- تاریخ ثبتنام
- 25/1/22
- ارسالیها
- 407
- پسندها
- 3,683
- امتیازها
- 16,913
- مدالها
- 16
- نویسنده موضوع
- #1
«به نام آن که درجان و روان است»
عنوان مجموعه: نیموجب جهان در این جریدهها
نویسنده: فاطمه محمدی اصل
ژانر: درام، عاشقانه، تراژدی
خلاصه:
سی و یکم شهریورِ سالِ پنجاه و نه بود. عطر خاکِ بارانخورده در هوا پیچیده بود و من با آن دامن گل سرخم هنوز آنقدرها بزرگ نبودم که بفهمم چرا لبخند بزرگترها بوی گریه میداد!
یادم هست که مادر وقتی لباسهای برادرم را در ساک میگذاشت، آنها را عمیق بو میکشید. پیراهنِ خاکیسربازی و یک جفت پوتینِ واکسخورده، جدید بودند.
برادرم محسن، آن روزها چقدر قد کشیده بود؛ حتی صدای رکاب زدنِ دوچرخهاش که در کوچه میپیچید، حالا جای خود را به صدای غرشِ اتوبوسهایِ نظامی داده بود. وقتی سوار آن اتوبوسها میشد، سرش را از پنجره بیرون آورد و سربند قرمز یازهرایش...
عنوان مجموعه: نیموجب جهان در این جریدهها
نویسنده: فاطمه محمدی اصل
ژانر: درام، عاشقانه، تراژدی
خلاصه:
سی و یکم شهریورِ سالِ پنجاه و نه بود. عطر خاکِ بارانخورده در هوا پیچیده بود و من با آن دامن گل سرخم هنوز آنقدرها بزرگ نبودم که بفهمم چرا لبخند بزرگترها بوی گریه میداد!
یادم هست که مادر وقتی لباسهای برادرم را در ساک میگذاشت، آنها را عمیق بو میکشید. پیراهنِ خاکیسربازی و یک جفت پوتینِ واکسخورده، جدید بودند.
برادرم محسن، آن روزها چقدر قد کشیده بود؛ حتی صدای رکاب زدنِ دوچرخهاش که در کوچه میپیچید، حالا جای خود را به صدای غرشِ اتوبوسهایِ نظامی داده بود. وقتی سوار آن اتوبوسها میشد، سرش را از پنجره بیرون آورد و سربند قرمز یازهرایش...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش
