مثل مرحومی که خاکش نام و تصویری نداشت
مرده بودم گرچه مرگم شرح و تفسیری نداشت
اشکهایم را نبین، احوال زارم را نبین
من کسی بودم که لبخند از لبش سیری نداشت
مزاری که نبود، مجلس تدفینی نبود
جسم متروکهای که الله و تکبیری نداشت
چه کنم، شاید هم این از بخت و اقبالم بود
که دلم از زندگی توان باج گیری نداشت
مثل مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت
حال من بد بود، کسی باور و تفسیری نداشت
خاطراتی مانده، اما دریغ از بویی خوش
مرگ من هیچ ارتباطی اما به پیری نداشت
حال من، حال گل سرخیست در چنگ مغول
با فروپاشی چنان فاصلهی دیری نداشت
#شعر ترکیبی
#قیصر امین پور
#حافظ وطن دوست
#شکیلا اسماعیلی