دلنوشته های روزانه من | الیسان کاربر انجمن یک رمان

alison.e

کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال
عضویت
10/5/18
ارسال ها
196
امتیاز
3,933
محل سکونت
پیش دوستم :|
وب سایت
tarikidarroshanaei.blogsky.com
ببین !
زندگی یک معامله است...
چیزی میگیریم و چیزی میدهیم
خودخواهانه است که تنها بخواهیم چیزی به دست بیاوریم
و نخواهیم از دست بدهیم...
باید یادمان باشد که عشق مثل گلوله ای از آتش است
باید مواظب سوختن دستهایمان باشیم
باید مواظب باشیم که هر ازگاهی آنرا دست به دست کنیم
تا دستمان نسوزد و آزار نبیند...
اگر طاقت نداشته باشیم از دستمان می افتد پائین
و مثل چینی نازک صورتی یک دل حساس میشکند...
 

alison.e

کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال
عضویت
10/5/18
ارسال ها
196
امتیاز
3,933
محل سکونت
پیش دوستم :|
وب سایت
tarikidarroshanaei.blogsky.com
دو ساعت بیشتر نیست که از آنجا می آیم
چه آرام کنار یکدیگر ...
اگر دست خودشان بود..
معلوم نبود اینقدر همدیگر را تحمل کنند
و زیر یک سقف نفس بکشند
هر کدام برای خودشان ادعایی داشتند
شاید با شاه هم فالوده نمی خوردند
اما حالا به هم کاری ندارند
این یکی ... ثروتش را نمی توان شمرد
آن دیگری .. فقیری بدبخت است
و هردو با یک سرم و تعدادی دستگاه الکترونیکی زنده اند
حالا ملک الموت منتظر یک اشاره است
اگر یک سیم ناقابل را قطع کنی ...
الفاتحه
آی سی یو را می گویم ..
اینها همان آدم های دیروزند ؟
به یقین ... نه
و فردا را ...
خدا به داد برسد
 

alison.e

کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال
عضویت
10/5/18
ارسال ها
196
امتیاز
3,933
محل سکونت
پیش دوستم :|
وب سایت
tarikidarroshanaei.blogsky.com
یادم افتاد خیلی سالها پیش تمام محال ها برام ممکن بود ، زمان برام یه عقربه ی بی خاصیت بود که فقط میگفت امروز هم گذشت من طوری بهش نگاه میکردم که انگار تا آخر الزمان زنده ام و همه چی تموم شدینه ، جاده ها ... دوری ها... همه چی .... الا من الا تو ....


بعد چند سال به خودم اومدم و دیدم از اون من امیدوار و سمج دیگه چیزی نموند... ته ذهنم هی وول میخورن کلمات و حس غریزه ام میگه اون موقع ها درست تر بودی ! به قاعده بود هرچی فک میکردی ! هرچی دوست داشتی،هرچی نمیدیدی...اما ته دلم بیخودی لج دارم با تو ، با خودم ، مازوخیسم دارم انگار.... من کجا جا موندم؟چرا جا موندم؟ نمیخوام هرچی که تو ذوقم خورده رو بالا بیارم و بگم بخاطر اینا ...

میخوام برگردم به همون موقع ها... که تلخ نبودم که عاقل نبودم اما عاشقت بودم ... امیدوار بودم غیر ممکن برام معنی نداشت... عاشقت بودم خوشحال بودم ... زره تنم بود برا اینکه برای داشتنت بجنگمو کم نیارم ... الان زره تنمه که زندگی ناغافل کیش و ماتم نکنه... خیلی فرقه بین اینا میفهمی؟
 

alison.e

کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال
عضویت
10/5/18
ارسال ها
196
امتیاز
3,933
محل سکونت
پیش دوستم :|
وب سایت
tarikidarroshanaei.blogsky.com
از آن روز که دست دوستی دادیم دیگر هیچ چیز مثل سابق نشد، همه چیزمان میان بلوایی از رنگ بود و آتش بازی ...


به روی هم نیاوردیم که خیلی وقت است پایمان از گلیم دوستی مان بیرون زده و قلبمان در چشمهای یکدیگر می تپد و تن لرزه میگیریم از صدای هم!

بی نظیرترین انسان معمولی دنیا با " همه ی جهانم " دوستت دارم
 

alison.e

کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال
عضویت
10/5/18
ارسال ها
196
امتیاز
3,933
محل سکونت
پیش دوستم :|
وب سایت
tarikidarroshanaei.blogsky.com
از خیلی وقتها پیش دلم خواسته و میخواد یه صندوقچه ی کوچیک اسرار داشته باشم،تمام چیزهایی که هر کدوم یه معنی یا یه خاطره ای برام دارن بذارم توش...بعد هر وقت که دیگه دلم نخواست خاطره ای نداشته باشم یا زمانی برای خاطره ای تازه نداشته باشم،ببرم برای کسی بازش کنم و بگم و بگم براش از همه چیز،چقدر اون موقع ِ ساعتها یا شاید روزها مزه مزه کردن خاطرات میچسبه.
نمیدونم شایدم پیدا کنم کسی رو که شبیه به خودم دنیا رو آدمها رو ببینه و اون صندوقچه رو بتونه نگه داره...اون وقت خیالم خیلی راحته،چون یه جایی تا نسل ها تکرار میشم!!!
 

alison.e

کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال
عضویت
10/5/18
ارسال ها
196
امتیاز
3,933
محل سکونت
پیش دوستم :|
وب سایت
tarikidarroshanaei.blogsky.com
شاید عمر خوشایند آدم نسبت مستقیمی با دلش داشته باشه....
هر کسی که وارد قلب آدم میشه یه جایی رو میگیره و وقتی میره "جاش" با هیچی پر نمیشه...
اگه امید داشته باشی اونهایی که رفتن بر میگردن دلت مثل یه تالار طلایی و همیشه روشن منتظر مهموناش میشینه،اما اگه صاحبدلا رفتن و رفتن و رفتن و برنگشتن ،از دل آدم چیزی جز یه حفره نمیمونه...اون وقته که آدم میمیره!
 

alison.e

کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال
عضویت
10/5/18
ارسال ها
196
امتیاز
3,933
محل سکونت
پیش دوستم :|
وب سایت
tarikidarroshanaei.blogsky.com
دلم برای تو که تنگ میشود


تو را میان رقص نور و صدا میبینم!!

روی سن زیباترین ستاره ی جشنی

جشنی که هر لحظه برای حضورت در قلبم میگیرم..
 
بالا