بازبینی پارسی بازبینی پارسی | واژگان گمشده پارسی: گنجینه‌ای در حال فراموشی!

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Pardis
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 47
  • بازدیدها بازدیدها 555
  • کاربران تگ شده هیچ

ANAM CARA

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
32
 
تاریخ ثبت‌نام
13/1/21
ارسالی‌ها
2,115
پسندها
29,272
امتیازها
57,373
مدال‌ها
43
سن
21
  • مدیر
  • #21
سپند (Sepand)

معنی: سپند واژه‌ای کهن و اصیل ایرانی است که در اصل به معنای «مقدس»، «پاک» و «فرخنده» بوده است. این واژه در گذر زمان بیشتر برای نام گیاه «اسپند» به کار رفته؛ گیاهی که ایرانیان از دیرباز آن را نماد دوری از چشم‌زخم و بدی می‌دانستند. ریشهٔ سپند با مفهوم قداست و پاکی پیوندی دیرینه دارد.

کاربرد: برای اشاره به پاکی، فرخندگی و قداست به کار می‌رود. امروزه بیشتر در نام‌های فارسی و در قالب «اسپند» شناخته می‌شود، اما معنای کهن آن بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تر بوده است.

شعر: چو علم خواهد گفتن سپند باید سوخت
که بیمِ چشمِ بدان دور باد از آن کهتر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ANAM CARA
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Sydney

ANAM CARA

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
32
 
تاریخ ثبت‌نام
13/1/21
ارسالی‌ها
2,115
پسندها
29,272
امتیازها
57,373
مدال‌ها
43
سن
21
  • مدیر
  • #22
خُنیا (Khonyā)

معنی: خُنیا واژه‌ای کهن فارسی به معنای موسیقی، آواز، نغمه و هنرِ نوازندگی و خوانندگی است. در گذشته به هنرمندانی که می‌نواختند یا آواز می‌خواندند «خُنیاگر» گفته می‌شد. این واژه یادآور هنر موسیقی در ایران باستان و دوران کلاسیک ادب فارسی است.

کاربرد: برای اشاره به موسیقی، آواز و نغمه به کار می‌رود. همچنین در قالب «خُنیاگر» برای نامیدن نوازندگان و خوانندگان دیده می‌شود.

شعر: خُنیاگری برکشید آن زمان سرودی به آیینِ خسروان

- نظامی گنجوی -

خُنیا از واژه‌های دلنشین و اصیل فارسی است که امروزه جای خود را تا حد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ANAM CARA
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Sydney

ANAM CARA

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
32
 
تاریخ ثبت‌نام
13/1/21
ارسالی‌ها
2,115
پسندها
29,272
امتیازها
57,373
مدال‌ها
43
سن
21
  • مدیر
  • #23
پژمان (Pazhmān)

معنی: پژمان واژه‌ای کهن فارسی به معنای افسرده، اندوهگین، پژمرده‌حال و غم‌زده است. این واژه از ریشهٔ «پژمردن» گرفته شده و برای توصیف کسی به کار می‌رود که شادی و طراوت خود را از دست داده باشد.

کاربرد: برای بیان اندوه، افسردگی، دلتنگی یا از دست رفتن شادابی و نشاط به کار می‌رود. در ادبیات فارسی، پژمان اغلب در وصف دلِ غمگین یا چهرهٔ اندوهناک آمده است.

شعر:
مباش ای خردمند، پژمان و تنگ
چو خواهی که یابی ز هر بد درنگ

- ناصرخسرو -

پژمان از واژه‌های خوش‌آهنگ و تصویری زبان فارسی است که امروزه بیشتر در قالب نام...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ANAM CARA
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Sydney

ANAM CARA

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
32
 
تاریخ ثبت‌نام
13/1/21
ارسالی‌ها
2,115
پسندها
29,272
امتیازها
57,373
مدال‌ها
43
سن
21
  • مدیر
  • #24
راد (Rād)

معنی: راد واژه‌ای کهن و اصیل فارسی به معنای بخشنده، جوانمرد، سخاوتمند و بزرگ‌منش است. در فرهنگ ایران، راد کسی بود که نه‌تنها دارایی، بلکه مهر، یاری و بزرگواری خود را نیز بی‌دریغ با دیگران قسمت می‌کرد.

کاربرد: برای توصیف انسان‌های بخشنده، کریم و جوانمرد به کار می‌رود. در متون حماسی و ادبی، «راد» از صفات پهلوانان و بزرگان بوده است.

شعر:
همه راد و بینادل و دادگر
همه نامجوی و همه پرهنر

- فردوسی -

راد از واژه‌های ارزشمند زبان فارسی است که امروزه بیشتر به عنوان نام اشخاص شناخته می‌شود، اما معنای اصلی آن کمتر به...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ANAM CARA
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Sydney

ANAM CARA

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
32
 
تاریخ ثبت‌نام
13/1/21
ارسالی‌ها
2,115
پسندها
29,272
امتیازها
57,373
مدال‌ها
43
سن
21
  • مدیر
  • #25
گُردآفرید (Gordāfarid)

معنی: گردآفرید نام پهلوان‌بانوی نامدار شاهنامهٔ فردوسی است. «گُرد» به معنای پهلوان و دلیر است و «آفرید» به معنای آفریده شده؛ در کنار هم به مفهوم «پهلوانِ آفریده‌شده» یا «بانوی دلیر» آمده است.

کاربرد: در شاهنامه، گردآفرید یکی از زنان جنگاور ایران است که با سهراب روبه‌رو می‌شود و با شجاعت و هوشمندی در برابر او می‌ایستد. نام او نماد دلیری، غیرت و خرد زنانه در فرهنگ حماسی ایران است.

شعر:
بپوشید خُود و برنشست از برِ اسب
همی رفت مانندِ تندر به شَصَب
همی شد بر آن دژ یکی پهلوان
به نامِ گردآفرید از دلیران

-...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ANAM CARA
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Sydney

ANAM CARA

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
32
 
تاریخ ثبت‌نام
13/1/21
ارسالی‌ها
2,115
پسندها
29,272
امتیازها
57,373
مدال‌ها
43
سن
21
  • مدیر
  • #26
کُنام (Konām)

معنی: کنام واژه‌ای کهن فارسی به معنای لانه، آشیانه یا جایگاه درندگان، به‌ویژه شیر است. در ادبیات حماسی، این واژه اغلب برای توصیف جایگاه پهلوانان یا محل زندگی جانوران نیرومند به کار رفته است.

کاربرد: برای اشاره به آشیانه و مأمن درندگان و به صورت استعاری برای جایگاه قدرت، دلاوری و هیبت به کار می‌رود.

شعر:
زِ بیشه نیاید برون شیر نر
مگر کز کنامش برآید به سر

- فردوسی -

کنام از واژه‌های تصویری و خوش‌آهنگ فارسی است که امروزه تقریباً از گفتار روزمره کنار رفته است. با این حال، در متون حماسی و ادبی هنوز هم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ANAM CARA
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] Sydney

ANAM CARA

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
32
 
تاریخ ثبت‌نام
13/1/21
ارسالی‌ها
2,115
پسندها
29,272
امتیازها
57,373
مدال‌ها
43
سن
21
  • مدیر
  • #27
پالیز (Pāliz)

معنی: پالیز واژه‌ای کهن و اصیل فارسی به معنای باغ، بوستان، گلستان و کشتزار است. در گذشته این واژه برای باغ‌های سرسبز و زمین‌های حاصلخیز به کار می‌رفت و بعدها بیشتر در معنای جالیز و کشتزارِ صیفی‌جات نیز استفاده شد.

کاربرد: برای اشاره به باغ، بوستان و کشتزار به کار می‌رود. در ادبیات فارسی، پالیز اغلب نمادی از سرسبزی، آبادانی و زیبایی طبیعت است.

شعر:
بِه پالیز بلبل بنالد همی
گل از نالهٔ او ببالد همی

- فردوسی -

پالیز از واژه‌های خوش‌آهنگ زبان فارسی است که روزگاری کاربرد فراوانی داشت، اما امروزه بیشتر جای...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ANAM CARA
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] Sydney

ANAM CARA

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
32
 
تاریخ ثبت‌نام
13/1/21
ارسالی‌ها
2,115
پسندها
29,272
امتیازها
57,373
مدال‌ها
43
سن
21
  • مدیر
  • #28
پُرمایه (Pormāye)

معنی: پُرمایه واژه‌ای کهن فارسی به معنای توانگر، برخوردار، صاحب فضیلت، دارای دانش یا داراییِ فراوان است. در متون کهن، «مایه» تنها به ثروت اشاره ندارد، بلکه دانش، خرد، هنر و ارزش‌های درونی را نیز در بر می‌گیرد.

کاربرد: برای توصیف اشخاص دانا، توانگر، ارزشمند و برخوردار از فضیلت و دانش به کار می‌رود.

شعر:
به درویش بر مهربانی کنم
به پُرمایه بر پاسبانی کنم

- فردوسی، شاهنامه -

پُرمایه از واژه‌های زیبای زبان فارسی است که امروزه کمتر در گفتار روزمره شنیده می‌شود. این واژه یادآور انسانی است که تنها ثروتمند...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ANAM CARA
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,303
پسندها
4,842
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
سن
26
  • مدیر
  • #29
دِژَم (Dezham)

معنی: دِژم که در فارسی امروز دُژم خوانده می‌شود، واژه‌ای کهن فارسی به‌معنای افسرده، آشفته، اندوهناک، رنجور و بیمار است. این واژه در توصیف افراد خشمگین و ترشرو نیز به کار می‌رود و همچنین می‌تواند هم‌معنای بیمار و نزار نیز باشد.

کاربرد: در ادبیات و شعر، دژم برای توصیف حالات درونی مانند خشم و پژمردگی و نیز چهره‌ی غمگین و گرفته‌ی افراد به کار می‌رود. در شعر می‌تواند مجاز از خمار بودن چشم باشد.

شعر:
سپه را بدادی سراسر درم
بدان تا نباشد یکی تن دژم

- فردوسی -

دژم از واژگان اصیل و زیبای فارسی‌ست که بار...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,303
پسندها
4,842
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
سن
26
  • مدیر
  • #30
مینو (Minu)

معنی: واژه‌ای کهن و اصیل است که در زبان فارسی به‌معنای زیبایی آسمانی، بهشت یا عالم خیال است. در پهلوی این واژه مینوک و شکل اوستایی آن مَئینیَوَ، به‌معنای روان، خرد و روح آمده است‌‌. در برخی معانی، مینو را هم‌معنای واژه‌ی مینا در عباراتی چون چرخ مینا و سنگ مینا قرار داده‌اند؛ اما گرچه این دو واژه ریشه‌ی یکسانی دارند، اغلب ماهیت‌شان اندکی متفاوت است و مینو دارای مفهوم روحانی‌تریست.

کاربرد: مینو امروزه اغلب به‌عنوان نام برای دختران به کار می‌رود؛ اما در ادبیات کهن و شعر اغلب در برابر‌ جهان خاکی قرار می‌گیرد و نشانه‌ی پاکی، آرامش، زیبایی لطیف و نوعی کمال دست‌نیافتنی‌ست...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Sydney
عقب
بالا