اتاق کار ترنم

بهار قربانی

مدیر تالار ویرایش+ طراح انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار ویرایش
عضویت
4/4/17
ارسال ها
679
امتیاز
21,973
محل سکونت
مشهد
وب سایت
manambahar.blogfa.com
74255

این‌جا اتاق کار @.::ترنم::. است.
لطفاً در این تاپیک پست نگذارید.
ترنم این‌جا زمان شروع و پایان ویرایش رمان‌ها و نقد رمان‌های ویرایش شده قرار می‌دهد.

اگر از ترنم سوالی دارید در مرامنامه رمانتان یا در پروفایل ترنم مطرح کنید.
 

..TaraɲΘm..

مدیر بخش گردشگری+ویراستار انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر ازمایشی گردشگری
عضویت
3/29/18
ارسال ها
1,873
امتیاز
27,173
..به نام خدا..

رمان: عشق خائن.
نویسنده:
@t.sh

شروع ویرایش: 97/10/21
پایان ویرایش: 97/11/08

باید بگم که رمان پر اشکالی بود و با توجه به اینکه اولین تجربه‌تون بود، کاملا روشن بود که با علائم نگارشی و چگونگی تایپ و گذاشتن فعل‌ها زیاد آشنایی ندارید!

اولین چیزی که خیلی اشتباهِ و کار ویراستار رو زیاد می‌کنه گذاشتن
« من: ...» به‌جای استفاد از «- ...».
این مورد خیلی رو مخم بود و واقعا باعث اذیت ویراستار میشه :/

از کلمه‌های "و من... ." در ابتدای جمله‌ها به شدت استفاده شده بود، در حالی که گذاشتن آنها لازم نبوده و تنها باعث به هم ریختن جمله می‌شد. در آغاز هر جمله لازم نیست از جمله قبل پیروی کنید و اتفاقات رو بیان کنید.
برای مثال:
و من به سمت اتاق راه افتادم.
به سمت اتاق به راه افتادم.


لحن بیان داستان ادبیِ و گفت‌وگوها عامیانه بود و به همین دلیل از نظر گذاشتن فعل‌ها، نسبتا پراشکال بود. در برخی جمله‌ها، فعل اشتباه گذاشته شده بود و باید تاکید کنم که "فعل همیشه در آخر جمله میاد".
مثال: موهایم باز بود، ریخته دورم.
بهتر نبود می‌نوشتید: «موهایم باز دورم ریخته بود»؟! [از اون‌جایی که این خیلی اشتباه بود، فقط همین یادمه :/]

وقتی متن ادبی رو دارید می‌نویسید، دیگه از
"رو" استفاده نمی‌کنیم و به‌جاش "را" می‌ذاریم؛ متاسفانه این زیاد اتفاق افتاده بود!
یه مشکل بزرگ دیگه اینکه، خیلی زیاد دیده شد که در گفت‌وگوها هم از فعل‌های ادبی استفاده شده بود، در حالی که لحن عامیانه بود.

[چیزی یادم نمیاد؛ ولی خب یه چی هست که دارم میگم دیه :| ]
***

"و من با صدایی بم گفتم..."
"من کاملا روبه‌روی راد قرار گرفتم."
"من با موهایی ژولیده و چشمانی پف کرده و بینی آویزان در برابر آینه ایستاده بودم."

این قسمت‌ها خیلی آزاردهنده بودن :| (نه تنها برای من، بلکه خواننده هم باهاش مشکل پیدا می‌کنه :/).
اگه نگویید
"من" ما نیز خواهیم فهمید که منظور شما هستی :|
وقتی متن داستان رو اول شخص روایت می‌کنه، نیازی به گذاشتن این
"من"های اضافه نیست!

جمله بندی نادرست! اتفاق ناگواری که نویسنده‌ها فکر می‌کنن جمله رو جذاب می‌کنه؛ در حالی که به شدت از ریخت و قیافه (!) می‌افته :/

مادر: مثل همیشه از سرکار ساعت8 میان.
مادر: مثل همیشه ساعت 8 از سر کار میان.
مادر: نه نیما، دخترم احمد آقا می‌بینی؟ دخترم یک پارچه خانم شده.
[نه! شما می‌بینی؟! :|]
مادر: نه نیما، احمد آقا می‌بینی؟ دخترم یک پارچه خانم شده. [ اون بالا، دخترش احمدآقا می‌بینه؟ احمدآقا دختر می‌بینه؟ قضیه چیه؟! :rolleyes:]

استفاده نادرست از سه نقطه!
در بیش‌تر جمله‌ها از سه نقطه درست استفاده نشده بود :/
در آخرین خط اکثر پست‌ها، سه نقطه استفاده شده بود!
آخه قشنگم! شما پست رو به اتمام رسوندی دیگه چرا از
"..." استفاده می‌کنی؟!
درسته که در تاپیک رمان تا گذاشتن پست بعدی فاصله می‌افته و می‌تونه نشانه ادامه داشتن و یا هرچیز دیگه باشه، ولی وقتی که رمان شما به صورت فایل‌های مختلف برای دانلود درست میشه، قطعا دیگه هیچ فاصله و یا دلیل دیگه‌ای نمی‌تونه وجود داشته باشه برای استفاده از
"...". ضمناً سه نقطه همیشه سه تا نقطه‌ست، اگه نبود نمی‌گفتن سه نقطه می‌گفتن "هرچه دلت می‌خواهد نقطه"! :/

زمانی که پرش زمانی داریم حالا چه دو روز به قبل و یا دو روز به بعد (هر مقدار زمان که می‌خواد باشه)؛ من بیش‌تر دیدم که از *** استفاده میشه نه از هرچه دلت می‌خواهد نقطه!
زمانی که کلمه‌ها رو می‌کشید
"میناااا" منِ ویراستار در کمال راحتی اون حرف‌های اضافه رو حذف می‌کنم، پس شما تلاش نکن که حرف‌ها رو اون‌جوری بکشی تا بیش‌تر منظورت رو برسونی : ) البته بگم که میشه "مینـــــا" این‌طوری نوشت، من هم اصلاً کاری بهش ندارم و تازه خیلی هم ممنون هوش و ذکاوت و دانایی نویسنده میشم و براش دعا می‌کنم!
همین‌ مشکل برای علامت‌های نگارشی هم بود :/
وقتی شما می‌نوسید
"؟!!!!" ما می‌فهمیم که منظورتون اینه که خیلی تعجب کردین، ولی بیاین با یکم تعجب "؟!" هم قناعت کنیم، چرا که من باز هم با لبخند شروری اون علامت‌های اضافه رو پاک می‌کنم : )
و من هم مثل همه همکارای عزیزم اضافه کنم که "می" با فعل بعدش نیم‌فاصله داره، نه یک فاصله کامل! و همین‌طور هم "ها"، این پسوند هم با کلمه قبلش نیم‌فاصله دارد.
همچنین، علاوه بر اینکه دیده شد نویسنده با علائم نگارش همچون ویرگول «،» و نقطه ویرگول «؛» آشنایی نداره، حتی در بعضی مواقع از علامت سوال «؟» و علامت تعجب «!» هم اشتباه استفاده شده بود!
*و یه چیز دیگه که یادم رفته بود و الان میگم، در پایان همه جمله‌ها چه کوتا چه طولانی باید از یکی از این علامت‌ها «؟ ! .» استفاده بشه، که خب در پایان بیش‌تر دیالوگ‌ها کوتاه رمان استفاده نشده بود!
تقاضا دارم برای نوشته‌های بعدیتون یه نگاهی به تاپیک‌های خاک خورده تالا ویرایش بیاندازید : )
یک تقاضای دیگه هم دارم اینه که زمان فرستادن رمانتون در تاپیکش
لطفاً! یه دور دوباره بخونید و اگر مطمئن شدید که اشکالی از نظر جمله بندی، فعل و یا هر چیز ساده دیگه درسته، اون رو در انجمن قرار بدید!
به امید روزهای پرموفقیت : )
 

..TaraɲΘm..

مدیر بخش گردشگری+ویراستار انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر ازمایشی گردشگری
عضویت
3/29/18
ارسال ها
1,873
امتیاز
27,173
..به نام خدا..

رمان: اِیمی واتس و آینه‌ی اسرار آمیز.
نویسنده: @Zahra bagheri


شروع ویرایش: 97/12/3
پایان ویرایش: 97/11/11

ویرایش رمان زیاد سخت نبود و در حد معمولی بود.
مشکلاتی که رمان داشت جز نیم‌فاصله‌ها، شامل یه سری غلط املایی و اشتباه گذاشتن «_» به‌جای «-» بود.
واقعا تعجب می‌کنم که چرا شیوه‌تون رو تغییر دادید و از یه قسمتی به بعد برای شروع دیالوگ‌ به‌جای استفاده از «-» از «_» استفاده کرده بودید! به هرحال باید بگم که روش درستش همون استفاده از «-» هست.
یه چند مورد غلط‌املایی در رمان به چشم خورد که اون‌ها هم تعجب‌برانگیز بودند!
مانند:

✕ نفوظ ــــ> ✓ نفوذ
✕ فارق ــــ> ✓ فارغ
طپش ــــ> تپش
✕ برخواست ــــ> برخاست؛ خواست به معنای خواستن هست و خاست به معنای از جا برخاستن و بلند شدن.
یه چند مورد بود که نباید "ها" بهشون اضافه کرد! کلماتی که خودشون جمع هستند، "ها" بهشون اضافه نمی‌شه.
مانند:
وسایل‌ها ــــ> وسایل

موادها ــــ> مواد

در قسمت‌هایی از دیالوگ‌ها به جای استفاده از «رو، را» تنها به کلمه «و» چسبیده بود که اون هم اشتباه بود؛ زمانی که بافت ادبی هست باید "را" بذاریم و در زمانی که عامیانه‌ست و بیشتر در دیالوگ‌ها، از "رو" استفاده می‌شه!
مانند:

چطور اون کار و کردم؟
چطور اون کار رو کردم؟

و چندین و چند مورد دیگه که الان یادم نمیاد!
از علامت‌های نگارشی خیلی کم استفاده شده بود و در جاهایی هم که استفاده شده بود
درست و به‌جا بود.
در زمانی که پرش زمانی داریم و می‌خوایم در رمان زمانی گذشته یا به جلوتر رو شروع کنیم از سه علامت ستاره «***» استفاده می‌شه، نه یکی!
و سه نقطه هم خداروشکر واقعاً سه‌ نقطه بود! تنها چیزی که رعایت نشده بود در قسمت‌هایی، اینکه سه نقطه با کلمه قبل خودش
فاصله‌ای نداره و با کلمه بعد یک فاصله کامل داره.
البته یه چیز دیگه هم هست اینکه سه نقطه رو در مونولوگ‌ها به جز برای ادامه داشتن و غیره استفاده نمی‌شه و آوردنش در وسط مونولوگ اشتباهِ!
یه قسمت‌هایی هم بعد از اینکه حالت شخصی توصیف شده بود یا هرچیز دیگه، از برای همون شخص در ادامه از او استفاده شده بود که لازم نبود. زمانی که جمله‌ای در مورد یک فرد چیزی میگه و ادامه جمله هم به همون فرد مربوطه، جمله بعد از توصیف که حالا بعد از علامت‌های نگارشی میاد «.؛،,» اگه از جمله قبل تابعیت داره و برای همون شخصِ، نیازی نیست از "او" و یا چیز دیگه‌ای استفاده بشه.
و در آخر نیم‌فاصله‌ها که کمتر در رمانی رعایت می‌شه، و درست شدند.
به امید روزهای پر موفقیت : )
 

..TaraɲΘm..

مدیر بخش گردشگری+ویراستار انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر ازمایشی گردشگری
عضویت
3/29/18
ارسال ها
1,873
امتیاز
27,173
..به نام خدا..
دلنوشته: در پس عاشقانه‌های پوچ
نویسنده:
@مهدیه احمدی

شروع ویرایش: 97/12/5
پایان ویرایش: 97/12/6

تنها نکاتی که رعایت نشده بود:
بین پیشوند و پسوندها نیم فاصله قرار می‌گیره که ویرایش شدند.
در زمانی که از سه نقطه استفاده می‌شه، تنها سه نقطه استفاده می‌شه!
زمانی که متن ادبیِ، نباید از «رو» استفاده بشه، و به جاش «را» می‌ذاریم.

از علائم نگارشی استفاده نشده بود.
به امید روزهای پر موفقیت : )
 

..TaraɲΘm..

مدیر بخش گردشگری+ویراستار انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر ازمایشی گردشگری
عضویت
3/29/18
ارسال ها
1,873
امتیاز
27,173
..به نام خدا..

داستان کودک: من و یک دوست خیالی
نویسنده:
@Majid_J_H_Mirzaei


شروع ویرایش: 1397/12/9
پایان ویرایش: 1397/12/9

اول از همه:
در نوشته‌ها برای شروع دیالوگی که اول‌شخص میگه، برای شروع نوشتن دیالوگ از «من» استفاده نمی‌شه و به‌جاش از «-» استفاده می‌کنیم.
در پایان همه جملات از نقطه و یا علامت‌های دیگه «!؟.» استفاده می‌شه، هر چند جمله کوتاه باشه.
کلمات رو باید کامل نوشت، خلاصه‌ای که از کلمات در زندگی و گفتارمون استفاده می‌کنیم رو برای نوشتن باید کاملشون رو نوشت.
مثل:

✕ خونمون ــــ> ✓ خونه‌مون.
✕ سربازا ــــ> ✓ سربازها
✕ دهن ــــ> ✓ دهان
✕ گشنه ــــ> ✓ گرسنه
✕ دستامو ــــ> ✓ دست‌هام رو
حرف‌هایی مثل «از، با، به، را، و» که در جاهایی باید استفاده می‌شدن، استفاده نشده بود و یه مقدار ابهام به وجود می‌آورد که درست شدند.
پیشوند و پسوند‌هایی مثل «میـ، ـها، ـاش، ـات و...» باید با حرف قبل و یا بعد خود نیم‌فاصله داشته باشند.
به امید روزهای پر موفقیت : )
 

..TaraɲΘm..

مدیر بخش گردشگری+ویراستار انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر ازمایشی گردشگری
عضویت
3/29/18
ارسال ها
1,873
امتیاز
27,173
..به نام خدا..

رمان: تقاص دل
نویسنده:
@sh80

شروع ویرایش: 97/12/9
پایان ویرایش: 97/12/21

اول از همه بگم که در
هیچ‌کجا، در هیــچ‌کجا از نقطه و دیگر علائم نگارشی نظیر «،؛» استفاده نشده بود.
و لازم به ذکر است در پایان همــه جمله‌ها، هرچند کوتاه از
نقطه استفاده می‌شه.
نکته دیگه اینکه از
واوربط و واوعطف استفاده نشده و کار رو خیلی دشوار می‌کرد.
واو عطف زمانی میاد که در بین کلمات یک جمله اتباط برقرار می‌کنه.
و واو ربط برای ارتباط دو جمله میاد.

مثل:
واو عطف: هیچ‌کس جز من و میثم از هویتت خبر نداره.
واو ربط: از شرکت اومدم بیرون و به سمت خونه داریوش راه افتادم.

کلماتی که جمع هستند خودشون دوباره با
پسوند "ها" جمع بسته نمی‌شن.
مثل:

✕ لوزام‌های ــــ> ✓ لوازم
✕ وسایل‌های ــــ> ✓ وسایل

در رمان اشتباه املایی زیاد وجود داشت!
مثل:

✕ مضخرف ــــ> ✓ مزخرف
✕ شمینه ــــ> ✓ شومینه
✕ تلوزیون ــــ> ✓ تلویزیون
✕ مختلفات ــــ> ✓ مخلفات
و اشتباه‌های تایپی مثل: گقتم ــ> گفتم، رقتم ــ> رفتم.

وقتی متنی رو به نگارش در میاد دیگه کلمات مانند شکل گفتاری‌شون نوشته نمی‌شن.
برای مثال ما به
یک میگیم ی ولی ی نوشته نمی‌شه!
و مثال‌های دیگه:

✕ ک ــــ> ✓ که
✕ نگاش ــــ> ✓ نگاهش

کلمات شکسته نمی‌شن یعنی حرف ه یا ی و ... برای اضافه کردن پسوند برداشته نمی‌شن.
مثل:

✕ سینم ــــ> ✓ سینه‌ام
✕ گونم ــــ> ✓ گونه‌ام
و همین‌طور برای کلمات دیگه که پسوند‌های مثل «ام، اش، ات، ها و ...» می‌گیرند.
✕ چشماش ــــ> ✓ چشم‌هاش
✕ لباسام ــــ> ✓ لباس‌هام
و کلماتی دیگه از این قبیل که شکسته شده و به حرف بعدشون که حالا یا پسوند یا واو ربط و وعطف و یا رو چسبیده شدن.

فعل‌ها هم اشکالاتی داشتن مثل جمع بستنشون برای اول شخص و... .
و فعل به جز در دیالوگ‌ها (در نوشته عامیانه) همیشه در آخر جمله میاد.

بعضی کلمات به اشتباه تکرار شده بودن.
مثل:

داشتم از درون داشتم آتیش می‌گرفتم!
چون رنگ چشم‌هات هم رنگشه.


پیشوند هایی مثل "می" با کلمه بعد از خودش و پسوندهایی مثل ها با کلمه قبل از خودش همیشه نیم‌فاصله دارن.
فعلا چیز دیگه‌ای یادم نمیاد.
به امید روزهای پر موفقیت : )
 

..TaraɲΘm..

مدیر بخش گردشگری+ویراستار انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر ازمایشی گردشگری
عضویت
3/29/18
ارسال ها
1,873
امتیاز
27,173
..به نام خدا..

دلنوشته: آجودان حق
نویسنده:
@Majid_J_H_Mirzaei

شروع ویرایش: 97/12/27
پایانا ویرایش: 97/12/27

مشکل چندانی نداشت تنها "ها" و "بی... (معنای بدون)" با حرف قبل و بعدشون نیم‌فاصله دارن.
تمام پست‌های دلنوشته باید هم‌رنگ و به یک اندازه و با یک فونت باشند.
چندکلمه‌ای اشتباه کوچک داشتند که درست شد.


ممنون از توجه‌تون به توضیحات قبلی و عمل بهشون :)

به امید روزهای پر موفقیت :)
 

..TaraɲΘm..

مدیر بخش گردشگری+ویراستار انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر ازمایشی گردشگری
عضویت
3/29/18
ارسال ها
1,873
امتیاز
27,173
..به نام خدا..

رمان: وقتی که نبودی.
نویسنده:
@Moaz17

شروع ویرایش: 98/1/3
پایان ویرایش: 98/2/19

با توجه به نثر ادبی رمان، مشکلات چندانی درش دیده نمی‌شد.
و فقط بگم که:
سه نقطه با کلمه قبلش بدون فاصله و با بعدی یک فاصله کامل داره.
در مونولوگ‌های داستان از سه نقطه استفاده نمی‌شه!
بعضی کلمات به اشتباه نوشته شده بودن که درست شد.
و این قبیل پیشوند و پسوندها:
می
بی (بدون)
تر و ترین (صفت‌های برتر)
ها
ام، ات، اش، ـمان، ـشان،ـتان
با نیم‌فاصله به کلمه قبل و یا بعد خود اضافه می‌شن.
کلمات حتی در دیالوگ‌ها هم نباید خلاصه بشن.
مثل:

✕ لباساشو ــــ> ✓ لباس‌هاش رو
✕ چشماتو ــــ> ✓ چشم‌هات رو
تا صفحه‌های آخر رمان، مشکلات چندانی نبود و خوب پیش رفته بود، فقط در پست‌های پایانی یه تعداد مشکل وجود داشت که درست شد.

به امید روزهای پر موفقیت :)
 

..TaraɲΘm..

مدیر بخش گردشگری+ویراستار انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر ازمایشی گردشگری
عضویت
3/29/18
ارسال ها
1,873
امتیاز
27,173
..به نام خدا..
رمان: زمستان پر ماجرا
نویسنده:
@Sepideh Zandiyh

شروع ویرایش: 98/2/22
پایان ویرایش: 98/2/25


اول از همه:

دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها باید جدا از هم نوشته می‌شدن!
و زمانی که حالتی از شخصی بیان می‌شه و کلمه گفت و یا گفتم میاد، باید به صورت گفت/گفتم:

- ...
نوشته بشه. یعنی قبل از شروع دیالوگ، که در خط بعدی نوشته می‌شه، باید از خط تیره «-» استفاده بشه.
بعد از علامت تعجب «!» نقطه نمیاد.
علائم نباید تکرار بشن، حتی دوبار هم نباید یه علامت رو بذاریم.
اکثر علائم نگارشی به اشتباه به کار برده شده بودند.
علائم نگارشی (همه‌شون) به حرف قبل چسبیده و با بعدی یک فاصله کامل دارن.

قبل و یا بعد از حروفی مثل «و، که، تا، با» علامتی استفاده نمی‌شه!
و سه نقطه... -_-
همیــــشه‌ی همیشـــــه سه نقطه‌ست ولاغیر!
و فقط برای معنی «غیره» در مونولوگ میاد.
داستان از زبان اول شخص بود و نیاز نبود که در ابتدای هر پاراگراف و یا توضیح حالتی از اول شخص کلمه «من» گذاشته بشه.
و یا زمانی که حالتی از شخص دیگری بیان می‌شد، بهتر بود از حرف ربط «و» استفاده بشه، نه اینکه هر دفعه از کلمه «او» و یا چیز دیگه‌ای استفاده کنید.
زمانی که پرش زمانی، مکانی، شخصیتی و یا هر چیز دیگه‌ای داریم که موقعیت فرق می‌کنه، از سه ستاره
«***» استفاده می‌شه. (تنها سه ستاره!)
جمله بندی بعضی جملات اشتباه بود.
مثل:

در حال کندن زمین با بیل کوچکی بودند. ــــ> با بیل کوچکی در حال کندن زمین بودند.
واقعاً ناراحت بودم که دیگر آنیا در بین ما نبود "و از بابت ناراحت بودم"... . هیچ اصلا لازم نبود دوباره بیاد!
کلمه «غلبه»، قلبه نوشته نمی‌شه!
و یه سری اشتباهات املایی دیگه...
و این قبیل پیشوند و پسوندها:
می، بی (بدون)، تر و ترین (صفت‌های برتر)،ها؛ ام، ات، اش، ـمان، ـشان،ـتان؛ با نیم‌فاصله به کلمه قبل و یا بعد خود اضافه می‌شن.

به امید روزهای پر موفقیت :)
 

موضوعات مشابه


بالا