- تاریخ ثبتنام
- 26/1/22
- ارسالیها
- 13,985
- پسندها
- 37,610
- امتیازها
- 96,874
- مدالها
- 78
- نویسنده موضوع
- مدیرکل
- #11
آبستن
دو نفر به جان اسنو گفتند وقتی بازگردم، حرف میزنیم. یکی پدرش دربارهی مادرش و دیگری عمویش. این حواله دادن اسنو به آینده نشان از نیامدنها و نشدنها دارد. این وعدههای سر خرمن هرگز محقق نخواهند شد و تنهایی سختی در انتظار این بشر است. ضمن اینکه، به مای تماشاگر مدام وعدهی آیندهی اسنو داده میشود. مگر قرار است در آینده چه بکند؟
برخلاف تصور، رابطهاش با تیریون جنسی از مهربانی و توجه گرفته است. اسنو باور دارد تنها کسی که دربارهی دیوار حقیقت را بهش گفت تیریون بود و حتی پدرش هم دروغ سر هم کرد. اما این انسان زیرک ملعوم نیست چرا چنین میکند. باید دید رابطهی این دو چطور با هم خواهد چرخید؛ از ظاهر چنین برمیآید که حالاحالا با هم کار دارند.
دو نفر به جان اسنو گفتند وقتی بازگردم، حرف میزنیم. یکی پدرش دربارهی مادرش و دیگری عمویش. این حواله دادن اسنو به آینده نشان از نیامدنها و نشدنها دارد. این وعدههای سر خرمن هرگز محقق نخواهند شد و تنهایی سختی در انتظار این بشر است. ضمن اینکه، به مای تماشاگر مدام وعدهی آیندهی اسنو داده میشود. مگر قرار است در آینده چه بکند؟
برخلاف تصور، رابطهاش با تیریون جنسی از مهربانی و توجه گرفته است. اسنو باور دارد تنها کسی که دربارهی دیوار حقیقت را بهش گفت تیریون بود و حتی پدرش هم دروغ سر هم کرد. اما این انسان زیرک ملعوم نیست چرا چنین میکند. باید دید رابطهی این دو چطور با هم خواهد چرخید؛ از ظاهر چنین برمیآید که حالاحالا با هم کار دارند.