دفتر شعر دفتر شعر کاربر محمدمهدی منصوری

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 15
  • بازدیدها بازدیدها 171
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
925
پسندها
11,482
امتیازها
29,073
مدال‌ها
27
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
1000010269.webp
این دفتر شعر متعلق به @Mohammadmahdimn بوده و کسی جز ایشان اجازه‌ی پست‌گذاری در این تاپیک را ندارد.

لطفا پیش از فعالیت به قوانین توجه داشته باشید.

قوانین دفتر شعر | تالار شعرکده

-مدیریت تالار شعرکده-
 
امضا : bahar

Mohammadmahdimn

رفیق جدید انجمن
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
62
پسندها
326
امتیازها
1,723
مدال‌ها
6
سن
20
  • #2
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند نام و خداوند جای
خداوند روزی ده رهنمای
خداوند کیوان و گردان سپهر
فروزنده ماه و ناهید و مهر
ز نام و نشان و گمان برترست
نگارندهٔ بر شده پیکرست
به بینندگان آفریننده را
نبینی مرنجان دو بیننده را
نیابد بدو نیز اندیشه راه
که او برتر از نام و از جایگاه
سخن هر چه زین گوهران بگذرد
نیابد بدو راه جان و خرد
خرد گر سخن برگزیند همی
همان را گزیند که بیند همی
ستودن نداند کس او را چو هست
میان بندگی را ببایدت بست
خرد را و جان را همی سنجد اوی
در اندیشهٔ سخته کی گنجد اوی
بدین آلت رای و جان و زبان
ستود آفریننده را کی توان
به هستیش باید که خستو شوی
ز گفتار بی‌کار یکسو شوی
پرستنده باشی و جوینده راه
به ژرفی به فرمانش کردن نگاه
توانا بود هر که دانا...​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Mohammadmahdimn

Mohammadmahdimn

رفیق جدید انجمن
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
62
پسندها
326
امتیازها
1,723
مدال‌ها
6
سن
20
  • #3
اگر تو فارغی از حال دوستان یارا
فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را
بیا که وقت بهارست تا من و تو به هم
به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را

- سعدی
 
آخرین ویرایش
امضا : Mohammadmahdimn

Mohammadmahdimn

رفیق جدید انجمن
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
62
پسندها
326
امتیازها
1,723
مدال‌ها
6
سن
20
  • #4
عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
عارف از خنده می در طمع خام افتاد
حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
این همه نقش در آیینه اوهام افتاد
این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد
غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید
کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد
من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم
اینم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد
چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار
هر که در دایره گردش ایام افتاد
در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخ
آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد
آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بینی
کار ما با رخ ساقی و لب جام افتاد
زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت
کان که شد کشته او نیک سرانجام افتاد
هر دمش با من دلسوخته لطفی دگر است
این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد
صوفیان جمله...​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Mohammadmahdimn

Mohammadmahdimn

رفیق جدید انجمن
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
62
پسندها
326
امتیازها
1,723
مدال‌ها
6
سن
20
  • #5
قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی، اما،‌اما
گرد بام و در من
بی ثمر می‌گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه‌های همه تلخ
با دلم می‌گوید
که دروغی تو، دروغ
که فریبی تو.، فریب
قاصدک! هان، ولی ... آخر ... ای وای
راستی آیا رفتی با باد؟
با توام، ای! کجا رفتی؟ ای
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی، جایی؟
در اجاقی طمع شعله نمی‌بندم خردک شرری هست هنوز؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می‌گریند

- مهدی اخوان‌ثالث
 
امضا : Mohammadmahdimn

Mohammadmahdimn

رفیق جدید انجمن
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
62
پسندها
326
امتیازها
1,723
مدال‌ها
6
سن
20
  • #6
چه غریب ماندی ای دل! نه غمی، نه غمگساری
نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویم، بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری
سحرم کشیده خنجر، که چرا شبت نکشته‌ست
تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری
به سرشک همچو باران ز برت چه برخورم من ؟
که چو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری
نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم
منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری
سر بی پناه پیری به کنار گیر و بگذر
که به غیر مرگ دیگر نگشایدت کناری
به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها
بنگر وفای یاران که رها کنند یاری

-هوشنگ ابتهاج
 
امضا : Mohammadmahdimn

Mohammadmahdimn

رفیق جدید انجمن
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
62
پسندها
326
امتیازها
1,723
مدال‌ها
6
سن
20
  • #7
دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

- حافظ
 
امضا : Mohammadmahdimn

Mohammadmahdimn

رفیق جدید انجمن
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
62
پسندها
326
امتیازها
1,723
مدال‌ها
6
سن
20
  • #8
همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد
همه شب دیده من بر فلک اِستاره شمرد
خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد

- مولانا
 
امضا : Mohammadmahdimn

Mohammadmahdimn

رفیق جدید انجمن
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
62
پسندها
326
امتیازها
1,723
مدال‌ها
6
سن
20
  • #9
بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌ام
همچو نسیم از این چمن پای برون کشیده‌ام
شمع طرب ز بخت ما آتش خانه‌سوز شد
گشت بلای جان من عشق به جان خریده‌ام
حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود
تا تو ز من بریده‌ای من ز جهان بریده‌ام
تا به کنار بودیَم بود به جا قرار دل
رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده‌ام
تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده‌ام
چون به بهار سر کند لاله ز خاک من برون
ای گل تازه یاد کن از دل داغ دیده‌ام
یا ز ره وفا بیا یا ز دل رهی برو
سوخت در انتظار تو جان به لب رسیده‌ام

- رهی معیری
 
امضا : Mohammadmahdimn

Mohammadmahdimn

رفیق جدید انجمن
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
62
پسندها
326
امتیازها
1,723
مدال‌ها
6
سن
20
  • #10
زین آتش نهفته که در سینه من است
خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت
آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت

- حافظ
 
امضا : Mohammadmahdimn

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
0
بازدیدها
19
پاسخ‌ها
27
بازدیدها
210
پاسخ‌ها
19
بازدیدها
129
پاسخ‌ها
16
بازدیدها
91
پاسخ‌ها
16
بازدیدها
99
عقب
بالا