• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان بر زمین میان ابرها | ᖇOᗰI کاربر انجمن یک رمان

✵ᏒᏫᎷᏆ✵

کاربر فعال وحشت
کاربر فعال بخش
تاریخ ثبت‌نام
17/4/21
ارسالی‌ها
26
پسندها
716
امتیازها
3,590
مدال‌ها
6
سطح
7
 
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام رمان :
بر زمین میان ابرها
نام نویسنده:
ف. شکرالهی
ژانر رمان:
#فانتزی، #روانشناختی
کد رمان: 5659
ناظر رمان:
ℛℴℎ

خلاصه: مرز واقعیت و خیال را هرچه مشخص می‌کند برای او از بین رفته بود. اکنون در کدام جهان زندگی می‌کرد؟ چرا زندگی می‌کرد؟ باید به فکر پایان خودش می‌افتاد یا راه دیگری هم بود؟ مورانا در شانزدهمین سال زندگی‌اش بود که همه چیز برایش تغییر کرد، هرچه را داشت از دست داد و بعد از این هرچه تلاش کرد هیچ‌چیز بهتر که نشد هیچ، بدتر هم شد. نفرینی را احساس می‌کرد که هیچ‌کس باورش نداشت؛ اما خب آن‌ها نباید هم باور می‌کردند چرا که جز او کسی نمی‌توانست "آن‌ها" را ببینند.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : ✵ᏒᏫᎷᏆ✵

Ghasedak.

مدیر تالار کتاب
پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
1,018
پسندها
2,899
امتیازها
16,473
مدال‌ها
14
سطح
13
 
  • مدیر
  • #2
C832C135-713C-4B73-9F8B-4C6EF3835B2F.jpeg
«به نام داعیه‌ی سر متن‌ها»

نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین جامع تایپ رمان

آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.

نحوه‌ی قرار دادن رمان در انجمن برای مطالعه کاربران

و برای پرسش سوالات و اشکالات خود در رابطه با رمان به لینک زیر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

✵ᏒᏫᎷᏆ✵

کاربر فعال وحشت
کاربر فعال بخش
تاریخ ثبت‌نام
17/4/21
ارسالی‌ها
26
پسندها
716
امتیازها
3,590
مدال‌ها
6
سطح
7
 
  • نویسنده موضوع
  • #3
بخش اول: کاخ خاندان دوراگن

"هیچ‌کس متوجه نشد چرا رزها می‌خواستند چیده شوند!
مورانا دوراگن-"
زندگی در کَستونسویل بهترین سال‌های عمر مورانا بود. کستونسویل شهری در اطراف استان بالتیمور بود که فضایی تاریخی و آرام داشت. زمانی که بسیار کوچک بود، پدر و مادرش تمام خانواده و آشنایانشان را ترک کرده و به آنجا نقل مکان کرده بودند. هرچند آن‌قدری از دیگری دور نبودند که ارتباطشان به کلی از هم بپاشد اما باز هم برای مورانا از زندگی دائمی همراه با خاندان پیچیده‌اش در آن کاخ حس بهتری داشت. در آن عمارت باید به دور از هم سن و سالان خودش تحصیل می‌کرد حتی اگر بسیار کوچک بود و جدا از این قوانین سختی وجود داشت که انگار گذاشته شده بودند تا او مبادا لحظه آسودگی را احساس کند. اما کستونسویل دوست...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : ✵ᏒᏫᎷᏆ✵

موضوعات مشابه

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 0)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 1, کاربر: 0, مهمان: 1)

عقب
بالا