• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

شایسته صورتک شیشه‌ای | میم‌.هویار کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع هویار
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 33
  • بازدیدها بازدیدها 936
  • کاربران تگ شده هیچ

هویار

کاربر انجمن
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
307
پسندها
2,985
امتیازها
13,933
مدال‌ها
10
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #31
توهم نبود، خیال نبود. مرگ من، پژمردن بال پروانه به شوق شمع نبود. زردی و سرنگونی آخرین برگ درخت افرا نبود. مرگ من نه از جنس پایان بود و نه آغاز، بی‌شباهت به صدای خسته‌ی یک تلنگر نبود. زندگی من، صحنه دار قالی‌ای نیمه‌کاره بود که به قساوت آدمیان از میانه شکافته شد. مثل چین و شکن‌های چهره‌ی غریبه‌ی درون آیینه، از هم نگسست و نابود نشد اما باور هم نشد. توهم نبود، خیال نبود. مرگ من، مرگ نبود.​
 
امضا : هویار

هویار

کاربر انجمن
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
307
پسندها
2,985
امتیازها
13,933
مدال‌ها
10
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #32
گوری که کنده شده، فقط با یک جسد داستانش تمام نمی‌شود. گور حریص است. هرگاه کسی را در دلش میکاری، ناگزیری تکه‌ای از خودت را هم کنارش به ابدیت بسپاری. کنون پس از تمام تجربه‌های تلخ و ناگفتنی، به تازگی با تکه‌هایی از تو در کنارم هم‌نفس شدم؛ خاطرات مشترک‌‌مان، عاطفه‌‌ای که دیگر نشانی از آن در تو نیست، رازهایی که ما را هم‌قسم کرده بود. روزگار چرکینی‌ست، تو حتی به خودت هم سر نمیزنی. اگر بخواهم صادق باشم می‌بایست به گورهای زیادی سر بزنی تا تکه‌های پراکنده‌‌ی خودت را بیابی و برای‌شان مرثیه بخوانی. چنین که بنگری دیگر پنجشنبه‌ها از آن صاحبان خاک نیست، تو و امثال تو هم شریک این مراسم تدفین بی‌انتهایید.​
 
امضا : هویار

هویار

کاربر انجمن
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
307
پسندها
2,985
امتیازها
13,933
مدال‌ها
10
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #33
غروب که می‌شود، آدم‌ها از گورستان پر می‌کشند، می‌گریزند. ما را کنار کرده‌ها و نکرده‌هامان تنها می‌گذارند. امیدمان به نوای یاسینی‌ست که از شما بشنویم و منتها به جز فراموش‌کاری، هیچ از شما به ما نمی‌رسد. با این حال من دیده‌ام که از برخی از امثال من انتظارها دارید. همیشه فکر می‌‌کردم که وقاحت به دنیای میان زندگان و مردگان رسوخ نمی‌کند، اما اشتباه می‌‌کردم. تا آدمی هست، هیچ‌وقت کلام “یالیتنی کنت ترابا” از زبان ما نمی‌افتد.​
 
امضا : هویار

هویار

کاربر انجمن
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
307
پسندها
2,985
امتیازها
13,933
مدال‌ها
10
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #34
ابدیت برای تو کجاست؟ من که تا ابدیت راهی ندارم؛ تو که میدانی ابدیت برای من در لحظه‌ای خلاصه می‌شود که دیگر تعلقی به خاک نداشته باشم. خاک من تویی، من هنوز تو را می‌جویم و نمی‌یابم. میبینی؟ مرگ برای آنکه زیر خاک است نمادی متفاوت دارد. هرگاه از دنیا وارسته شدی، آن‌گاه یک بار برای همیشه میمیری؛ اما وقتی آدمیان از تو وارسته شوند، هر روز میمیری و این دور باطل مرگ پایان نمی‌یابد. تو هر روز قاتل می‌شوی و نمی‌فهمی، و من هر روز به فراموشی سپارده می‌شوم و فراموش می‌‌کنم.​
 
امضا : هویار
عقب
بالا