انجمن رمان نویسی یک رمان

Amin~
Amin~
تو از یکی دیگه میترسی که اونم از رها
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها] RAH~ و iliot~
iliot~
iliot~
نه بابا اونو فقط یکم تحمل ناراحت بودنش رو ندارم
کل دوستام اینطورین
Amin~
Amin~
اره کل دوستات از رها میترسیم
iliot~
iliot~
رها خودشم دوست حساب میشه اسکل
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها] Amin~
Amin~
Amin~
خودشم از خودش میترسه عزیز
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها] RAH~
iliot~
iliot~
باه
Amin~
Amin~
باع
RAH~
RAH~
ایلیا از کی می‌ترسی؟
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها] iliot~ و Amin~
MER~
MER~
واینا؟
Amin~
Amin~
اره
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها] iliot~ و RAH~
iliot~
iliot~
باه نمیترسم جدی
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها] Amin~
MER~
MER~
ایلیا جان بذار با یه حقیقتی روبه‌روت کنیم
ما خودمون انقدر از همدیگه می‌ترسیم که جرات نمی‌کنیم دعوا یا کات کنیم♡
بنظرم تا پرشون به پرت نخورده تجدید نظر کن
Amin~
Amin~
با مرسده موافقم کاملا
هزاربار سر مشکل جدا شدیم ولی از ترس باز اوکی شدیم
iliot~
iliot~
:rolling-on-the-floor-laughing::rolling-on-the-floor-laughing::rolling-on-the-floor-laughing:ریدم
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها] Amin~
iliot~
iliot~
نه خب ترس نیست
دوست داشتنه
بخاطر اینکه دوستتون دارم از ناراحتیتون ناراحت میشم
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها] Amin~
Amin~
Amin~
میبینیم ایلیاجان
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها] iliot~ و MER~
MER~
MER~
برات دعا میکنم زیاد دردت نگیره♡
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها] Amin~ و iliot~
iliot~
iliot~
انا للله و انا علیه راجعون
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها] Amin~
iliot~
iliot~
دودف
Amin~
Amin~
نه به این سرعت
اروم اروم
عقب
بالا