تلاطم| T-M کاربر انجمن یک رمان

  • شروع کننده موضوع T-M
  • تاریخ شروع

T-M

رفیق انجمن
رفیق انجمن
عضویت
8/21/19
ارسال ها
111
امتیاز
2,753
یک شب انگار اشتباهی ،
بیخبر از یک تلاطم
ناگهان قلبش فرو ریخت.
مثل حس یک ترانه
بندبندش عاشقانه،
مثل یک درد قدیمی
طاقتش را طاق میکرد
اشک های پربهانه
چشم او فرصت نمیداد تاکه دل آرام گیرد...
مثل احساس نیازی که در این تاریکی
تکه نوری بودنش را باید ابراز کند
یک نفر اینجا به عشق بیمار است
باید امشب آسمان باز ببارد غصه را
تا به یغما ببرد ،آنچه میان من و اوست.
درد عشق را ندهد درمان این فاصله ها ،
بلکه احساس نیاز دیوانه تر میکندت....
 
آخرین ویرایش

T-M

رفیق انجمن
رفیق انجمن
عضویت
8/21/19
ارسال ها
111
امتیاز
2,753
از کسی رنجیدنت را سهم این عاشق مکن
بیش از این فرصت نمانده با دلم بازی مکن
از تو تا من یک جهان دوری به میدان آمده
بازهم بی اعتنا از حال من کاری مکن....
 

T-M

رفیق انجمن
رفیق انجمن
عضویت
8/21/19
ارسال ها
111
امتیاز
2,753
جای که بود؟ درفال تو
دور از منی ای فال من
فنجان قهوه ته کشید
می میرد این اقبال هم....
 

T-M

رفیق انجمن
رفیق انجمن
عضویت
8/21/19
ارسال ها
111
امتیاز
2,753
هرکه آمد به دلم فردا رفت
هرکه ردشد ز دلم تنها رفت
عادتی شد به دلم رفتنها
در دلم هرچه که بود،یکجا رفت....
 

T-M

رفیق انجمن
رفیق انجمن
عضویت
8/21/19
ارسال ها
111
امتیاز
2,753
پرواز کنارت...
اوج میگیرد دلم با خنده هایت
از آن عشق کنار کنج چشمت
مگر میشه گذشت از ناز چشمت؟
دلم دلبسته ی آن روی ماهت
نکن با من چنین با هر نگاهت
نزن هی مژه برهم ای نگارم
نباشد که بری ، من بیقرارم...
 

T-M

رفیق انجمن
رفیق انجمن
عضویت
8/21/19
ارسال ها
111
امتیاز
2,753
من اگر بد بشوم ،یا نشوم
پای تو جان بدهم،یا ندهم
همه اش یکسان است
پیش چشمان پر از کینه ی تو
که مرا سخت به بازی بگرفت
آن نگاه سرخوش از حیله ی تو....
 

T-M

رفیق انجمن
رفیق انجمن
عضویت
8/21/19
ارسال ها
111
امتیاز
2,753
از این ذهنی که هر دم سمت تو پرمیکشد هربار
از آن نقش نگاه تو که سخت در خاطرم جا ماند
و شاید
از دل این غم ، تواند دل زند فریاد
که من محتاج دیدارم
از عشقت سخت بیمارم
و شاید فرصتی یابم ، که قدری عاشقت باشم...
 

T-M

رفیق انجمن
رفیق انجمن
عضویت
8/21/19
ارسال ها
111
امتیاز
2,753
یقین دارم که روزی از همین روزهای تکراری
وشاید
درشبی تاریک که سرما استخوان سوز است
تورا چشمان من بیند که سمتم میدوی جانا
و این دیوانه ی عاشق شود بادست تو معنا
که کاش این آرزو باشد تمام سهمم از دنیا
که عاشق میشوم هردم ز شوق روی تو مهتاب
بگو
اقبال من شاید تو باشی جز فقط در خواب....
 

موضوعات مشابه


بالا