منتخب دلنوشته ی دختر است دیگر دختر | نیلو .ج کاربر انجمن یک رمان

Ŋɨℓσσ.ʝ.G_M

کاربر منتخب ادبیات
کاربر منتخب ادبیات
عضویت
11/30/18
ارسال ها
1,087
امتیاز
59,573

به نام حق

دختر است دیگر.jpg


نام دلنوشته: دختر است دیگر دختر

نام نویسنده : نیلو .ج

مقدمه :

دختر است دیگر دختر ، بارها این جمله را شنیده ام،
از نامرد های روزگار که خود سیبیل کلفت پشت ل**ب خود را تاب می دهند و آن را با موی بافته ی دخترانه مقایسه می کنند.
می گویند دختر است دیگر دختر ، مگر دختر بودن چه عیبی دارد ، اگر عیب بود خدا خلق نمی کرد .

با افتخار می گوییم دخترم دیگر دختر .


 
آخرین ویرایش

Hani.Nt

مدیر تالار کتاب
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار کتاب
عضویت
7/22/18
ارسال ها
1,029
امتیاز
29,873
سن
20
محل سکونت
شــمــال
وب سایت
housespringofhanilady2.blogfa.ir
134551


" به نام ایزد منان "

هر انچه از دل برآید، خوش آید!

کاربر گرامی نهایت قدردانی را داریم که نوشته های زیبایتان را در انجمن یک رمان به اشتراک می گذارید!
خواهشمندیم پیش از پست گذاری و شروع دلنوشته ی خود، قوانین زیر را به خوبی مطالعه بفرمایید.

"قوانین بخش دلنوشته ی کاربران"

پس از گذشت حداقل 15 پست از دلنوشته تان، می توانید در تاپیک زیر درخواست تگ بدهید.
"درخواست تگ دلنوشته"

همچنین پس از گذشت 15 پست از دلنوشته تان قادر هستید در تاپیک زیر درخواست جلد بدهید.
" تاپیک جامع درخواست جلد "

و برای دریافت جلد خود پس از تگ شدن به تاپیک زیر مراجعه کنید.
" تاپیک جامع دریافت جلد "

پایان دلنوشته تان را هنگامی که حداقل 3 صفحه از دلنوشته تان طی شد، می توانید در تاپیک زیر اعلام نمایید.
"اعلام پایان دلنوشته"

هر گونه سوال و یا مشکلی در خصوص تایپ دلنوشته را می توانید در تاپیک زیر بیان کنید.

سوالات و مشکلات کاربران در رابطه با دلنوشته نویسی

توجه داشته باشید که با 2 ماه وقفه در پست گذاری، دلنوشته تان به بخش دلنوشته های رها شده منتقل می شود. در صورتی که قصد ادامه ی دلنوشته تان را دارید به پروفایل مدیران مراجعه نمایید.


لطفا تمامی قوانین را رعایت فرمایید!

با تشکر
مدیریت تالار ادبیات
 

Ŋɨℓσσ.ʝ.G_M

کاربر منتخب ادبیات
کاربر منتخب ادبیات
عضویت
11/30/18
ارسال ها
1,087
امتیاز
59,573

عروسک بازی می کرد ، لباس هایش را مرتب
می کرد،موهای مشکی فرفری عروسکش را شانه
می زد،در آغوش می کشید، لالایی میخواند.
اما...
شب شد دخترک عروسکش را کنارش خواباند.
صبح شد.
دخترک دیگر دختر نبود.
گلویش زخم بود، لباسش خونین.
دخترک دیگر دختر نبود .
جنازه اش همراه پسر همسایه به بیرون خانه برده شد.
دخترک دیگر دختر نبود...
 

Ŋɨℓσσ.ʝ.G_M

کاربر منتخب ادبیات
کاربر منتخب ادبیات
عضویت
11/30/18
ارسال ها
1,087
امتیاز
59,573

آرام آرام ظرف می شست.
دستهایش از سوز سرما پینه بسته بود.
کارش تمام شد.
بدو به خانه برگشت، دستش را روی بخاری نفتی گرم کرد.
گرم نشد نزدیک تر رفت.
گوشه شالش به آتش بخاری هیزمی گرفته شد.
شالش گُر گرفت.
دخترک سوخت و گرم شد.
دختر است دیگر دختر .
 

Ŋɨℓσσ.ʝ.G_M

کاربر منتخب ادبیات
کاربر منتخب ادبیات
عضویت
11/30/18
ارسال ها
1,087
امتیاز
59,573

جلوی آینه ایستاد آرایش ملایمی کرد.
لباسش را مرتب کرد.
به طرف ایستگاه اتوبوس حرکت کرد.
روی نیمکت نشسته بود حواسش پرت شد.
با صدای جوووون گفتن پسر موتور سوار به خود آمد.
خود را مرتب تر کرد.
سریع سوار اتوبوس شد.
قلبش تند تند میزد ، گونه هایش سرخ بود و رنگش
پریده بود.
آری دختر است دیگر دختر .
ترس دارد از تنهایی چون دختر است دیگر دختر.

 

Ŋɨℓσσ.ʝ.G_M

کاربر منتخب ادبیات
کاربر منتخب ادبیات
عضویت
11/30/18
ارسال ها
1,087
امتیاز
59,573

دامن گلدار می‌پوشم با یک شومیز صورتی کم رنگ.
یک روسری گلدار حریر با همان طرح گل‌های دامنم.
چقدر خوشگل شده ام.
پدرم همیشه می‌گفت دختر باید شاد بپوشد.
دامنم را باز می‌کنم و میچرخم و می‌نشینم.
اوووووف عالی شد دامنم پف کرد.
سر بالا آوردم دیدم همه می خندند.
مادرم گفت دختر است دیگر دختر.
دختر همیشه کودکی اش را با خود دارد.
دختر در اوج غم هم شاد است
چون دختر است دیگر دختر.

 

Ŋɨℓσσ.ʝ.G_M

کاربر منتخب ادبیات
کاربر منتخب ادبیات
عضویت
11/30/18
ارسال ها
1,087
امتیاز
59,573

کودک بودم موهایم را مادرم شانه می زد و می بافت.
بزرگ شدم دستان مادرم توانایی شانه زدن موهای فرفری ام را نداشت.
خود دست به کار شدم .
شانه زدم به موهایم.
شانه زدم و شانه زدم .
روزی به خود آمدم دیدم دیگر موهایم فر نیست.
موهایم لَخت لَخت شده بود.
معنی موی فرفری و موی لَخت را فقط دختر می فهمد.
خواستم مویم را کوتاه کنم .
مادرم گفت دختر است و موی بلندش.
عاشق شدم ،سوختم، باختم.
موهایم را کوتاه کردم .
دختر ام دیگر دختر .
کسی نباشد موی بلند نمی‌خواهم .
 

Ŋɨℓσσ.ʝ.G_M

کاربر منتخب ادبیات
کاربر منتخب ادبیات
عضویت
11/30/18
ارسال ها
1,087
امتیاز
59,573

تولدت مبارک دخترم...
دختر است دیگر دختر ، دل خوش است به این حرفها.
دختر است دیگر ، دوست دارد کسی به یادش باشد.
بداند چند نفر دوستش دارند.
دختر است دیگر ، دل خوش است به دوست داشتن ها ، به یادت بودن ها، به دل تنگ شدن ها.
هیچوقت تولد یک دختر را فراموش نکنید، چه مادرش باشید ، چه پدرش باشید ، چه خواهر یا برادر یا حتی عشقش باشید ، تولد یک دختر را فراموش نکنید.
دختر است و همین دلگرمی ها.
 

Ŋɨℓσσ.ʝ.G_M

کاربر منتخب ادبیات
کاربر منتخب ادبیات
عضویت
11/30/18
ارسال ها
1,087
امتیاز
59,573

دخترم دیگر دختر
گاه شاد ، گاه غمگین ، گاه بیمار، گاه ...
گاه نمی‌دانم چیست ، گاه نمی دانم کیست، نمی‌دانن ...
اصلا نمی دانم ، هیچ چیز نمی دانم .
گاه نفهم ترین آدم دنیا می شوم به امید اینکه کسی
پیدا شود و بفهمد حالم را.
گاه احمق ترین می شوم تا کسی بیاید و حال این
دیوانه را خوب کند.
گاه نمی دانم چه می شوم.
فقط هستم همین...

 

Ŋɨℓσσ.ʝ.G_M

کاربر منتخب ادبیات
کاربر منتخب ادبیات
عضویت
11/30/18
ارسال ها
1,087
امتیاز
59,573

امروز گریستم، آنقدر گریه کردم که صدایم گرفت.
اما نشد آنچه دلم میخواست.
کودک بودم گریه میکردم می شد هر چه میخواستم...
اما حال...
من تو را خواستم برایت زجه زدم مثل دیوانه ها خودم را زدم،
زدم و زدم و زدم.
اما نشد...
نشد آنچه خواستم.
نشد تو بیایی و در آغوشت پناه ببرم.
جانانم خفه می شوم.
این بغض لعنتی خفه ام می کند.
اما نه ‌کاش خفه کند.
دخترم دیگر فریادم گناه است...
خفه می شوم...

 

بالا