قفسه کتاب _پلیس|یو نسبو _

ASaLi_Nh8ay

کاربر خبره
کاربر خبره
عضویت
7/18/18
ارسال ها
9,695
امتیاز
78,373
سن
16
محل سکونت
خیآبآنِ بَهآر| کُوچِه اُردیبهِشت| پِلآکِ 1

کتاب پلیس، رمانی نوشته ی یو نسبو است که اولین بار در سال 2013 منتشر شد. کارآگاه هری هول برای سال ها، در مرکز تمام تحقیقات مربوط به پرونده های جنایی بزرگ و مهم در اسلو بوده است. هوش بالا و تعهد او به کارش در طول این سال ها، زندگی های بسیاری را نجات داده است. اما ماجرایی جدید در حال وقوع است. در حالی که قاتل جسورتر می شود و واکنش رسانه ها نیز پرتب و تاب تر، هیچ خبری از کارآگاه افسانه ای اسلو نیست. این بار، وقتی افرادی که برای هری بیشترین اهمیت را دارند در خطری بزرگ قرار می گیرند، او در شرایطی نیست که بتواند از کسی محافظت کند—حتی خودش. رمان پلیس، با داستان جذاب و پرتنش خود، مخاطبین را تا انتها با خود همراه می کند.

قسمت هایی از کتاب پلیس

هیچ صدایی نمی آمد و فقط سکوتی لرزان همه جا را فرا گرفته بود. احساس همان زمانی را داشت که مغزش خاطره ای را به صورت وهم آلود و مبهم در خودش ثبت کرده بود؛ چرا که این خاطره اذیتش می کرد. همان احساسی را داشت که موقع دراز کشیدن بر تختخواب خانه شان در درامن کنار رودخانه داشت. آن موقع صدای گذشتن چند قایق موتوری را از پشت پنجره ی بازشان می شنید؛ اما مغزش هیچ واکنشی از خود نشان نمی داد. کافی بود در اتاقشان جیرجیری آرام بکند تا از خواب بپرد و سیخ روی تختخواب بنشیند. لورا گفته بود بعد از پرونده ی درامن و پیدا کردن جسد رنه کالسنس کنار رودخانه این طور شده بود.

هری قبلا چه می گفت؟ شهود، فقط مجموعه ای از چیزهایی بسیار کوچک اما مشخص است که مغز هنوز نتوانسته اسمی رویشان بگذارد.

بسیاری از افراد، به خاطر ترس از این که شرایط جایگزین ممکن است بدتر باشد، تمام زندگیشان را در جایی که نمی خواهند، سپری می کنند. ناراحت کننده نیست؟
 
بالا