شعر مجموعه اشعار رند بازاری| فائزه کاکاحاجی کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع faezeh_ka_
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 35
  • بازدیدها بازدیدها 391
  • برچسب‌ها برچسب‌ها
    دوبیتی شعر قالب سپید
  • کاربران تگ شده هیچ

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
439
پسندها
3,313
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #21
نام من شهره ی یک شهر شده می فهمی؟
وجود من برای پدرم ننگ شده می فهمی؟
قصدم از بی آبرویی ها رسیدن به تو بود
رفتی،جبران حماقت سخت شده می فهمی؟
 
آخرین ویرایش
امضا : faezeh_ka_

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
439
پسندها
3,313
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #22
نمی شود درد را بر شانه هایم
بگذاری
ماه را از آسمان قرض بگیری
و آسمان را خالی بگذاری
بغض من آواره ی آغوش توست
این چشم ها را
نمی شود
بی خانه بگذاری!
 
امضا : faezeh_ka_

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
439
پسندها
3,313
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #23
از ذات درست، راه درست می روید
از کار درست، پندار درست می روید
 
امضا : faezeh_ka_

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
439
پسندها
3,313
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #24
بد اقبال و بد اندیشم
گه با تو ،گه در خویشم
مرا حرف صواب آزار
شبی آشفته در پیش ام
دلی آزرده ام از تو
جنگ را باخته از پیش ام
 
امضا : faezeh_ka_

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
439
پسندها
3,313
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #25
شبا هنگام
درد می آید
تو را
فرا می خواند
و
می ستاند
روح زندگی را
سر می رود
از تو
شوق فردا ها
می زند فریاد
در وجودت
آی آدمک
تا کی ، تا کجا؟
درد می نالد
از عمق واژه ها
با تو سر کنم
همیشه صبر کنم
در سر می پیچید
شب ناله ها
در من می بیند
چشم غمگینش
تکه تکه ها
ویرانه ها
 
امضا : faezeh_ka_

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
439
پسندها
3,313
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #26
لبخند این دیوانه رادائم از لبش می دزدی
اول زخم می زنی بعد حالش را می پرسی
چو دارایی که فقیری در کوچه انداخته ای
تو رحم نداری جهت شاد شدن می پرسی
 
آخرین ویرایش
امضا : faezeh_ka_

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
439
پسندها
3,313
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #27
اه من به اندوه رسیده به تو معتادم افسوس که عشقت نمی رسد فریادم
 
امضا : faezeh_ka_

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
439
پسندها
3,313
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #28
بین تقدیر و عشق، انتخاب من دیوانگی ست
کین آشنا دیده ام، ترجیح من بیگانگی ست
درد من درد تو نیست،ربط من به تو چیست؟
فکر ما هر دو یکی ، رسم ما بی عاره گی ست!
 
امضا : faezeh_ka_

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
439
پسندها
3,313
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #29
چه باران ملال انگیزی
شب بی روز غم انگیزی
تمام من قصد رفتن می کند
نفرین به همچین
شب شور انگیزی
آه از وعده ی دیدار تو و
باری که به دوش تقدیر
افتاده!
آه از پرده دری فرداها
آه از این شب بیم انگیز
 
امضا : faezeh_ka_

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
439
پسندها
3,313
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #30
رندی می کند تن طنازش به حال و روز بیمارش
پر از تشویش و آشوب است پر از شوق دیدارش
 
امضا : faezeh_ka_
عقب
بالا