نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

شعرکده ** غمکده **

  • نویسنده موضوع .ARMIN
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 3,248
  • بازدیدها 30,826
  • کاربران تگ شده هیچ

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,941
ای خواجه بوالفرج نکنی یاد منتا شاد گردد این دل ناشاد من
دانی که هست بنده و آزاد توهرکس که هست بنده و آزاد من
نازم بدان که هستم شاگرد توشادم بدان که هستی استاد من
ای رونی‌یی که طرفه‌ی بغداد، تودارد نشستگاه تو بغداد من
مانا نه آگهی تو که باران اشکاز بن همی بشوید بنیاد من
در کوره‌یی ز آتش غم تافته استنرم آهن است گویی پولاد من
نزدیک و دور و بیگه و گه خاص و عامفریاد برگرفته ز فریاد من
پنجاه و پنج سال شد و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,942
گفتم تو مرا مرثیت کنیخویشان مرا تعزیت کنی
فرزند مرا چون برادراندر هر هنری تربیت کنی
یابی به جهان عمر تا که قافتا قاف پر از قافیت کنی
شاهان جهان را به مدح‌هاهر جنس بسی تهنیت کنی
جان را و روان را به فضل و عقلتیمار کشی تقویت کنی
اعمال خرد را ز طبع و دلترتیب همی تمشیت کنی
میدان سخن را به نظم و نثرپر باره‌ی نیکو شیت کنی
در عالم دانش به سعی فهمطاعت همه بی‌معصیت کنی
کی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,943
ای خروس ایچ ندانم چه کنینه نکو فعلی و نه پاک تنی
سخت شوریده طریقی است ترانه مسلمانی و نه برهمنی
طیلسان داری و در بانگ نمازبه همه وقتی پیوسته کنی
مادر و دختر و خواهر که تراستزن شماری به همه چنگ زنی
طیلسان دار مذن نکندمادر و خواهر و دختر به زنی
دین زردشتی داری تو مگر؟گشتی از دین رسول مدنی؟
با چنین مذهب و آیین که تراستازدر کشتنی و بابزنی!
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,944
ای خروس ایچ ندانم چه کنینه نکو فعلی و نه پاک تنی
سخت شوریده طریقی است ترانه مسلمانی و نه برهمنی
طیلسان داری و در بانگ نمازبه همه وقتی پیوسته کنی
مادر و دختر و خواهر که تراستزن شماری به همه چنگ زنی
طیلسان دار مذن نکندمادر و خواهر و دختر به زنی
دین زردشتی داری تو مگر؟گشتی از دین رسول مدنی؟
با چنین مذهب و آیین که تراستازدر کشتنی و بابزنی!
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,945
دگر باره خیاط باد صبابر اندام گل دوخت رنگین قبا
یکی را به بر ارغوانی سلبیکی را به تن خسروانی ردا
ز اصحاب بستان که یکسر بدندبرهنه تن و مفلس و بینوا
به دست یکی بست زیبا نگاربه پای یکی بست رنگین حنا
بیاراست بر پیکر سرو بنیکی سبز کسوت ز سر تا به پا
برافکند بر دوش بید نگونز پیروزه دراعه‌ای پربها
بسی ساخت بازیچه و پخش کردبه اطفال باغ از گل و از گیا
به دست یکی پیکری خوب چهربه چنگ یکی لعبتی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,946
از من گرفت گیتی یارم راوز چنگ من ربود نگارم را
ویرانه ساخت یکسره کاخم راآشفته کرد یکسره کارم را
ز اشک روان و خاک به سر کردندر پیش دیده کند مزارم را
یک سو سرشک و یک‌سو داغ دلپر باغ لاله ساخت کنارم را
گر باغ لاله داد به من، پس چوناز من گرفت لاله عذارم را؟
در خاک کرد عشق و شبابم رابر باد داد صبر و قرارم را
بر گور مرده ریخت شرابم رادر کام سگ فکند شکارم را
جام می‌ام فکند ز کف و آن گاهاندر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,947
کند از جا عاقبت سیلاب چشم تر مراهمتی یاران! که بگذشته است آب از سر مرا
آتشی سوزانده‌ام وین گیتی آتش پرستهر زمان پنهان کند در زیر خاکستر مرا
گر نکردی جامه و کفش و کله سنگین تنمچون گیاه خشک برکندی ز جا صرصر مرا
کاشکی یک روز برکندی ز جا این تند بادو اندر افکندی درون خانه‌ی دلبر مرا
خوی با نسرین و سیسنبر گرفتم کاین دو یارمی‌کنند از روی و از مویت حکایت مر مرا
سوی من بوی تو باد آورد، زین حسرت رقیبحیله سازد تا درافتد کار با داور مرا
یافتم گنجی وز...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,948
سحابی قیرگون بر شد ز دریاکه قیر اندود زو روی دنیا
خلیج فارس گفتی کز مغاکیبه دوزخ رخنه کرد و ریخت آنجا
به ناگه چون بخاری تیره و تاراز آن چاه سیه سر زد به بالا
علم زد بر فراز بام اهوازخروشان قلزمی جوشان و دروا
نهنگان در چه دوزخ فتادندوز ایشان رعد سان برخاست هرا
هزاران اژدهای کوه پیکربه گردون تاختند از سطح غبرا
بجست از کام آنان آتش و دودوز آن شد روشن و تاریک صحرا
هزیمت شد سپهر از هول و افتاد
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,949
ای آفتاب گردون! تاری شو و متابکز برج دین بتافت یکی روشن آفتاب
بنمود جلوه‌ای و ز دانش فروخت نوربگشود چهره‌ای و ز بینش گشود باب
شمس رسل محمد مرسل که در ازلاز ما سوی الله آمده ذات وی انتخاب
تابنده بد ز روز ازل نور ذات اوبا پرتو و تجلی بی پرده و نقاب
لیکن جهان به چشم خود اندر حجاب داشتامروز شد گرفته ز چشم جهان، حجاب
تا دید بی‌حجاب رخی را که کردگاربر او بخواند آیت والشمس در کتاب
رویی که آفتاب فلک پیش نور اوباشد چنان که کتان در...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,950
مانده‌ام در شکنج رنج و تعبزین بلا وارهان مرا، یارب!
دلم آمد در این خرابه به جانجانم آمد در این مغاک به لب
شد چنان سخت زندگی که مدامشده‌ام از خدای مرگ طلب
ای دریغا لباس علم و هنرای دریغا متاع فضل و ادب
که شد آوردگاه طنز و فسوسکه شد آماجگاه رنج و تعب
آه غبنا و اندها! که گذشتعمر در راه مسلک و مذهب
غم فرزندگان و اهل و عیالروز عیشم سیه نموده چو شب
با قناعت کجا توان دادنپاسخ پنج بچه‌ی مکتب...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN
عقب
بالا