طنز یه جک بامزه بگو...

  • نویسنده موضوع AyNoOshAw
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 165
  • بازدیدها 1,910
  • Tagged users هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

AyNoOshAw

رفیق انجمن
تاریخ ثبت‌نام
29/5/19
ارسالی‌ها
493
پسندها
4,027
امتیازها
21,773
سن
17
  • نویسنده موضوع
  • #1
دختراااااااااا دخترااااااااااااا

ازسر کوچه یه پسر اوردم زن نداره گوشیشم نوکیا سادس لاین و وایبر نداره خلاصه اهل زندگیه

پرتش میکنم هرکی گرفتش مال خودش
 

AyNoOshAw

رفیق انجمن
تاریخ ثبت‌نام
29/5/19
ارسالی‌ها
493
پسندها
4,027
امتیازها
21,773
سن
17
  • نویسنده موضوع
  • #2
اسم پروفایل خارجیا:

Jimmy butler

Tonny curney

Stefan curry

حالا اسم پروفایل ایرانیا:

شارژ ندی ادد نمیکنم

شیطون بلای آقاش

قاسمم رو با دنیا عوض نمیکنم

من اونیم که سایه هم نداشت

دختره بابامم !

ده تا استیکر بده ریپورتم!

دنبالم نیا اسیر میشی..
 

AyNoOshAw

رفیق انجمن
تاریخ ثبت‌نام
29/5/19
ارسالی‌ها
493
پسندها
4,027
امتیازها
21,773
سن
17
  • نویسنده موضوع
  • #4
یه بار یه مرده میخوره به نرده برمیگرده بازم میخوره به نرده باز که بر میگرده باااااازم میخوره به نرده
 

MAHKAME _R

کاربر ویژه
تاریخ ثبت‌نام
10/2/19
ارسالی‌ها
1,048
پسندها
12,153
امتیازها
34,373
مدال‌ها
3
یه بار یه خره عکس میگیره
بعد وقتی عکس ظاهر شد دید توی عکس نیست
اخه عکسش سیاه و سفید بود
خخخخ
بخندیم
 

AyNoOshAw

رفیق انجمن
تاریخ ثبت‌نام
29/5/19
ارسالی‌ها
493
پسندها
4,027
امتیازها
21,773
سن
17
  • نویسنده موضوع
  • #8
دیشب شام سوپ داشتیم
به مامانم میگم تو کشورای خارجی سوپ پیش غذاس نه شام
برگشته میگه بابات خارجیه یا اون عمه فلان فلان شدت
یعنی اصلاً لزومی نداشت پای عمه مو بکشه وسطا
نیتش فقط این بود که یه فحشی بهش بده
 

AyNoOshAw

رفیق انجمن
تاریخ ثبت‌نام
29/5/19
ارسالی‌ها
493
پسندها
4,027
امتیازها
21,773
سن
17
  • نویسنده موضوع
  • #9
مرد در حال جان دادن بود که به همسرش گفت :باید چیزی را به تو بگویم
زن:لازم نیست
مرد:اما اگر نگویم نمیتوانم آسوده بمیرم و عذاب وجدان رهایم نخواهد کرد
زن:باشه بگو
مرد:من زن دوم دارم
زن با خونسردی گفت :
میدونم همین امروز فهمیدم ...
حالا آروم باش تا مرگ موش کارشو بکنه...
 

sana_pat

کاربر نیمه فعال
تاریخ ثبت‌نام
26/5/19
ارسالی‌ها
638
پسندها
5,687
امتیازها
21,973
مدال‌ها
12
روزی مردی تازه دویست و شش خریده بود و مسافرکشی میکرد.
مسافراول:آقا خیلی داری تند میری.
مرد:تا حالا دویست و شش داشتی؟
مسافراول:نه.
مرد:پس خفه شو.
مدتی بعد مسافر دوم باز هم همینو گفت،مرد هم ازش پرسید که تا حالا دویست وشش داشتی،اونم گفت:نه،مرد:پس خفه شو.مدتی بعد مسافر سوم دوباره همین را گفت.
مرد:تا حالا دویست و شش داشتی؟
مسافرسوم:بله.
مرد:پس قربون دستت بگو ترمز این کدومه.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا