شعر مجموعه اشعار اقلیمِ زار | آذربان شاعر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Eccedentesiast
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 32
  • بازدیدها بازدیدها 205
  • برچسب‌ها برچسب‌ها
    آذربان شعر
  • کاربران تگ شده هیچ

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,437
پسندها
48,826
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #11
***
رنج‌ها در غم ما خفته و ناپیدا بود
درد در سینه ما شعله‌ور و برپا بود
کس ندانست چه آمد به سر ما زیرا
خنده بر چهره و در سینه غمی برجا بود
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,437
پسندها
48,826
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #12
***
سینه دگر نمی‌کشد جور مرا ننگ مرا
اشک فرسوده دگر دیده پرسنگ مرا
روزگاریست که غم همدم شب‌های من است
مرگ اگر در بزند می‌برد آهنگ مرا
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,437
پسندها
48,826
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #13
***
غمم آمد به جهان و همه بی‌رنگ شدند
گل و آیینه و لبخند همه از سنگ شدند
بس که اندوه در این سینه‌ی ویران جوشید
اهل عالم ز غم من همه هم‌رنگ شدند
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,437
پسندها
48,826
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #14
***
من غم‌انگیزترین سرو جهانم تبری بر جانم
از پس حادثه‌ها مانده غمی بر جانم
خواستم دم نزنم از غم دیرینه خویش
اشکی آمد به دو چشم و اثری بر جانم
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,437
پسندها
48,826
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #15
***
دیگر از غم به خدا هیچ شکایت نکنم
درد اگر خانه کند قصد روایت نکنم
بس که دیدم ستم چرخ و جفا را به دلم
لب ببندم که دگر حرف و حکایت نکنم
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,437
پسندها
48,826
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #16
***
غرفه جور غمم باز پرآوازه شده
قصه درد دلم ورد هر افسانه شده
هر که از کوچه اندوه من امروز گذشت
دید کاین خانه ز غم گوشه ویرانه شده
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,437
پسندها
48,826
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #17
***
حسرتم داغ خوشی بر دل من غبطه شده
بخت من از غم ایام پر از شِکوه شده
سال‌ها رفت و ندیدم رخ آرامش را
آرزوی دل من حسرت یک خنده شده
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,437
پسندها
48,826
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #18
***
غم خود را به دل پهنه دریا دادم
درد جان‌سوز سرایم همه یکجا دادم
موج از آن بار گران، تاب و تلاطم کم کرد
هر چه در سینه نهان داشتم او را دادم
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,437
پسندها
48,826
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #19
***
بس که غم خورد دلم طاقت درمان نرسید
در من امید کسی میل به سامان نرسید
گر جهان یکسره امروز به کامم گردد
آن دل رفته ز کف در پی جبران نرسید
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,437
پسندها
48,826
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #20
***
خسته‌ام خسته ز اندوه مکرر خسته
دل من مانده ز جور شب آخر خسته
بس که با غصه نشستم به درازای زمان
گشته‌ام از ستم گردش داور خسته
 
امضا : Eccedentesiast
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] M I R A S
عقب
بالا