انجمن رمان نویسی یک رمان

M A H D I S
M A H D I S
[BGCOLOR=rgb(254, 254, 254)]میشه اگر قصه رو دوست دارید بهم بگید؟[/BGCOLOR]
مگه میشه رمان‌هاتو دوست نداشت :610185-ae27176d7371ebcd2b8b54769e216894: :354:
میم پناه
میم پناه
سلاااااااااااااااااام به روی مااهت که
نمی دونی چقدر ممنونتم که ادامه ی قصه رو هم خوندی
خداروشکرم و یه سوتی ای تو کارم تو شرکت جدید دادم، بابت اون حسابی اعصابم خرده... استرسم بالا بود
درست میشه خدا بخواد ولی خب می شد اصلا این سوتی داده نشه

بهله بهله... خود خودشونن... گفته بودم یکی از زوج های دخترها تو قصه ی بعدی هم هستن... حدس بزنید کدومشون؟
همین که متوجه شدی... ممنونتم
نه... این چند ماه بعد از دختراس... اگر اون رو ادامه بدم... کامل معلوم میشه که تقریبا ده ماهی گذشته


مگه میشه مهدیس مهربون انرژی مثبت نده؟ از بس که خودت دوست داشتنی ای :458209-f12060c2c913aba8ccc50517d4698098: :458209-f12060c2c913aba8ccc50517d4698098: :big-hug: :big-hug:
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها] M A H D I S
M A H D I S
M A H D I S
قربونت برم گل، ادمو شرمنده می‌کنی، دیر و زود داره ولی محاله ادامه ندم رماناتو
***
عیبی نداره عزیزم، آدمیزاده دیگه، پیش میاد...
خودتو سرزنش نکن بابا، انسان جایز الخطاست دیگه

***
اووو بعد چندین ماه، بازم مرتضی درست نشده؟ :/ کلا هر چقدر بعضی ادما همو دوست داشته باشن، بازم ممکنه که بدرد هم نخورن... سختم هست واقعا...
**
مهربون خودمی
عقب
بالا