شاعرانه مجموعه اشعار دِلَک ساده من | شمیم فرهادی کاربر انجمن یک رمان

ش.م.ی.م فرهادی

گوینده انجمن + شاعر انجمن
گوینده انجمن
عضویت
9/9/18
ارسال ها
1,351
امتیاز
24,673
محل سکونت
کرمانشاه

دلک ساده ی من را ببرید
حال میخواهد کمی کودک شود...
بگذارید برود بر روی آن سرسره ها
تا بخندد وَ بخندد ز درون...
بگذاریدش کمی تاب را بازی کند...
بگذارید دلک ساده ی من
باز کودک بشود...
باز کودک بشود...
 
آخرین ویرایش

ش.م.ی.م فرهادی

گوینده انجمن + شاعر انجمن
گوینده انجمن
عضویت
9/9/18
ارسال ها
1,351
امتیاز
24,673
محل سکونت
کرمانشاه
دلک ساده ی من باز نوشت:
که تورا دلتنگ است...
نه صدایی آمد
نه ندایی که بخوانی تو مرا....
نه امیدی که شود چاره راه...
و قلم باز شکست
 

ش.م.ی.م فرهادی

گوینده انجمن + شاعر انجمن
گوینده انجمن
عضویت
9/9/18
ارسال ها
1,351
امتیاز
24,673
محل سکونت
کرمانشاه
غزلی ساده سرایم که تو برگردی و باز...
دلک ساده ی من شاد شود
جای این قاب ترک خورده ی عکس
خود آغوش تو فریاد شود...
جای گیسوی عروسک هایم
دست تو موی مرا باد شود...
 

ش.م.ی.م فرهادی

گوینده انجمن + شاعر انجمن
گوینده انجمن
عضویت
9/9/18
ارسال ها
1,351
امتیاز
24,673
محل سکونت
کرمانشاه
دلک ساده ی من
آنچنان مظلوم است
که چو بیند تو به همراه دگر خوبان شهر
هیچ از غصه و غم ل**ب نزند...
و گذارد که رَوی سوی جنون
سوی آن عاقل و فرزانه ی شهر
و منِ دیوانه بر بالین غم
اشک ها خواهم سرود...
 

ش.م.ی.م فرهادی

گوینده انجمن + شاعر انجمن
گوینده انجمن
عضویت
9/9/18
ارسال ها
1,351
امتیاز
24,673
محل سکونت
کرمانشاه
دلک ساده ی من...
رام چشمان تو شد!
سخنی گر نزدی
او ز چشمانت خواند...
قصد رفتن گر نکرد
او به همراه تو ماند..

و دلم رام دو چشمان تو شد....
 

ش.م.ی.م فرهادی

گوینده انجمن + شاعر انجمن
گوینده انجمن
عضویت
9/9/18
ارسال ها
1,351
امتیاز
24,673
محل سکونت
کرمانشاه
دلک ساده ی من...
چند سالیست که از هیچ غمی دم نزده
و به تنهای محزون خود عادت کرده...
که مبادا تو بیایی و دل ساده ی من
باز دیوانه شود...
و دگر بار به لطف روی تو

روح من چون حالِ سردخانه شود...
 

ش.م.ی.م فرهادی

گوینده انجمن + شاعر انجمن
گوینده انجمن
عضویت
9/9/18
ارسال ها
1,351
امتیاز
24,673
محل سکونت
کرمانشاه
دلک ساده ی من...
عادتش بود کمی بچه شود...
کمی از راه جوانی و عدم دور شود
و بماند کودک...
لیک این احساس نامرد دلم
باز من را به هوای عاشقی

آدم کرد!
 

ش.م.ی.م فرهادی

گوینده انجمن + شاعر انجمن
گوینده انجمن
عضویت
9/9/18
ارسال ها
1,351
امتیاز
24,673
محل سکونت
کرمانشاه
دلک ساده ی من...
همچو یک رود روان آرام بود...
و ندانست عشق چیست...
او ندانست که دل دادن و مجنون شدن...
همه شب ها به نخوابیدن و مجروح شدن...
و گلویی که گرفت از غم چشمان و صدا...
همه از ریشه احساس دل است...
که به ناگاه کسی آمدو آشوبش کرد...
و ندانست که من دختری از احساسم
که به یک جمله ی او جان و جهان می‌بازم
او غریبانه مرا عاشق کرد...

او غریبانه مرا عاشق کرد...
 

بالا