
یادم اید لغزش اشک هانفهمیدی که عشق و جان منی...
جان که چه گویم جهان منی...
نسلیهستیمکهبایدروسنگقبرمونبنویسن:یادم اید لغزش اشک ها
یادم اید یک خنده دلربا
یادم اید آوای نرمش..
زیر قطره های باران
تو آمدی و باران باریدنسلیهستیمکهبایدروسنگقبرمونبنویسن:
مرگ اولم نیست:)
دستانت ... وقتی که دستانم را در محوطه خودشان قرار میداد ... نمیدانی قلبم چگونه و چقدر بیتابانه خودش را به سینه میکوبد !تو آمدی و باران بارید
تو رفتی و شب شد
تو نبودی و دختری
در شب تاریک بارانی
آرام میخابید