بازبینی پارسی بازبینی پارسی | واژگان گمشده پارسی: گنجینه‌ای در حال فراموشی!

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Pardis
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 47
  • بازدیدها بازدیدها 555
  • کاربران تگ شده هیچ

MAEIN

کاربر قابل احترام
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
18/4/21
ارسالی‌ها
2,882
پسندها
9,746
امتیازها
33,973
مدال‌ها
20
سن
24
  • #41
فروهشتن (Foruheshtan)

معنی:

فروهشتن یکی از فعل‌های کهن و خوش‌آهنگ فارسی است که از دو بخش «فرو» به معنای پایین، فرود یا به سوی زیر، و هشتن (صورت کهنِ گذاشتن) ساخته شده است. این واژه در مجموع به معنای فرود آوردن، پایین گذاشتن، فروگذاشتن، رها کردن یا از بلندی به زیر آوردن به کار می‌رود.
در متون کهن، فروهشتن تنها یک حرکت فیزیکی نیست؛ گاه به معنای فرو نشاندن خشم، کنار گذاشتن غرور، یا دست کشیدن از کاری نیز آمده است.


کاربرد:
در ادبیات فارسی، فروهشتن برای توصیف فرود آوردن پرچم، سلاح، سر، نگاه یا حتی احساسات و خواسته‌ها به کار رفته است. این واژه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Sydney

MAEIN

کاربر قابل احترام
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
18/4/21
ارسالی‌ها
2,882
پسندها
9,746
امتیازها
33,973
مدال‌ها
20
سن
24
  • #42
آژده (Āždeh)

معنی:

آژده یا آژدَه، صورت کهن‌تر واژهٔ اژدها در زبان فارسی است و به موجودی عظیم، سهمگین و افسانه‌ای گفته می‌شود که در اسطوره‌ها و حماسه‌های ایرانی نماد ویرانی، آشوب، تباهی و نیروی اهریمنی است. واژه‌ی امروزی اژدها در
واقع دگرگون‌شده‌ی همین واژه‌ی کهن است.
ریشه‌ی این واژه به زبان‌های ایرانی باستان بازمی‌گردد و با واژهٔ اوستایی اَژی (Aži) به معنای مار و اژدها خویشاوند است. در اساطیر ایران، اژی‌دهاک (ضحاک) نیز از همین ریشه نام گرفته است.


کاربرد:
در شاهنامه و دیگر متون حماسی، آژده نماد دشمنی نیرومند، خطری بزرگ و نیرویی ویرانگر است...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Sydney

MAEIN

کاربر قابل احترام
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
18/4/21
ارسالی‌ها
2,882
پسندها
9,746
امتیازها
33,973
مدال‌ها
20
سن
24
  • #43
وَرجاوَند (Varjāvand)

معنی:

ورجاوند واژه‌ای بسیار کهن و اصیل ایرانی است که به معنای فرخنده، مبارک، خجسته، ارجمند و دارای شکوه و قداست به کار می‌رود. این واژه از دو بخش وَر به معنای برگزیده، برتر یا والا، و جاوند به معنای دارنده و برخوردار ساخته شده است. در متون پهلوی و زرتشتی، ورجاوند به کسی یا چیزی گفته می‌شود که از فرّ، برکت یا منزلتی ویژه برخوردار باشد.

کاربرد:
ورجاوند در متون کهن برای ستایش شخصیت‌های بزرگ، سرزمین‌های مقدس، آتشکده‌ها و اشیای گران‌قدر به کار رفته است. این واژه علاوه بر ارزش مادی، بر شکوه معنوی و قداست نیز دلالت دارد. امروزه نیز گاهی در نام‌گذاری کتاب‌ها، آثار...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

MAEIN

کاربر قابل احترام
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
18/4/21
ارسالی‌ها
2,882
پسندها
9,746
امتیازها
33,973
مدال‌ها
20
سن
24
  • #44
تَبیره (Tabīreh)

معنی:
تبیره واژه‌ای اصیل و کهن فارسی است که به طبل بزرگ جنگی، نقاره یا سازی کوبه‌ای با صدایی بلند و هیبت‌آفرین گفته می‌شود. این ساز در ایران باستان و دوران اسلامی برای اعلام آغاز نبرد، حرکت سپاه، ورود پادشاه یا برگزاری آیین‌های رسمی نواخته می‌شد. آوای تبیره نه برای موسیقی و سرگرمی، بلکه برای فرمان دادن، هشدار، تهییج سپاهیان و نمایش شکوه و اقتدار به کار می‌رفت.

کاربرد:
در شاهنامه و دیگر متون حماسی، تبیره از مهم‌ترین سازهای رزمی است و اغلب در کنار...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

MAEIN

کاربر قابل احترام
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
18/4/21
ارسالی‌ها
2,882
پسندها
9,746
امتیازها
33,973
مدال‌ها
20
سن
24
  • #45
سِپَنج (Sepanj)

معنی:

سِپَنج واژه‌ای کهن و اصیل فارسی است که به معنای ناپایدار، گذرا، فانی و کوتاه‌مدت به کار می‌رود. این واژه بیشتر در ترکیب‌هایی مانند سپنج‌سرا یا سرای سپنج دیده می‌شود که کنایه از جهان فانی و ناپایدار است؛ جهانی که هیچ‌کس در آن ماندگار نیست و همه سرانجام آن را ترک می‌کنند.

کاربرد:
در ادبیات فارسی، سپنج نماد بی‌ثباتی و گذرایی دنیاست. شاعران آن را در برابر جاودانگی، حقیقت یا جهان دیگر قرار داده‌اند و با به‌کارگیری آن، خواننده را به دل نبستن به دنیا و یادآوری ناپایداری زندگی فراخوانده‌اند. این واژه در شعرهای حکمی، عرفانی و اخلاقی بسیار پرکاربرد است.

[COLOR=rgb(184, 49...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Pardis

مدیر بازنشسته
سطح
33
 
تاریخ ثبت‌نام
13/4/19
ارسالی‌ها
2,046
پسندها
34,521
امتیازها
65,073
مدال‌ها
19
سن
20
  • نویسنده موضوع
  • #46
وَژَن (Vazhan)
معنی:
واژه‌ای کهن به معنای سخن، کلام یا واژه.

کاربرد:
در برخی متون پهلوی و فارسی میانه دیده می‌شود و ریشه‌ی واژه‌ی امروزی «واژه» است.

نمونه:
وزنِ جان را نه زر سنجد، نه تیغ
بلکه وَژَنِ راست، آیینه‌ی خرد است.

«وژن» یادآور روزگاری است که خودِ سخن ارزشی مقدس داشت.
 
امضا : Pardis

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,303
پسندها
4,842
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
سن
26
  • مدیر
  • #47
غَریو (Ghariv)

معنی: واژه‌ای کهن در فارسی به معنای بانگ بلند، فریاد، خروش و آوای پرطنین، فغان و گریه‌ و زاری است. این واژه معمولاً برای صداهایی به کار می‌رود که قدرت، گستردگی و پژواک دارند؛ مانند غریوِ رعد، غریوِ لشکر یا غریوِ شادی. این واژه بن مضارع فعل غریویدن است و با کلمه‌ی غرش هم‌خانواده است. همچنین نام نوایی از موسیقی است.

کاربرد: در ادبیات فارسی، غریو بیشتر برای توصیف صداهایی به کار می‌رود که از شدت احساس یا عظمت پدیده‌ای برمی‌خیزند. شاعران از آن برای تصویر کردن فریاد جنگ، خروش طبیعت، فریاد اعتراض، بانگ پیروزی یا حتی هیجان و شور جمعی بهره برده‌اند. گاهی نیز غریو...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Sydney
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] bahar

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,303
پسندها
4,842
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
سن
26
  • مدیر
  • #48
نَوان (Navān)

معنی: واژه‌ای کهن در فارسی به معنای ناتوان، ضعیف، نحیف، لاغر و لرزان است. در برخی متون به کسی یا چیزی گفته می‌شود که بر اثر رنج، اندوه، پیری یا فشار، آرامش و استواری خود را از دست داده و دچار سستی یا لرزش شده باشد. این واژه را امروزه در ترکیب‌هایی چون نوانخانه نیز می‌توان دید.

کاربرد: در ادبیات فارسی، «نوان» هم برای توصیف ضعف و فرسودگی جسم و هم برای بیان آشفتگی و بی‌قراری روح به کار رفته است. شاعران از این واژه برای تصویر کردن عاشقی رنجور، پهلوانی از پاافتاده، پیرمردی ناتوان یا دلی آکنده از اندوه بهره برده‌اند. همچنین در برخی متون، «نوان» به معنای لرزان، جنبان و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Sydney
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] bahar
عقب
بالا