- تاریخ ثبتنام
- 23/5/20
- ارسالیها
- 574
- پسندها
- 9,735
- امتیازها
- 24,973
- مدالها
- 17
- سن
- 20
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #21
سرمو بلند میکنم.
- من دیوونه نیستم.
فقط همینو میگه.
- همهمون همینو میگیم.
سرمو یه کم کج میکنم و بعد خیلی جزئی تکونش میدم. لبمو گاز میگیرم. چشمام بیاختیار دوباره سمت پنجره کشیده میشن.
- چرا هی بیرونو نگاه میکنی؟
از سؤالاش بدم نمیاد، واقعاً نه. فقط... عجیبه که یکی باشه برای حرف زدن. عجیبه که مجبور باشم انرژی صرف کنم تا لبهام تکون بخورن و کلمههایی بسازن که کارهامو توضیح بدن. خیلی وقته هیچکس اهمیت نداده. هیچکس اونقدر دقیق نگاهم نکرده که بخواد بدونه چرا زل میزنم به پنجره. هیچکس هیچوقت باهام مثل یه آدم برابر رفتار نکرده.
البته، اون هنوز رازم رو نمیدونه. هنوز نمیدونهمن یه هیولام.
با خودم فکر میکنم چقدر طول میکشه تا برای نجات جونش فرار کنه.
یادم رفته جواب بدم و اون...
- من دیوونه نیستم.
فقط همینو میگه.
- همهمون همینو میگیم.
سرمو یه کم کج میکنم و بعد خیلی جزئی تکونش میدم. لبمو گاز میگیرم. چشمام بیاختیار دوباره سمت پنجره کشیده میشن.
- چرا هی بیرونو نگاه میکنی؟
از سؤالاش بدم نمیاد، واقعاً نه. فقط... عجیبه که یکی باشه برای حرف زدن. عجیبه که مجبور باشم انرژی صرف کنم تا لبهام تکون بخورن و کلمههایی بسازن که کارهامو توضیح بدن. خیلی وقته هیچکس اهمیت نداده. هیچکس اونقدر دقیق نگاهم نکرده که بخواد بدونه چرا زل میزنم به پنجره. هیچکس هیچوقت باهام مثل یه آدم برابر رفتار نکرده.
البته، اون هنوز رازم رو نمیدونه. هنوز نمیدونه
با خودم فکر میکنم چقدر طول میکشه تا برای نجات جونش فرار کنه.
یادم رفته جواب بدم و اون...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.