نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

شعرکده ** غمکده **

  • نویسنده موضوع .ARMIN
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 3,248
  • بازدیدها 30,836
  • کاربران تگ شده هیچ

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,971
در همه عالم وفاداری کجاستغم به خروارست غمخواری کجاست
درد دل چندان که گنجد در ضمیرحاصلست از عشق دلداری کجاست
گر به گیتی نیست دلداری مراممکن است از بخت دل‌باری کجاست
اندرین ایام در باغ وفاگر نمی‌روید گلی خاری کجاست
جان فدای یار کردن هست سهلکاشکی یار بسی یاری کجاست
در جهان عاشقی بینم همییک جهان بی‌کار با کاری کجاست
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,972
غم عشق تو از غمها نجاتستمرا خاک درت آب حیاتست
نمی‌جویم نجات از بند عشقتچه بندست آنکه خوشتر از نجاتست
مرا گویند راه عشق مسپرمن و سودای عشق این ترهاتست
ز لعب دو رخت بر نطع خوبیمه اندر چارخانه شاه ماتست
دل و دین می‌بری و عهد و قولتچو حال و کار دنیا بی‌ثباتست
عنایت بر سر هجرم به آیینهم از جور قدیم و حادثاتست
چنان ترسد دل از هجر تو گوییشب هجران تو روز وفاتست
به جان و دل ز دیوان جمالتامیر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,973
تا دل مسکین من در کار تستآرزوی جان من دیدار تست
جان و دل در کار تو کردم فداکار من این بود دیگر کار تست
با تو نتوان کرد دست اندر کمرهرچه خواهی کن که دولت یار تست
دل ترا دادم وگر جان بایدتهم فدای لعل شکربار تست
شایدم گر جان و دل از دست رفتایمنم اندی که در زنهار تست
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,974
جرم رهی دوستی روی تستآفت سودای دلش موی تست
دل نفس از عشق تو تنها نزددر همه دلها هوس روی تست
ناوک غمزه مزن او را که اوکشته‌ی هر غم‌زده‌ی خوی تست
هست بسی یوسف یعقوب رنگپیرهنی را که درو بوی تست
از در خود عاشق خود را مرانرحم کن انگار سگ کوی تست
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,975
دل در آن یار دلاویز آویختفتنه اینست که آن یار انگیخت
دل و دین و می و عهد و قوترخت بر سر به یکی پای گریخت
دل من باز نمی‌یابد صبرهمه آفاق به غربال تو بیخت
ور نمی‌یابد آن سلسله مویکار جانم به یکی موی آویخت
دل به سوی دل برفتم بر درشچشمم از اشک بسی چشم آویخت
یار گلرخ چو مرا بار نداردگل عمرم همه از پای بریخت
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,976
ای به دیده‌ی دریغ خاک درتهمه سوگند من به جان و سرت
گوش را منتست بر همه تناز پی آن حدیث چون شکرت
اشک چون سیم و رخ چو زر کردماز برای نثار رهگذرت
مایه‌ی کیمیاست خاک درتکی درآید به چشم سیم و زرت
دل بی‌رحم تو رحیم شودگر ز حال دلم شود خبرت
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,977
رخت مه را رخ و فرزین نهادستلبت بیجاده را صد ضربه دادست
چو رویت کی بود آن مه که هر مهسه روز از مرکب خوبی پیادست
کجا دیدست بیجاده چنان خالکه فرزین بند نعلت را پیادست
ز مادر تا تو زادی کس ندیدستکه یک مادر مه و خورشید زادست
از این سنگین دلی با انوری بسکه بی‌تو سنگها بر دل نهادست
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,978
گلبن عشق تو بی‌خار آمدستهر گلی را صد خریدار آمدست
عالمی را از جفای عشق توپای و پیشانی به دیوار آمدست
حسن را تا کرده‌ای بازار تیزفتنه از خانه به بازار آمدست
باز کاری درگرفتستی مگرنو گرفتی تازه در کار آمدست
تا ترا جان جهان خواند انوریدر جهان شوری پدیدار آمدست
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,979
پایم از عشق تو در سنگ آمدستعقل را با تو قبا تنگ آمدست
نام من هرگز نیاری بر زبانآری از نامم ترا ننگ آمدست
هرچه دانی از جفا با من بکنکت زبونی نیک در چنگ آمدست
هرکسی آمد به استقبال مناندهانت چند فرسنگ آمدست
انوری پایت ز راهی بازکشکاندران هر مرکبی لنگ آمدست
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,980
کارم ز غمت به جان رسیدستفریاد بر آسمان رسیدست
نتوان گله‌ی تو کرد اگرچهاز دل به سر زبان رسیدست
در عشق تو بر امید سودیصد بار مرا زیان رسیدست
هرجا که رسم برابر مناندوه تو در میان رسیدست
این آب ز فرق برگذشته استوین کارد بر استخوان رسیدست
 
امضا : .ARMIN
عقب
بالا