_دین‌داری در دنیای معاصر| سیدمجتبی حسینی_

ASaLi_Nh8ay

مدیر تالار ادبیات
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار ادبیات
عضویت
7/18/18
ارسال ها
9,888
امتیاز
78,373
سن
16
محل سکونت
خیآبآنِ بَهآر| کُوچِه اُردِیبِهِشت|پِلآکِ 1
اینکه منظور از دنیای معاصر چیست و یا از چه زمانی را دنیای معاصر می‌دانیم و اینکه بررسی‌ها و نگرش‌های فلسفی‌، تاریخی، فلسفه تاریخی ‌ـ جامعه‌شناختی و... دنیای معاصر را وابسته به کدام رخداد بیان می‌کنند کمی گیج‌کننده و یا حداقل زمان بر و نسبت به موضوع این دفتر کم بهره است. (رنسانس، انقلاب صنعتی‌، ماشین بخار‌، برق و الکترونیک‌، سایبر‌نتیک، صنعت ساختمان و سازه فتونیک‌، تحولات علوم شناختی‌ و انسانی و...) اما در مسیر گفتگو جائی که از پیام‌ها و پیامدهای آن سخن می‌گوئیم درک مشترکی از منظور از دنیای معاصر به‌ دست می‌آید. پرسش دیگر اینکه آیا دنیای معاصر را به‌ عنوان امر پسندیده و خوب می‌نگریم یا ناشایست و ناپسند؟ گریزپذیر یا گریزناپذیر؟ این پرسش هم در لا به‌ لای سخن به پاسخ‌های متناسب با شاکله افراد نزدیک‌تر می‌شود. بسیاری از مردم در برابر یک پدیده نو و تازه حالت تدافع و پس زدن دارند و با هر امر جدیدی مخالفت می‌کنند و آن‌ را ناپسند و ناروا تلقی و معرفی می‌کنند؛ به صرف اینکه با آنچه عادت و سنت می‌دانند و رویه پیشینیان نیست موافق نمی‌باشد. از سوی دیگر بسیاری در برابر هر امر «نو» و تازه‌ای زبان ستایش و همراهی گشوده عملاً یا قلباً خرسند و پیرو می‌شوند و آنچه غیرآن و پیش از آن بوده را ناپسند و ناروا و عقب مانده و ناکارآمد و نادرست می‌شمرند. در این گفتگو به‌ مثابه اندیشمند و یا لااقل اندیشه‌ورز، خردمندانه از نشستن بر کرسی پیش‌داوری پرهیز می‌کنیم. همان‌طور که اشاره شد، این سوال نابجایی نیست که پرسیده شود: «مگر دنیای معاصر چه کاری به دین و دین‌داری داشته و دارد؟» چرا که اگر مطلبی درست باشد در هر صورت درست است و اگر نادرست باشد، نادرست است. و اگر دنیای معاصر مشکلی برای دین و دین‌داری پیش آورده، نادرستی گزاره یا مطلبی را فاش کرده و اگر چنین نیست ارتباط عمیقی بین دنیا معاصر و دین‌داری وجود ندارد. اگر دو دوتا، چهارتا قرن‌ها چنین بوده و چنین هم خواهد بود، پس قاعدتاً دین هم مثل همین گزاره مستقل از زمان و مکان و... است. این سخن اگرچه در ژرفای خودش دیدگاهی نابجا نیست، اما دغدغه‌های پرسشگران را نمی‌زداید و آسایش و آرامش نمی‌دهد، چرا که ما در پرسش پیوند دین و دنیای معاصر با چالش‌هایی رو به ‌رو می‌شویم که هم‌ارز قضیه دو دوتا چهار تا نیستند. به‌ ویژه که دنیای معاصر حتی در گزاره دو دوتا چهارتا هم به خود اجازه دودلی و دیدگاه‌های جایگزین داده است. نظریات در منطق ریاضی‌‌، ریاضیات و منطق نوین در هندسه و... بدیهیات و مسلمات پیشین بشر را به چالش کشیده، ولو اینکه نفی مطلق گزاره‌های پیشین نیستند و از روی دیگری به آن می‌نگرند و نظر می‌دهند.



بخشی از کتاب دین‌داری در دنیای معاصر

آزادگی و دین داری

اگرچه برخی از جاذبه ها و کنشگری های دنیای معاصر، درست یا نادرست، با حسن استفاده یا سوء استفاده از آزادی دم می زنند و آن را چالشی در برابر دین داری می گویند، اما و افسوس متاسفانه « آزادگی » همچنان مهجور و متروک مانده است. با یک نگاه اجمالی به فرآورده های اجتماعی ـ فرهنگی در دنیای معاصر و به تبع آنها سیاسی ـ اقتصادی، مشاهده می شود تشویق و ترغیب و آرایش آزادگی چه جا و جایگاهی ناچیز، بلکه نزدیک به هیچ دارد. و این در حالی است که دین داری و آزادگی در نزدیکی ژرفی با یکدیگر هستند و اصلاً یکی از چالش های دنیای معاصر با دین داری، همین است.

فتوت، مروّت، حریت و امثال این مضامین کلید واژه هایی هستند که می توانند ارزشمندی آزادگی و جوانمردی و سایر برتری های شخصیتی را در دین بازگو کنند.

اینها گوشه های متروک از شاکله انسان است. نیاز انسانی انسان که درون والامند او را ارضا می کند و پرواز می دهد و دنیای معاصر با شعار یا ادعای خدمت به انسان، در این زمینه کاری در خور ندارد و نمی دانیم در خدمت کدام انسان است. این سخن، به سرعت به تضاد با دنیای معاصر تعبیر نشود، بلکه بیان کاستی هایی است که نباید مغفول بماند. فعلاً همین، « آزادگی » یعنی از بندهای جاهلانه، نابخردانه، خودخواهانه رها بودن، در افق بالاتر پرواز کردن، پرواز به گونه ای که برای اهداف و انگیزه های والا سختی ها و خطرات را که معمولاً رفتار جوانمردانه و آزادانه را درگیر می کند، کم شمردن و نهایتاً جمع و جامعه انسانی، بلکه کل آفریده ها را برخوردار کردن.

دین دار و آزاده حتی اگر باورها و مناسک یکدیگر را نپذیرند، هر دو به این ویژگی طرف مقابلشان ارج می نهند. اما افسوس حلقه ارباب ها در دنیای معاصر مجال و فرجه ای برای اندیشیدن و آزادگی نمی گذارند. اگرچه درگذشته هم، به بند کشندگان در سمت حذف آزادگان و نفی آزادگی بوده اند، اما در دنیای معاصر پیچیده تر، تکنیکی تر و پرتوان تر و در عین حال نامحسوس تر این تضاد با آزادگی پیش می آید. به حدی این پارادایم در سپهر ذهنی و عینی افراد رسوخ داشته که چه بسا بسیاری از افراد اصلاً متوجه نباشد و ندانند یا نخواهند بدانند، ما از چه حرف می زنیم و این حرف ها چه « فایده ای » دارد و کدام حلقه از سلسله اربابان حلقه این سخنان را تائید می کنند!! و...
 
بالا