کدوم خاطراتت و با کی خیلی دوست داری؟؟...........

  • شروع کننده موضوع Ashk
  • تاریخ شروع

Ashk

کاربر حرفه ای
کاربر حرفه ای
عضویت
9/19/18
ارسال ها
516
امتیاز
13,073
اخ خاطرات من فقط خاطراتمو با دو نفر دوست دارم یکی ژینا اخ ژینا دختر خالم و ستاره خواهررضایمون
تابستون امسال وقتی رنگ های گواشم کپک زده بود با ژینا رفتیم بریزیم دور همه رو مالیدم رو صورتش یا یه بارم رنگ روغن کار میکردیم تو باغ هواسم نبود رنگ روغنه همشو خالی کردم رو موهاش بماند با چه بد بختی بی خیالم شد از بس منو زد یا کلاس زبان وقتی دیر دنبالمون میومدن تیچرا رو دیوونه کرده بودیم از بس حرف میزدیم یا مثل اخرین باری که باهاش پارک رفتم و چه دعوایی شد که هنوز کبودیای دستم خوب نشده یا چابکسر که چطور سرمو زیر اب کرده بود نمیزاشت بیام بیرون من از بدو تولدم با ژیناو ستاره بودم دوریشون خیلی عذابم میداد یه با رفتیم مسافرت با عمو اینا تا بر گشتیم دلم داشت میترکید از بس دلتنگشون بودم و وقتی دیدمشون چه وضعی برامون پیش اومد با اون شیر کاکا عو که رو من خالی شد هر چی دلتنگی بود از یادمون رفت شروع کردیم کتک کاری وچه بلاییی سر گچنه سمت چپم اومد
یا رفتیم کسرا مال و ژینا چه قدر فوبیا پله برقی داشت که افتاد دستش شکست و مسخره همه شدیم چی بگم که همش درده و چه عمر تباهی خواهم داشت بدون ژینا اخ
 

hadis.85

ناظر آزمایشی
ناظر ازمایشی
عضویت
8/31/18
ارسال ها
350
امتیاز
10,263
سن
12
محل سکونت
بوشهر
اخ خاطرات من فقط خاطراتمو با دو نفر دوست دارم یکی ژینا اخ ژینا دختر خالم و ستاره خواهررضایمون
تابستون امسال وقتی رنگ های گواشم کپک زده بود با ژینا رفتیم بریزیم دور همه رو مالیدم رو صورتش یا یه بارم رنگ روغن کار میکردیم تو باغ هواسم نبود رنگ روغنه همشو خالی کردم رو موهاش بماند با چه بد بختی بی خیالم شد از بس منو زد یا کلاس زبان وقتی دیر دنبالمون میومدن تیچرا رو دیوونه کرده بودیم از بس حرف میزدیم یا مثل اخرین باری که باهاش پارک رفتم و چه دعوایی شد که هنوز کبودیای دستم خوب نشده یا چابکسر که چطور سرمو زیر اب کرده بود نمیزاشت بیام بیرون من از بدو تولدم با ژیناو ستاره بودم دوریشون خیلی عذابم میداد یه با رفتیم مسافرت با عمو اینا تا بر گشتیم دلم داشت میترکید از بس دلتنگشون بودم و وقتی دیدمشون چه وضعی برامون پیش اومد با اون شیر کاکا عو که رو من خالی شد هر چی دلتنگی بود از یادمون رفت شروع کردیم کتک کاری وچه بلاییی سر گچنه سمت چپم اومد
یا رفتیم کسرا مال و ژینا چه قدر فوبیا پله برقی داشت که افتاد دستش شکست و مسخره همه شدیم چی بگم که همش درده و چه عمر تباهی خواهم داشت بدون ژینا اخ
خیلی سخته.امیدوارم هیچ وقت دیگه غم عزیزت رو نبینی.
 

Fragile Heart

کاربر حرفه ای
کاربر حرفه ای
عضویت
8/7/18
ارسال ها
690
امتیاز
17,473
محل سکونت
شهر تنهایی
وب سایت
forum.1roman.ir
تسلیت میگم:(:sadym::worried:

من یه دوست دارم اسمش ملیساست.. تو انجمن نیست
اون واقعا دوست خوبیه واقعا مثل خواهرم دوسش دارم
ولی با یه اتفاق ما از هم جدا شدیم و خیلی کمتر شاید هفته ای یه بار بتونیم به هم سلام کنیم
 

Hamraz.MB

مدیر تالار دبیرستان و کنکور
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
عضویت
10/19/18
ارسال ها
1,396
امتیاز
34,373
محل سکونت
زیر سقف خدا
وب سایت
forum.1roman.ir
یکی از خاطرات بچه گیم این بود که با خالم که همسنمه تو پشت بومشون با پتو خونه درست می کردیم و انوع اقسام بازی هارو روش امتحان می کردیم
 

|یاس|yAs

ناظر آزمایشی
ناظر ازمایشی
عضویت
1/16/18
ارسال ها
1,215
امتیاز
27,673
محل سکونت
طهــران
خاطراتم با دخترداییم ک 19سالشه...دوسال پیش ک هنو گواهی نامه نداشت ماشین زنداییمو کش رفتیم با کلی بدبختی ک همسایه ها مارو نبینن پیچوندیم رفتیم پارک جنگلی
وسط راه صدای آهنگ زیاد بود دخترداییم حواسش پرت شد زد به درخت تو جاده کلا داشتیم میمردیم کنترل فرمون در رفت از دستش
بماند ک ماشین صدبار خاموش روشن شد تو راه تا برگشتیم خونه...
داییم ایناهم هروقت میخواستن برن بیرون باید 4-5بار استارت میزدن:/ آخرم نفمیدن چرا....
کلا دوران مهیجی بود : )
 

موضوعات مشابه


بالا